مصاحبه با خبرگزاری ایلنا - ۲۹ مهر ۸۸
جامعه سمت و سويي پيدا كرد كه كاري كه سالها بايد اصلاحطلبان انجام می دادند، صورت گرفت.
وي در پاسخ به این سوال که “شما قبلا گفتهايد كه حوادث پس از انتخابات فوايد فراواني براي اصلاحطلبي در پيداشت. فكر ميكنيد درصورت پيروزي موسوي يا كروبي، باز هم اين دستاوردها را داشتيم؟”اظهار داشت: مقصود من اين است كه برخلاف برداشتي كه القا ميشود، روندي كه ناظر بر نتيجه انتخابات اتفاق افتاد باعث تضعيف جريان اصلاحطلبي شد و در يك شرايط نااميدكنندهاي قرار گرفت، معتقدم چنين نيست و خارج از اراده جريان اصلاحطلب، خواستههاي جامعه سمت و سويي پيدا كرد يعني كاري كه سالها بايد تشكلهاي اصلاحطلب و فعالان سياسي معتقد به اين رويكرد انجام ميدادند تا بتوانند با لايحههاي عميق اجتماعي ارتباط ارگانيك برقرار كنند، به بركت اقداماتي كه البته خوب نبود، صورت گرفت.
اين فعال سياسي با بیان اینکه پس از این وقایع جوهر اصلاحطلبي به شكل بسيار شتابدار و پرنفوذ در لايههاي اجتماعي جامعه ايران نفوذ يافت و تبديل به خواستي شد كه برخوردار از قاعده و بستر اجتماعي عميق بود، تصریح کرد: اين را كه در فرض، موسوي يا كروبي پيروز ميشدند ولي معلوم است كه اگر آن اتفاق ميافتاد روند به گونه ديگر صورت ميگرفت و شايد با دوراني كه خاتمی بعد از دوم خرداد ۷۶ پيروز شد مقايسه كرد.
پورنجاتی ادامه داد: اگر آن اتفاق ميافتاد، با تجربه نقد و ارزيابي كه از عملكرد دوره اصلاحات صورت گرفته بود و تجربيات بسيار ارزشمند دوران غيبت اصلاحطلبان از مسئوليتهاي اجرايي، شرايط اميدبخشتري به وجود ميآمد و مهمترين تفاوت آن با وضعيت فعلي اين بود كه بدون پرداخت هزينههاي سنگين كه متاسفانه نظام در اين چندماه متحمل شده است و با يك فضاي بسيار افتخارآميز فصل جديدي در تاريخ انقلاب اسلامي و سرنوشت ايران آغاز ميشد.
اشتباه مسئولان در حوادت اخیر، تصور تشابه آن با چالشهاي قبلي بود.
این نماینده مجلس ششم در پاسخ به این سوال که “اگرچه موسوي و كروبي از خانواده انقلاب و پايبند به جمهوري اسلامي هستند، اما كار به اعتراضات گسترده كشيد و آیا این امر در پيشرفت جنبش سبز مشكلي ايجاد نمیکند؟” تصریح کرد: چيزي كه قابل انكار نيست، اين است كه آنچه پس از انتخابات به وجود آورد، تجربه بيسابقهاي براي نظام بود. زیرا نظام ما از ابتداي انقلاب تاكنون با گونههاي مختلف چالشهاي سياسي، اجتماعي، امنيتي و نظامي مواجه شده است و صرفنظر از ارزشگزاري روشهاي برخورد، تاكنون آنها را با موفقيت پشتسر گذاشته است. اما تجربهاي كه تاكنون نداشت، اين بود كه يك چالش درون خانوادگي، آن هم نه در چارچوب رقابتهاي سياسي يك بخش “الیت” يا تشكلهاي حزبي و يا حتي شخصيتها، بلكه دقيقا يك مواجهه سياسي كه جامعه را به دو بخش تقسيم ميكند و پايگاه گسترده اجتماعي دارد، بوجود آید.
