هفته نامه ایران دخت - شنبه ۵ دی ۸۸
این یك قاعده تكرار شونده است كه با فروپاشی هر رژیم سیاسی، در هر جای جهان، بخش مهمی از مناصب قدرت در نظام جدید را كسانی بر عهده می گیرند كه در دوران مبارزه با رژیم پیشین، دستی از نزدیك برآتش داشته اند. مبارزان سابق، حاكمان لاحق می شوند با این توضیح كه: “قدرت جدید” سكه “مشروعیت” خویش می زند وبر تابوت “قدرت پیشین” داغ ننگ و نفرین و دفن ابدی می نهد! ادامه مطلب را بخوانید »
هفته نامه ایران دخت- شنبه ۲۸ آذر
چند سال پیش، در دوره ششم مجلس، روزی از روزها گروهی از معلمان آموزش و پرورش برای انعكاس اعتراضات صنفی خود در برابر ساختمان مجلس اجتماع كرده بودند. پی در پی شعار می دادند و از رئیس و نمایندگان مجلس می خواستند كه برای شنیدن حرفهای آنان حضور پیدا كنند. طنین فریادهای اعتراض معلمان در راهروها و حتی صحن مجلس شنیده می شد. ادامه مطلب را بخوانید »
زیر بار ستم نمی كنم زندگی جان فدا می كنم در ره آزادگی
این پیام از حسین
می رسد دم به دم
ننگ و ذلّت بود
زندگی با ستم
زنده بادا حسین مرده بادا یزید
واحسینا، واحسینا
راه ما راه حق، عزّت نوع بشر می رسد از پی تیرگی شب سحر
هر زمین كربلا
هر زمان نینوا
نهضت ما بود
در ره اولیا
زنده بادا حسین مرده بادا یزید
واحسینا، واحسینا
جنبش ما بود مكتب سبز امید پرچم سبز ما همی دهد این نوید
كاخ جور و ستم
می شود سرنگون
دشت امید ما
می شود لاله گون
زنده بادا حسین مرده بادا یزید
واحسینا، واحسینا
مصاحبه با سایت جماران - ۱۸ آذز ۱۳۸۸

احمد پور نجاتی، نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی و مشاور فرهنگی دولت اصلحات معتقد است: خطر بزرگی که اکنون به صورتی بالفعل قانون اساسی را تهدید می کند، تحریف تفسیری قانون اساسی است. تحریف تفسیری قانون اساسی به معنی از خاصیت انداختن برخی اصول قانون اساسی با نوع خاص تفسیری که حتی نهادهای به ظاهر مسئول قانون اساسی نیز انجام می دهند. وی در عین حال تصریح کرد : علاوه بر این،مصیبت مضاعف آنجاست که رییس جمهور به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی، خود میدان دار تخلف از قانون اساسی می شود. ادامه مطلب را بخوانید »
“جنبش سبز″ ، اكنون دیگر واقعیتی غیر قابل انكاراست. این را از واكنش های “هر روز به یك رنگِ” مخالفان این حركت اصیل و عمیقا ملی و مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه به خوبی می شود فهمید. بد و بیراه گویی ها، بگیر و ببندها، پرونده سازی ها و حتی ضرب و شتم های خیابانی و معركه گیری های به اصطلاح رسانه ای ، چه در صدا و سیما و چه در كیهان و اذناب و اصحابش و چه حتی در تریبون های فرمایشی به ظاهر مذهبی، نباید كسی را به اشتباه بیاندازد. اگر”جنبش سبز″ چیزی نبود، پس این همه ” بسیج و مانور و تغییر سازمان و آماده باش شبانه روزی و اخطار تلفنی و پیامكی و احضار و تهدید و اخراج از محل كار و محرومیت از تحصیل و ممنوعیت خروج ازكشور و امثال اینها” برای چیست؟ ادامه مطلب را بخوانید »
اگر ناگهان چشم بازكنی و متوجه شوی از گوشه كنار خانه ات صدای غریبه می آید، قابلمه دلمه ات ربوده و خورده شده و خلاصه كسان دیگری به جای تو حرف می زنند و تصمیم می گیرند، چه حالی پیدا می كنی؟!
