دی ۲۰

هفته نامه ایران دخت - ۱۹ دی ۸۸

یك “نیمكت” در یك “پارك”!
روزگار غریبی را سپری می كنیم: غمرنگ و طوفان زده و آلوده به بوی نامطبوع خون و خشونت لجام گسیخته، كه متاسفانه هنوز چشم انداز امیدواركننده ای را- هر چند اندكی آن سوتر- نشان نمی دهد.
از آنچه می ترسیدیم، انگار دچارش شده ایم.”رادیكالیزم حاكم و محكوم”، تمامی عرصه  سیاست داخلی را تسخیر كرده است. حتی به اندازه یك”سجاده”، یك “كلاس درس″، یك “تریبون كوچك” و یك “نیمكت داخل پارك” جا برای آنان كه سالهاست با این “بلای زمینی”- یعنی رادیكالیزم به هرنام و شكل وشمایل- وداع كرده اند، باقی نمانده است.
هر كس در آشفته بازاراردوكشی رادیكالیزم حاكم و محكوم، ناخودآگاه و حتی چه بسا بدون قصد و انگیزه، ناگهان متوجه می شود كه در یكی از دو سوی ماجرا قرار گرفته   است.سخن ازاردوكشی دو جبهه “حق”و”باطل” درجولانگاه رادیكالیزم حاكم و محكوم، شوخی بی مزه یا ادعای گزافه ای بیش نیست. كدام حق و باطل؟! ادامه مطلب را بخوانید »

دی ۱۹

روزنامه اعتماد - ۱۹ دی ۸۸

اگر وضع به همين سياق پيش برود، به سلامتي متوليان مطبوعاتي وزارت ارشاد، کار به جايي خواهد رسيد که هر روز صبح، سردبيران روزنامه ها در محوطه دفتر آقاي معاون به صف شوند و پس از استماع نطق ارشاديه ايشان، ديکته مفصلي بنويسند، متاسفانه فضاي غبارآلود و بدبينانه يي هم که در ماه هاي اخير عرصه سياسي داخل کشور را فراگرفته، انگار مجال مناسب و مغتنمي براي پختن يک غذاي مطبوع و مطلوب از اين «مرغ عزا و عروسي» يعني مطبوعات- البته از نوع مستقل و بي پشت و پناهش- فراهم ساخته است.  ادامه مطلب را بخوانید »

دی ۱۶

ضمیمه روزنامه اعتماد - ۱۶ دی ۸۸

روزگاري در جايي خوانده بودم؛ «امين» برادر مامون و فرزند هارون الرشيد خليفه عباسي روزي از پدرش پرسيد که اين چه حکمت است که تو موسي بن جعفر (امام کاظم(ع)) را به حضور فرامي خواني و بسيار تکريم و احترام مي کني و مراتب ارادت ابراز مي داري و حتي الباب بدرقه مي کني اما بلافاصله فرمان حبس و زجر ايشان به ماموران ابلاغ مي داري؟ هارون پاسخ داد؛ «الملک عقيم،»

اين همان تعبير رايج در ميان توده مردم است که؛ سياست، پدر و مادر ندارد.

ادامه مطلب را بخوانید »

دی ۱۲

 هفته نامه ایران دخت - شنبه ۱۲ دی ۸۸

آن چیست كه گاهی انسان را در لحظه ها و برهه هایی خاص، به گونه ای نامتعارف و غیر منتظره به انجام یا ترك كاری وامی دارد و چه بسا حیرت و ستایش دیگران را بر می انگیزد؟
” محرك ” انسان برای آنچه در ” بزنگاه های دلهره و تردید و تصمیم ” می كند یا نمی كند، چیست؟
می دانم كه اهل نظر- آنان كه برای هر پرسشی هزار پاسخ حاضر و آماده و شسته رفته در آستین دارند – فهرستی بلند بالا از محرك های بیولوژیك، عاطفی، اخلاقی و ایدئولوژیك را ارائه خواهند داد: تلاش برای بقا و صیانت از نفس و نسل، تعالی طلبی و افزون خواهی، نیازهای عاطفی و احساسی و عشقی و معنوی، التزام های اخلاقی و عقیدتی و قانونی و قراردادهای اجتماعی. اینها و جز اینها، لابد محرك های انسان برای دست به كاری زدن یا از انجام كاری پاپس كشیدن است! ادامه مطلب را بخوانید »