پورنجاتی افزود: اشتباهی که رخ داد و هنوز هم هست، این است كه اين اشتباه هنوز در رفتار بخشي از دستاندركاران اصلي مديريت اين جريان ادامه دارد و آن الگوبرداري و گرته برداري و تصور تشابه با چالشهاي قبلي بود. يعني همچنان فكر ميكند مانند طبيب حاذقی درمان ميكنند و با همان شيوهاي كه با گروهكها و جريانات برانداز رفتار ميشود، برخورد كردند.
جنبش سبز انباشتي از پرسشها و ابهامها است.
وی با تاکید بر اینکه علت اين هم كه جامعه يا بخشي از آن كه اعتراض دارد ، همين است، تصریح کرد: هيچ حكومتي نميتواند رفتار لجاجتآميز را به عنوان نسخه قانع كردن مردم در دستور كار قرار دهد و اينگونه نيست كه فكر كند با اصرار بر يك موضع و تكرار آن به اين نتيجه برسد كه مردم كمكم قانع ميشوند.
پورنجاتي ادامه داد:مسئله اين است كه جامعه ايران،يك حافظه جمعي دارد كه به صورت انباشت و تدريجي ذخيره ميشود و رفتار آنها بر مبناي آن حاقظه است و دائما ارزيابي ميكند.
وي تصريح كرد:جامعه الان در حالت تعليق به سر ميبرد و فكر ميكنم اين پوششي كه به لحاظ شكلي (جنبش سبز) ايجاد شده است، انباشتي از پرسشها، چون و چراها، عدم اقناع ها و ابهامها است. زيرا به آن امكان داده نميشود كه شكل و شمايل قانوني و پذيرفته شده داشته باشد و زير اين چتر خود را قرار ميدهد.
وی ابراز عقیده کرد: سرنوشت اين جريان چالشي، وابسته به اين است كه طرف اصلي ماجرا در نوع تجويز نسخه تجديدنظر كند و بپذيرد كه براي بيماري ديابت، نسخه علاج بيماري سرماخوردگي مينويسد يا پيشنهاد جراحي ميدهد که اين رفتار اشتباه است و از سوی دیگر وقتي هم از آن نتيجه نميگيرند، عصباني ميشويد و براي اقناع مردم توليد سند ميكنند. بنابراين اين روند هر چه بيشتر ادامه يابد، به تشديد چالش كمك بيشتري ميكند.
هدف مشترك میان همه، “حاكميت قانون” است.
نماینده مجلس ششم در پاسخ به این پرسش که “آیا نظرتان جنبش راه سبز اميد قيد بردار است و اصلا چنين كاري مورد نياز است؟” خاطرنشان کرد:يكي از مهمترين شاخصههاي اين جنبش اجتماعي، فراگير بدون آن است و اين ویژگی برخلاف چيزي كه گفته ميشود ناشی از نداشتن مرزبنديها و ملاكهاي موجه نيست و اتفاقا به اين دليل است كه فراگيرترين امر موجه را هدف خودش قرار داده است.
وی افزود: در قرآن كريم آيهاي هست كه براي شرايط فعلي بسيار عبرتآموز است. در آن آيه خداوند ميفرمايد: (قل تعالو الي كله سواء بيننا و بينكم)؛ یعنی بياييد در چارچوب يك مطلب مشترك جمع شويم. حال اگر يك جريان اجتماعي و نه فقط رهبرانش، بلكه متن آن، پيامي را مورد توجه قرار داد كه تمام افراد با عنوان ايرانی ميتوانند آن را قبول كنند اين امر حسن جريان و يك گام به پيش و حركتي ابتكاري و انقلابي است.