و اگر ناگهان نگاهت به پا و پشت غریبه ها بیفتد و بینی كه ؛ سُم دارند و دُم، چه خاكی بر سرت خواهی كرد؟!
نمایش “جن گیر” به نویسندگی و كارگردانی كوروش نریمانی را چند شب پیش روی صحنه سالن قشقایی تئاتر شهر به تماشا نشستم. ادامه مطلب را بخوانید »
چه ” ترحم انگیز ” است سرنوشت ” هنر ” آنگاه كه بی شرمانه ” مجلس آرای ” حكومت و قدرت می شود. یك شاخه گل رز در دستان زمخت یك ششلول بند!
بد قواره نیست؟
نوشته اند كه : ” نرون ” چنگ می نواخته، ” شاه اسماعیل صفوی” غزل می سروده، ” ناصرالدین شاه قاجار ” اهل شعر و نقاشی و هنرهای مستظرفه بوده و ” هیتلر ” نقاشی می كرده و البته دربار و دارالخلافه بسیاری از شاهان و خلفای ریز و درشت، در شرق و غرب عالم، محفل هنرنمایی و فضل فروشی و هنردوستی اصحاب حكومت و قدرت بوده است.
با این همه، احساس تزلزل ناپذیر من از مشاهده یا تداعی این معاشرت ” چندش آور ” چیزی جز ترحم نسبت به ” هنر ” نیست. درست همان حس و حالی كه از مشاهده نوازش غلام بچه ای نوخط توسط سلطان محمود غزنوی به انسان دست می دهد! ادامه مطلب را بخوانید »
با “اعتراضات اجتماعی” چه باید كرد؟ پاسخ برخی بسیار صریح و سریع و بی تعارف است:” سركوب”! انگار هستند كسانی كه هنوز از ” اعتراض اجتماعی” به همان شكل و اندازه وحشت دارند كه اهالی نیشابور از حمله مغول!
باورشان این است كه بی هیچ اما واگر باید در برابر” اعتراض اجتماعی”محكم ایستاد و همه هزینه های آن را به جان خرید زیرا سرانجام حساب و دخل و خرج به سود “اصل بقاء” است.
چه بسا اگر پای بحث و برهان به میان آید با وجهه ای حق به جانب استدلال كنند كه : اگر هر” جریان اجتماعی” احساس كند كه می تواند با استفاده از شیوه ” اعتراض اجتماعی” و وارد ساختن فشار به حاكمیت ، خواسته های خود را به كرسی مقبولیت- هر چند زوركی و با اكراه- بنشاند، آن گاه از آن پس، دیگر پشم به كلاه حكومت باقی نخواهد ماند، سنگ روی سنگ بند نخواهد شد و سرانجام چیزی از″ دربخانه همایونی” باقی نخواهد ماند. ادامه مطلب را بخوانید »
مصاحبه با خبرگزاری ایلنا - ۲۹ مهر ۸۸
جامعه سمت و سويي پيدا كرد كه كاري كه سالها بايد اصلاحطلبان انجام می دادند، صورت گرفت.
وي در پاسخ به این سوال که “شما قبلا گفتهايد كه حوادث پس از انتخابات فوايد فراواني براي اصلاحطلبي در پيداشت. فكر ميكنيد درصورت پيروزي موسوي يا كروبي، باز هم اين دستاوردها را داشتيم؟”اظهار داشت: مقصود من اين است كه برخلاف برداشتي كه القا ميشود، روندي كه ناظر بر نتيجه انتخابات اتفاق افتاد باعث تضعيف جريان اصلاحطلبي شد و در يك شرايط نااميدكنندهاي قرار گرفت، معتقدم چنين نيست و خارج از اراده جريان اصلاحطلب، خواستههاي جامعه سمت و سويي پيدا كرد يعني كاري كه سالها بايد تشكلهاي اصلاحطلب و فعالان سياسي معتقد به اين رويكرد انجام ميدادند تا بتوانند با لايحههاي عميق اجتماعي ارتباط ارگانيك برقرار كنند، به بركت اقداماتي كه البته خوب نبود، صورت گرفت.