دی ۱۱

روزنامه اعتماد - پنج شنبه ۱۰ دی ۸۸

هرکس هرچه مي خواهد بگويد اما من بي هيچ ترديد و تعارف، به صراحت اعتراف و اعلام مي کنم؛ «آهاي، افراطي ها، کار خودتان را کرديد. تا اينجاي ماجرا شما برنده شده ايد،» اکنون ديگر با يک حساب سرانگشتي مي توان گفت که اين وضعيت هولناک -که به گواهي اظهارنظرهاي دوست و دشمن در تاريخ ۳۰ ساله پس از انقلاب اسلامي نمونه ندارد- دستپخت مشترک دو جريان افراطي به ظاهر متضاد است؛۱- استحاله چي هاي به ظاهر دوآتشه انقلابي،۲- جريان هاي ضدانقلاب و برانداز. ادامه مطلب را بخوانید »

دی ۰۹

هفته نامه ایران دخت - شنبه ۵ دی ۸۸
این یك قاعده تكرار شونده است كه با فروپاشی هر رژیم سیاسی، در هر جای جهان، بخش مهمی از مناصب قدرت در نظام جدید را كسانی بر عهده می گیرند كه در دوران مبارزه با رژیم پیشین، دستی از نزدیك برآتش داشته اند. مبارزان سابق، حاكمان لاحق می شوند با این توضیح كه: “قدرت جدید” سكه “مشروعیت” خویش می زند وبر تابوت “قدرت پیشین” داغ ننگ و نفرین و دفن ابدی می نهد! ادامه مطلب را بخوانید »

دی ۰۹

هفته نامه ایران دخت- شنبه ۲۸ آذر

 چند سال پیش، در دوره ششم مجلس، روزی از روزها گروهی از معلمان آموزش و پرورش برای انعكاس اعتراضات صنفی خود در برابر ساختمان مجلس اجتماع كرده بودند. پی در پی شعار می دادند و از رئیس و نمایندگان مجلس می خواستند كه برای شنیدن حرفهای آنان حضور پیدا كنند. طنین فریادهای اعتراض معلمان در راهروها و حتی صحن مجلس شنیده می شد. ادامه مطلب را بخوانید »

دی ۰۷

 

زیر بار ستم نمی كنم زندگی                   جان فدا می كنم در ره آزادگی

                             این پیام از حسین

                            می رسد دم به دم

                             ننگ و ذلّت بود

                              زندگی با ستم

زنده بادا حسین                                  مرده بادا یزید

                            واحسینا، واحسینا

 راه ما راه حق، عزّت نوع بشر             می رسد از پی تیرگی شب سحر

                              هر زمین كربلا

                              هر زمان نینوا

                              نهضت ما بود

                              در ره اولیا

 زنده بادا حسین                               مرده بادا یزید

                         واحسینا، واحسینا

 جنبش ما بود مكتب سبز امید               پرچم سبز ما همی دهد این نوید

                          كاخ جور و ستم

                         می شود سرنگون

                          دشت امید ما

                        می شود لاله گون

 زنده بادا حسین                             مرده بادا یزید

                      واحسینا، واحسینا

آذر ۲۱

مصاحبه با سایت جماران - ۱۸ آذز ۱۳۸۸ 

احمد پور نجاتی، نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی و مشاور فرهنگی دولت اصلحات معتقد است: خطر بزرگی که اکنون  به صورتی بالفعل قانون اساسی را تهدید می کند، تحریف تفسیری قانون اساسی است. تحریف تفسیری قانون اساسی به معنی  از خاصیت انداختن برخی اصول قانون اساسی با نوع خاص تفسیری که حتی نهادهای به ظاهر مسئول قانون اساسی نیز  انجام می دهند. وی در عین حال تصریح کرد : علاوه بر این،مصیبت مضاعف آنجاست که رییس جمهور به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی، ‌خود میدان دار تخلف از قانون اساسی می شود. ادامه مطلب را بخوانید »