پورنجاتی ادامه داد: اين پارادايم و هدف مشترك میان همه، “حاكميت قانون” است، چيزي كه ايرانيها ميخواهند آن است كه قانون به معني واقعي و نه ابزاري كه بعضا شاهد آن هستيم، حاكم شود. زیرا وقتي حاكميت قانون بود، خواست مردم در چارچوب معيارهاي قانوني مورد توجه قرار ميگيرد و آزاديهاي قانوني خدشهدار نميشود. حال چه اشكالي دارد كه ايراني خارج از كشور كه قبلا از نظام هم نااميدشده بود، از آزاديهاي قانوني بگويد؟
وی با بیان اینکه حق پاسخگويي مسئولان به مردم هم يك خواست مشترك است، تصریح کرد: مگر نان اين شعار را نميخورند كه ما نوكر مردم هستيم؟ بسيار خوب! جواب مردم را بدهيد. مردم سئوال دارند، اما امروز حتي اجازه طرح آن را نميدهيد. اين كه ايراني مقيم خارج هم اين را ميخواهد عيب نيست، بلكه حسن است.
قائم مقام اسبق صدا و سيما معتقد است:متاسفانه برخي تبليغ ميكنند، جنبش سبز در داخل دنبادلهرو جريان برانداز در خارج از کشورشده است، درحالي كه هر فرد “بماهوايراني” به اين جمعبندي رسيده است كه حاكميت قانون حلال مشكلات است.
وی با طرح این سوال که چرا ما اعتراض ميكنيم چه جرياني امروز اين برخوردها را در پوشش نهادهاي قانوني انجام ميدهد؟ افزود: پاسخ اين سئوال اين است كه ضابط قضايي، قاضي و … در قانون تعريف شده و فرد دستگير شده بايد روال عادي را طي كند. اگر اين پرسش توسط جنبش سبز در داخل مطرح ميشود و ايراني خارج كشور هم آن را تكرار ميكند، سخن ناحقي نيست. بگذاريد همه در بيان حرف حق با هم باشيم.
اولين گام برای دستیابی به اهداف مردم توقف روند فعلي است.
این نماینده سابق مجلس در پاسخ به اینکه راهكار مدنظر شما براي اينكه مردم را به هدف خود برساند در عين حال چارچوب قانون اساسي حفظ شود، چيست؟گفت: اولين گام توقف روند فعلي است كه در قالب يك نسخه پيچي اشتباه انجام ميشود و جلوي ضرر را از هر كجا بگيريم، منفعت است. باید تمام عواملي كه توليدكننده شرايط فعلي بودند و اين سرخوردگي و فضاي ابهام و اغتشاش ذهني را براي جامعه به وجود آوردند توسط مسوولان و متوليان نظام مورد ارزيابي قرار گيرند، آب رفته به جوي برگردانده شود و همان پيشنهاداتي كه هاشمي در نماز جمعه گفت، مقدمات اين امراست. همچنين بايد اجازه داده شود از يك فضاي خانوادگي طرفين موضوع را طرح كنند و ادعاها مطرح شود.
روزنامه مواجب بگير دولت نميتواند ديدگاه شخصي خود را بيان كند
این مسئول سابق در صدا و سیما ادامه داد:يك عامل موثر در تخريب افكار عمومي و حتي تشديد فضاي موجود رسانههايي است كه آتشبياران اصلي معركه هستند و به اين خاطر كه روزنامه مواجب بگير دولت نميتوانند ديدگاه شخصي خود را بيان كنند.
متولیان صداو سیما افکار عمومی را به شکل «خمیر در مشت» برای خود فرض میکنند.
پورنجاتی در پاسخ به این پرسش که “عملکرد صداوسیما پس از انتخابات، چه تاثیری در تشدید فضای جامعه که اشاره کردید، داشت؟” گفت:به عنوان کسی که جزو خانواده صداوسیما و بازنشسته آن هستم و فکر میکنم رسانه را میشناسم، به نظر ميرسد عملکرد صداو سیما نه فقط در بعد از انتخابات، بلکه در جریان انتخابات بخصوص در حوزه مربوط به رقابتهای انتخاباتی، غیر مسوولانه،جانبدارانه و برانگیزاننده احساسات افکار عمومی بود.
