مرداد ۱۲

روزنامه اعتماد ملی _۱۲ مرداد ۸۸

اين روزها حرف‌هاي بسياري براي «گفتن و نوشتن» و بيش از آنها، براي «نگفتن و در صفحه دل نهفتن» وجود دارد. گفت‌وگوي پررمز و راز «نگاه‌ها» غوغايي به پا كرده است. پيش از اين هيچ‌گاه شاهد چنين «غوغاي نگاه» در جامعه ايران نبوده‌ايم. چه مي‌شود كرد؟ انگار هر روز كه مي‌گذرد، فهرست «حسرت‌هاي به دل مانده» و «آرزوهاي برباد رفته» ما قد مي‌كشد، قامت اميدمان پشت يك ديوار بلند، هر روز بلندتر از ديروز، گم مي‌شود! آيا كم‌كم داريم به اين وضع عادت مي‌كنيم؟ شايد! اما نه از سر بي‌مسووليتي و بي‌خيالي، بلكه از فرط تكرار!
هرچه باداباد! اما بگذاريد يك مورد ديگر بر «سياهه حسرت‌هاي ناكام» بيفزايم. كاش براي تصدي برخي «مسووليت‌هاي بزرگ»، پست و مقام‌هاي مهم حكومتي همچون رياست‌جمهوري، برخورداري از «ادبيات شايسته» به عنوان يكي ازمعيارهاي قانوني «صلاحيت» مورد توجه و تاكيد قرار مي‌گرفت. مگر ادبيات گفتاري هركس در واقع جلوه‌گاه شخصيت و منش او نيست؟! مگر نگفته‌اند: «المُرء مخبوء تحت لسانه: انسان در پس پرده زبانش پنهان است.» و تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد! ادامه مطلب را بخوانید »

مرداد ۱۲

 روزنامه اعتماد - ۱۰ مرداد ۸۸

يک مشکل اساسي در ميان جماعتي از «سياست پيشگان» امروز ايران، به ويژه آنان که به نحوي در متن يا حاشيه «بافت قدرت» زيست و ارتزاق مي کنند، اين است که گرفتار نوعي «مقاومت ژنتيک» در برابر روند «ورود به دوران معاصر»اند. همواره ترجيح مي دهند حتي شده به اندازه «يک مرحله تاريخي»، فاصله خود را با «دوران معاصر» حفظ کنند. آنچه در جريان است - «واقعيت موجود»- را يا نمي بينند يا به عمد چشمان خود را روي آن مي بندند، مبادا که خدشه يي بر خوش نشيني آنان در «گذشته» يي که مطلوب و محبوب مي شمارندش، وارد شود. ادامه مطلب را بخوانید »