لعنت به جاده ها اگر… در انتخابات اخیر ، کانون‌های پشت پرده هم روی صحنه آمدند
مهر ۰۱

روزنامه اعتماد - ۱ مهر ۸۸

سال هاست که شاهد يک پديده «شگفت انگيز» در روابط بخش هاي گوناگون مديريت ارشد نظام با يکديگر هستيم؛ «گفت وگوي تريبوني»،

گمان ندارم چنين شيوه بديعي در هيچ جاي جهان، دست کم تا به اين حد از رواج و تداول وجود داشته باشد.

گرچه به دليل فراواني و تکرار، اين روش تعامل، گويي به يک «متد» يا «هنجار» تبديل شده اما حقيقت مطلب اين است که به گمان من، همچون بسياري از «عادت هاي حکومتي» که در گذر زمان فارغ از نقد و ارزيابي به مثابه نوعي سنت، مهر تاييد خورده است اينک بايد مورد تجديدنظر قرار گيرد. چه بسيار اظهارنظرها، انتقادها، احکام و دستور العمل هاي بسيار مهم و چالش برانگيز که از سوي رده هاي مديريت ارشد نظام در موضوعات گوناگون صادر مي شود و مخاطب آن يک يا چند دستگاه يا ارگان رسمي است اما به جاي آنکه از طريق متعارف اداري، يعني ابلاغ شفاهي يا کتبي به مديران دستگاه هاي ياد شده صورت گيرد، در يک سخنراني يا مصاحبه و خطابه در اجتماعات مردمي ابراز و اعلام مي شود. آيا به واقع مديران ارشد نظام، توفيق زيارت يکديگر را ندارند؟ آيا مجال و امکان و ابزار ديگري جز «رسانه و تريبون» در اختيار آنان نيست؟،

يا آنکه گمان مي برند با «رسانه يي کردن» نظرات خود و «يارکشي» از افکار عمومي، ضمانت بيشتر و محکم تري براي اجراي نظرات خود فراهم مي سازند؟، يا مقصد و منظور ديگري دارند که ذهن اين قلم قاصر است؟، «ديالوگ تريبوني» مسوولان و متوليان نظام البته در برهه هاي خاصي از دوران ۳۰ ساله پس از انقلاب شدت و افزوني بيشتري داشته است. به ياد داريم که در دو سال آغازين پس از انقلاب، به ويژه در صف بندي هاي سياسي ميان نخستين رئيس جمهور و جريان رقيب او و پس از آن نيز در دوره نخست وزيري ميرحسين موسوي و هژموني سياسي حزب جمهوري اسلامي، ميان طيف هاي گوناگون درون آن حزب که البته جملگي در بخش هاي گوناگون مديريت نظام حضور داشتند، «بگومگوها و اظهارنظرهاي تريبوني» ميان دو طرف برقرار بود. بعدها البته اين شيوه کمرنگ تر شد اما از نخستين سال هاي دهه ۷۰، آرام آرام بار ديگر مورد توجه قرار گرفت و با شتاب و گستردگي عجيبي رايج شد. چه بسيار اتفاق افتاد که يک مدير ارشد نظام، به تصريح يا تلويح، مدير هم طراز يا پايين تر را به تازيانه نقد و حتي طعن و تنبيه نواخت اما نه در يک جلسه رودررو يا در يک مکاتبه اداري دوجانبه بلکه با بهره گيري از تريبون و در حضور اجتماعات مردمي، البته شايد در همه موارد امکان واکنش متقابل و پاسخ تريبوني براي آن طرف که مورد خطاب قرار گرفته فراهم نبوده است، خواه به اعتبار درجات گوناگون آنان، خواه به دلايل سياسي و غير آن. مهم نيست که اصل مطلب تا چه حد حقانيت داشته و اظهارنظر يا انتقاد مورد نظر درست يا نادرست بوده است. آنچه اهميت دارد شيوه عجيب و غريبي است که در تعامل و روابط لايه هاي مختلف مديريت ارشد نظام رايج شده و نه تنها موجب تحکيم نظام نمي شود بلکه به لحاظ ابهام و حتي شبهه ناکي تبليغاتي، در منظر افکار عمومي نيز پيامدهاي منفي خواهد داشت؛ چه بسا موجب سوءتفاهم خواهد شد. اگر در هر رده يي از دستگاه اجرايي يا دولت، تصميم نادرست، اقدام غيرقانوني، تخلف و تجاوز از مصوبات مجلس و خلاصه هرگونه انحراف از قانون مشاهده شد، اگر در هر بخش از دستگاه قضايي، اعم از محاکم، اجراي احکام، زندان ها و… شاهد تخلف از قانون يا معيارهاي شرعي و اخلاقي بوديم، اگر در رفتار رسانه هاي رسمي کشور يعني صدا و سيما و خبرگزاري دولتي و روزنامه هاي حکومتي، آشکارا و به گونه يي تکرارشونده شاهد شکستن مرزهاي قانوني و شرعي و اخلاقي و هتک حيثيت و شرف اشخاص حقيقي و حقوقي بوديم، اگر در دستگاه هاي انتظامي و اطلاعاتي و امنيتي و نظامي، کمترين نشانه يي از اقدامات غيرقانوني و خودسرانه و غير موجه مشاهده کرديم يا از چنين نمونه هايي با اطلاع شديم، آيا بايد منتظر بمانيم تا مجالي فراهم شود، تريبوني دست دهد يا جمعي از مردم شريف حضور داشته باشند، يا ميکروفن خبرنگار يا مصاحبه گري پيش روي ما قرار گيرد تا مثلاً اعلام کنيم که فلان کار خلاف بوده است؟، پس تکليف آن همه آسيب ها و زيان هاي وارد شده به حقوق خصوصي مردم و حقوق عمومي جامعه از رهگذر تکرار و تکرار آن خطاهاي محتمل چه مي شود؟ آيا نوشدارو پس از مرگ سهراب است، آيا آسان ترين و سريع ترين روش- که البته عاقلانه ترين و متعارف ترين شيوه نيز هست- ابلاغ پيش هنگام، فوري و قاطع و بي ابهام نظرات به دستگاه هاي مربوط نيست؟

البته آگاه ساختن افکار عمومي از اين گونه اقدامات و ابلاغ هاي بهنگام براي جلوگيري از تخلفات قانوني يا پيگرد دستگاه هاي متخلف کاري بس پسنديده و ضروري است، اما سخن اصلي اين است که نبايد براي انجام وظيفه، هيچ رده يي از مديران ارشد نظام منتظر وصال تريبون عمومي يا حضور اجتماعات مردمي باشند. به اين شيوه «گفت وگوي تريبوني» ميان رده هاي مختلف مديريت کشور بايد خاتمه داده شود.

نظر دهید