وی افزود: متولیان صداو سیما افکار عمومی را به شکل «خمیر در مشت» برای خود فرض میکند. در حالی که بنده اعتقاد دارم، اگر روزی گفته میشد رسانه ابزار پیام است و سپس گفته شد خود رسانه پیام است، امروز افکار عمومی خودش رسانه است و کنشگر اصلی افکار عمومی است. لذا این رسانه بسیار بد عمل کرد و سهم بسیار زیادی در تشدید فضایی دارد که عنوان «بحران اجتماعی» یا «فتنه» به آن داده میشود.
صداوسیما ابزار عملیات روانی در خدمت عملیاتی که دیگران مدیریت میکنند شده است.
پورنجاتی تصریح کرد: اگر هیات منصفه بیطرف عملکرد صداوسیما را بعد از انتخابات ارزیابی کند، بدون تردید نمره منفی و مردودی میگیرد؛ بخصوص با توجه به اینکه رسانه رسمی است و اگر بنگاه انتشار افکار یک جریان سیاسی بود، اگرچه در آن زمینه هم حرف هست و اخلاق حرفهای را رعایت نکرده، این رفتارها قابل توجیه بود، اما رسانهای که عنوان «ملی» دارد نباید اینگونه باشد. هرچند که من مخالف این عنوان هستم و صداوسیما حتی رسانه هم نیست و در بعضی بخشها صرفا ابزار عملیات روانی در خدمت عملیاتی که دیگران مدیریت میکنند، شده است.
نماینده مجلس ششم اظهار داشت: اگر قرار باشد روند برگردد، هم رسانههای مکتوبی که نان خود را در تشدید این شرایط میدانند و هم صداوسیما، باید مورد بررسی قرار گرفته و بسیاری از مسوولان آن تنبیه و عزل شوند.
وی با بیان اینکه بسیاری از کانونهای قانونی که مسوولیت داشتند هم خوب عمل نکردند، ادامه داد: نمیتوان برای حل یک اختلاف خانوادگی، یک طرف کلاه خود و زره و تمام عوامل تهدید را بگیرد و به طرف مقابل بگوید، هم عذرخواهی کن و هم آشتی کن! در دعوت به آرامش و آشتی و مصالحه باید فضای مناسب این شرایط هم وجود داشته باشد.
پورنجاتی با انتقاد شدید از تخریب شخصیتهای برجسته کشور تصریح کرد:در کجای دنیا اجازه داده میشود، به محبوبترین، موجهترین و شناختهشدهترین شخصیتها و چهرههایی که سالها در کشور مسوولیتهای بالا داشتهاند، اینگونه بیپروا توهین میشود و پروندهسازی شود؟ با خاتمی چکار میکنند؟ در حالی که کسی حرفی نمیزند و نباید اجازه داده شود که با دشمن هم اینگونه برخورد شود.
وی با اشاره به سخنان اخیر در خصوص آیت الله موسویخوئینیها نیز گفت: متاسفانه کسانی این حرفها را میزنند که در دورهای مسوولیت داشته و وزیر بودهاند و باید این افراد را به خاطر این لاطائلاتی که میگویند، محاکمه شوند و مقدمه حل و فصل مسائل جامعه هم این است.