اين فعال سياسي با بیان اینکه پس از این وقایع جوهر اصلاحطلبي به شكل بسيار شتابدار و پرنفوذ در لايههاي اجتماعي جامعه ايران نفوذ يافت و تبديل به خواستي شد كه برخوردار از قاعده و بستر اجتماعي عميق بود، تصریح کرد: اين را كه در فرض، موسوي يا كروبي پيروز ميشدند ولي معلوم است كه اگر آن اتفاق ميافتاد روند به گونه ديگر صورت ميگرفت و شايد با دوراني كه خاتمی بعد از دوم خرداد ۷۶ پيروز شد مقايسه كرد.
پورنجاتی ادامه داد: اگر آن اتفاق ميافتاد، با تجربه نقد و ارزيابي كه از عملكرد دوره اصلاحات صورت گرفته بود و تجربيات بسيار ارزشمند دوران غيبت اصلاحطلبان از مسئوليتهاي اجرايي، شرايط اميدبخشتري به وجود ميآمد و مهمترين تفاوت آن با وضعيت فعلي اين بود كه بدون پرداخت هزينههاي سنگين كه متاسفانه نظام در اين چندماه متحمل شده است و با يك فضاي بسيار افتخارآميز فصل جديدي در تاريخ انقلاب اسلامي و سرنوشت ايران آغاز ميشد. ادامه مطلب را بخوانید »
روزنامه اعتماد - ۲۸ مهر ۸۸
صدا به صدا نمي رسد. بي هيچ وقفه يي چکش ها پي درپي بالا مي روند و پايين مي آيند و بر ورق هاي مس روي سندان کوبيده مي شوند. اينجا «بازار مسگرها»ست. در اين غوغاي سرسام آور که تنها منطق مسلط رابطه گوشخراش چکش و سندان است و هر کس به کار خود مشغول است، اگر به فرض گوش شنوايي هم باشد- که انگار نيست- تاب و توان شنيدن وجود ندارد. سر و صدا مهلت نمي دهد. پس چگونه مي توان به تعبير مرحوم گل آقا «دو کلمه حرف حساب» زد و مطمئن بود که طرف مقابل آن را شنيده است؟! ادامه مطلب را بخوانید »
روزنامه اعتماد - ۲۵ مهر ۸۸
-جنابعالي به عنوان کسي که سابقه فعاليت در عرصه فرهنگي کشور را داريد از ديدگاه شما مهم ترين چالش ها و تنگناهاي اين عرصه چيست؟
در سال هاي اخير دو مساله مهم و اساسي به عنوان چالش هاي عرصه فرهنگ مطرح شده اند؛ يکي فقدان يک راهبرد و چشم انداز روشن و اميدبخش و برخوردار از ويژگي هاي متناسب با فرهنگ و آميخته شدن سازوکارهاي اداره اين عرصه با اهداف دم دستي سياسي است و دوم وضعيت نابسامان مديريت فرهنگي کشور و عدم برخورداري مديريت هاي ارشد فرهنگي از شايستگي ها، توانايي ها و ويژگي هاي لازم براي ايفاي اين مسووليت. ادامه مطلب را بخوانید »
روزنامه اعتماد - ۲۱ مهر ۸۸
آقاي خاتمي در ذهنيت افکار عمومي مردم ايران و حتي بسياري از مردم جهان همان چهره جذاب و دوست داشتني و بااخلاق «سيد خندان» است؛ مردي فرهيخته که با همه فضيلت هاي علمي و اخلاقي و خانوادگي و موقعيت هاي کم نظير اجتماعي همواره نماد فروتني در برابر کرامت انسان بوده و هيچ گاه در فراز و فرود موقعيت هاي سياسي و اعتباري از اين خصلت کيمياگونه فاصله نگرفته است. اما اينک در مجالي که به بهانه سالروز تولد سيدمحمد خاتمي مشهور فراهم شده، مي خواهم چهره يي متفاوت از او را پيش چشم مردم ايران آفتابي کنم. ادامه مطلب را بخوانید »