آذر ۱۶

“جنبش سبز″ ، اكنون دیگر واقعیتی غیر قابل انكاراست. این را از واكنش های “هر روز به یك رنگِ” مخالفان این حركت اصیل و عمیقا ملی و مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه به خوبی می شود فهمید. بد و بیراه گویی ها، بگیر و ببندها، پرونده سازی ها و حتی ضرب و شتم های خیابانی و معركه گیری های به اصطلاح رسانه ای ، چه در صدا و سیما و چه در كیهان و اذناب و اصحابش و چه حتی در تریبون های فرمایشی به ظاهر مذهبی، نباید كسی را به اشتباه بیاندازد. اگر”جنبش سبز″ چیزی نبود، پس این همه ” بسیج و مانور و تغییر سازمان و آماده باش شبانه روزی و اخطار تلفنی و پیامكی و احضار و تهدید و اخراج از محل كار و محرومیت از تحصیل و ممنوعیت خروج ازكشور و امثال اینها” برای چیست؟ ادامه مطلب را بخوانید »

آذر ۱۳

اگر ناگهان چشم بازكنی و متوجه شوی از گوشه كنار خانه ات صدای غریبه می آید، قابلمه دلمه ات ربوده و خورده شده و خلاصه كسان دیگری به جای تو حرف می زنند و تصمیم می گیرند، چه حالی پیدا می كنی؟!
و اگر ناگهان نگاهت به پا و پشت غریبه ها بیفتد و بینی كه ؛ سُم دارند و دُم، چه خاكی بر سرت خواهی كرد؟!
نمایش “جن گیر” به نویسندگی و كارگردانی كوروش نریمانی را چند شب پیش روی صحنه سالن قشقایی تئاتر شهر به تماشا نشستم. ادامه مطلب را بخوانید »

آبان ۲۸

چه ” ترحم انگیز ” است سرنوشت ” هنر ” آنگاه كه بی شرمانه ” مجلس آرای ” حكومت و قدرت می شود. یك شاخه گل رز در دستان زمخت یك ششلول بند!
بد قواره نیست؟
نوشته اند كه : ” نرون ” چنگ می نواخته، ” شاه اسماعیل صفوی” غزل می سروده، ” ناصرالدین شاه قاجار ” اهل شعر و نقاشی و هنرهای مستظرفه بوده و ” هیتلر ” نقاشی می كرده و البته دربار و دارالخلافه بسیاری از شاهان و خلفای ریز و درشت، در شرق و غرب عالم، محفل هنرنمایی و فضل فروشی و هنردوستی اصحاب حكومت و قدرت بوده است.
با این همه، احساس تزلزل ناپذیر من از مشاهده یا تداعی این معاشرت ” چندش آور ” چیزی جز ترحم نسبت به ” هنر ” نیست. درست همان حس و حالی كه از مشاهده نوازش غلام بچه ای نوخط توسط سلطان محمود غزنوی به انسان دست می دهد! ادامه مطلب را بخوانید »

آبان ۱۴

با “اعتراضات اجتماعی” چه باید كرد؟ پاسخ برخی بسیار صریح و سریع و بی تعارف است:” سركوب”! انگار هستند كسانی كه هنوز از ” اعتراض اجتماعی” به همان شكل و اندازه وحشت دارند كه اهالی نیشابور از حمله مغول!
باورشان این است كه بی هیچ اما واگر باید در برابر” اعتراض اجتماعی”محكم ایستاد و همه هزینه های آن را به جان خرید زیرا سرانجام حساب و دخل و خرج به سود “اصل بقاء” است.
چه بسا اگر پای بحث و برهان به میان آید با وجهه ای حق به جانب استدلال كنند كه : اگر هر” جریان اجتماعی” احساس كند كه می تواند با استفاده از شیوه ” اعتراض اجتماعی” و وارد ساختن فشار به حاكمیت ، خواسته های خود را به كرسی مقبولیت- هر چند زوركی و با اكراه- بنشاند، آن گاه از آن پس، دیگر پشم به كلاه حكومت باقی نخواهد ماند، سنگ روی سنگ بند نخواهد شد و سرانجام چیزی از″ دربخانه همایونی” باقی نخواهد ماند. ادامه مطلب را بخوانید »