چه اشکالی داشت مناظرهای در خصوص ارزیابی وقایع پس از انتخابات برگزار میشد؟
این مسئول اسبق در صداوسیما در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه “تاثیرات بلندمدت و کوتاهمدت این مناظرهها را چه میدانید؟” با بیان اینکه اصل ابتکار مناظره پسندیده بود، گفت: مشکلی که وجود داشت، این است که مانند بسیاری از کپیبرداریهایی که میشود، دوستان میخواستند که فقط به بخشی از قاعده وفادار باشند، در حالی که هر بازی قانونی دارد که در چارچوب آن باید عمل شود. مناظره بین دو کاندیدا باید براساس اصول اخلاقی، محدوده موضوعی و فرصتهای عادلانه و برابر باشد. همه این اصول، در مناظرهها به دلیل اینکه دوپینگ در اختیار یک طرف بود، مخدوش شد؛
وی با بیان اینکه اصول اخلاقی در مناظرهها رعایت نشد که در نتیجه صداي بخشی از اصولگرایان هم درآمد، گفت: اظهارات اخیر علی مطهری یا دیگران را ببینید! در خود صداوسیما هم توسط آقای طباطبایی که نماینده دوره هفتم بود و یک اصولگرا و روحانی متدینی است، این مطالب مطرح شد.
پورنحاتی ادامه داد: محدوده موضوعی هم شکسته شد و کسانی که مناظره را پذیرفتند نوعی هماهنگی با یک کاندیدای مشخص داشتند و تصور میکردند مناظره میدان زورآزمایی عوامانه است و در این میدان کسی برنده است که از چنین قابلیتی برخوردار است. ولی اشتباه میکردند و مردم اتفاقا پس از مناظره موسوی و کروبی، مردم که دو منطق را مشاهده کردند با یک منطق عقلانی متکی بر اخلاق و دیگری منطق توسل بر هر روش برای تخریب طرف مقابل را دیدند و به همین دلیل شیب تمایل اجتماعی به موسوی، پس از مناظره نه فقط به دلیل استدلالات ایشان، بلکه به دلیل منطق وی بیشتر شد.
وی با بیان اینکه مناظره ها به شرط اصلاح معایب امکان ادامه داشت، تصریح کرد: چه اشکالی داشت مناظرهای در خصوص ارزیابی وقایع پس از انتخابات برگزار میشد و نمایندگان دو طرف تفکر سخن بگویند؟ در حالی که میتوانست در برقراری آرامش و ارزیابی عقلانی مسائل کمک کند و از فضای شایعهآمیزی جلوگیری کند.
پورنجاتی در پایان با اشاره به اینکه افکار عمومی نسبت به هر خبر و سخن تازه حساس است و آن را میگیرد، اظهار داشت: من امیدی برای اصلاح اين روند ندارم،زیرا تا زمانی که رسانه ما رقیب ندارد اصلاح نمیشود. مثلا به محض اینکه شبکههای ماهوارهای سیاسی و سرگرمی در خارج از کشور راه افتادند، صداوسیما یک تکان شکلی و ظاهری به خودش داد حال فکر کنید که در داخل هم این شبکهها ایجاد شوند، صداوسیما دیگر یارای این را ندارد که یکهتازی کند و بودجه بیتالمال را بیحساب و کتاب میل کند و در آن صورت باید روش خود را اصلاح کند.
گفتوگو از: روزبه علمداری
روز ۵ آبان ماه ۱۳۸۸ در ۱:۴۵ ب.ظ
پورنجاتی عزیز
با سلام
بر همه واضح و مبرهن است که جنابعالی از آن دسته اصلاح طلب نماهایی هستید که ما هم خودمان نفهمیدیم چی شد که فکر کردن شما اصلاح طلب هستید و همین جوری بر خوردید اومدید تو و هر از چندگاهی هم آب به آسیاب دشمنان اصلاحات میریزید و به نوعی نمی گذارید نه سیخ بسوزد و نه کباب. شما ذخیره مبادای محافظه کاران هستید مثل همان دسته از روزنامه های دیمی که بعد از حوادث انتخابات از ز زیر بته در آمدند و مردم فکر می کنند اصلاح طلب هستند در حالی که به موقع زهر خودشان را به اصلاحات خواهند ریخت و یا دارند می ریزند.
فقط خواهشاً مرد رو …. فرض نکن
خودتی