مصاحبه با روزنامه خبر- شنبه ۱۸ مهر ماه ۸۸
با وجود بازداشتهایی که بعد از انتخابات صورت گرفت، به نظر میرسد که اصلاحطلبان از وضعیت سیاسی مطلوبی برخوردار نیستند؟ ارزیابی شما چیست؟
من پیشاپیش بگویم که اصلاً اعتقاد ندارم که وضعیت اصلاحطلبان وضعیت خوبی نیست، حداقل وضعیت اصلاحطلبی وضعیت خیلی خوبی است چون در سؤال شما داوری در مورد اصلاحطلبان بود ضروری دانستم که این نکته را به عنوان مقدمه یادآوری کنم. در حالحاضر نه وضعیت اصلاحطلبان بلکه به طور کلی عرصه سیاسی در ایران بعد از تحولات اخیر متأثر از پیامدهای مهمی بوده که در همه طرفهای قضیه تأثیر عمیق و کم سابقهای بر جای گذاشته است. ادامه مطلب را بخوانید »
روزنامه اعتماد - ۱ مهر ۸۸
سال هاست که شاهد يک پديده «شگفت انگيز» در روابط بخش هاي گوناگون مديريت ارشد نظام با يکديگر هستيم؛ «گفت وگوي تريبوني»،
گمان ندارم چنين شيوه بديعي در هيچ جاي جهان، دست کم تا به اين حد از رواج و تداول وجود داشته باشد.
گرچه به دليل فراواني و تکرار، اين روش تعامل، گويي به يک «متد» يا «هنجار» تبديل شده اما حقيقت مطلب اين است که به گمان من، همچون بسياري از «عادت هاي حکومتي» که در گذر زمان فارغ از نقد و ارزيابي به مثابه نوعي سنت، مهر تاييد خورده است اينک بايد مورد تجديدنظر قرار گيرد. چه بسيار اظهارنظرها، انتقادها، احکام و دستور العمل هاي بسيار مهم و چالش برانگيز که از سوي رده هاي مديريت ارشد نظام در موضوعات گوناگون صادر مي شود و مخاطب آن يک يا چند دستگاه يا ارگان رسمي است اما به جاي آنکه از طريق متعارف اداري، يعني ابلاغ شفاهي يا کتبي به مديران دستگاه هاي ياد شده صورت گيرد، در يک سخنراني يا مصاحبه و خطابه در اجتماعات مردمي ابراز و اعلام مي شود. آيا به واقع مديران ارشد نظام، توفيق زيارت يکديگر را ندارند؟ آيا مجال و امکان و ابزار ديگري جز «رسانه و تريبون» در اختيار آنان نيست؟، ادامه مطلب را بخوانید »
روزنامه اعتماد - ۲۲ شهریور ۸۸
نمي دانم فيلم «مسافران» بهرام بيضايي را ديده ايد يا نه. من نخستين بار ۱۸ سال پيش آن را تماشا کردم اما هنوز و همچنان مضمون کليدي آن در ذهن و خاطرم نقش بسته است. داستان فيلم بر محور يک «حادثه» تنيده مي شود. خانواده يي براي شرکت در مراسم عروسي از شهرستان به سوي تهران حرکت مي کنند اما در مسير جاده بر اثر تصادف همگي کشته مي شوند بنابراين عروسي به عزا مبدل مي شود. البته قرار بوده «آينه قديمي» مادربزرگ را نيز همراه خود بياورند که معلوم نيست پس از تصادف مرگبار چه بلايي سرش آمده. فيلم «مسافران» به باور من همچون ديگر کارهاي ارزنده بهرام بيضايي چندلايه و تامل برانگيز است اما آنچه براي اين قلم حکم «کليدواژه» فيلم مسافران را دارد اين جمله پررمز و راز مرحوم «جميله شيخي» بازيگر نقش مادربزرگ است که در آن پلان تاثيرگذار مي گويد؛ «لعنت به جاده ها اگر باعث جدايي آدم ها شوند.» ادامه مطلب را بخوانید »