مهر ۳۰

مصاحبه با خبرگزاری ایلنا - ۲۹ مهر ۸۸

جامعه سمت و سويي پيدا كرد كه كاري كه سال‌ها بايد اصلاح‌طلبان انجام می دادند، صورت گرفت.

وي در پاسخ به این سوال که “شما قبلا گفته‌ايد كه حوادث پس از انتخابات فوايد فراواني براي اصلاح‌طلبي در پي‌داشت. فكر مي‌كنيد درصورت پيروزي موسوي يا كروبي، باز هم اين دستاوردها را داشتيم؟”اظهار داشت: مقصود من اين است كه برخلاف برداشتي كه القا مي‌شود، روندي كه ناظر بر نتيجه انتخابات اتفاق افتاد باعث تضعيف جريان اصلاح‌طلبي شد و در يك شرايط نااميد‌كننده‌اي قرار گرفت، معتقدم چنين نيست و خارج از اراده جريان اصلاح‌طلب، خواسته‌هاي جامعه سمت و سويي پيدا كرد يعني كاري كه سال‌ها بايد تشكل‌هاي اصلاح‌طلب و فعالان سياسي معتقد به اين رويكرد انجام مي‌دادند تا بتوانند با لايحه‌هاي عميق اجتماعي ارتباط ارگانيك برقرار كنند، به بركت اقداماتي كه البته خوب نبود، صورت گرفت.
اين فعال سياسي با بیان اینکه پس از این وقایع جوهر اصلاح‌طلبي به شكل بسيار شتاب‌دار و پرنفوذ در لايه‌هاي اجتماعي جامعه ايران نفوذ يافت و تبديل به خواستي شد كه برخوردار از قاعده و بستر اجتماعي عميق بود، تصریح کرد: اين را كه در فرض، موسوي يا كروبي پيروز مي‌شدند ولي معلوم است كه اگر آن اتفاق مي‌افتاد روند به گونه ديگر صورت مي‌گرفت و شايد با دوراني كه خاتمی بعد از دوم خرداد ۷۶ پيروز شد مقايسه كرد.
پورنجاتی ادامه داد: اگر آن اتفاق مي‌افتاد، با تجربه نقد و ارزيابي كه از عملكرد دوره اصلاحات صورت گرفته بود و تجربيات بسيار ارزشمند دوران غيبت اصلاح‌طلبان از مسئوليت‌هاي اجرايي، شرايط اميدبخش‌تري به وجود مي‌آمد و مهمترين تفاوت آن با وضعيت فعلي اين بود كه بدون پرداخت هزينه‌هاي سنگين كه متاسفانه نظام در اين چندماه متحمل شده‌ است و با يك فضاي بسيار افتخارآميز فصل جديدي در تاريخ انقلاب اسلامي و سرنوشت ايران آغاز مي‌شد. ادامه مطلب را بخوانید »

مهر ۲۸

روزنامه اعتماد - ۲۸ مهر ۸۸

صدا به صدا نمي رسد. بي هيچ وقفه يي چکش ها پي درپي بالا مي روند و پايين مي آيند و بر ورق هاي مس روي سندان کوبيده مي شوند. اينجا «بازار مسگرها»ست. در اين غوغاي سرسام آور که تنها منطق مسلط رابطه گوشخراش چکش و سندان است و هر کس به کار خود مشغول است، اگر به فرض گوش شنوايي هم باشد- که انگار نيست- تاب و توان شنيدن وجود ندارد. سر و صدا مهلت نمي دهد. پس چگونه مي توان به تعبير مرحوم گل آقا «دو کلمه حرف حساب» زد و مطمئن بود که طرف مقابل آن را شنيده است؟! ادامه مطلب را بخوانید »