نردبان های شكسته این صحنه ” پرده ها ” خواهد داشت
مرداد ۰۱

روزنامه اعتماد ملی - ۳۱ تیر ۸۸

«نردبان» فقط براي بالا رفتن نيست، هنگام پايين آمدن نيز بايد باشد. پس هرگز نبايد نردبان را شكست يا به شكسته شدن آن رضايت داد. چه كسي ممكن است پس از بالا رفتن از نردبان و به نقطه‌اي در آن بالا رسيدن، احساس كند كه ديگر نيازي به وجود نردبان نيست، آن را پس بزند يا بشكند؟! معمولا آدم‌ها وقتي از نردبان بالا مي‌روند قصد جاخوش كردن و براي هميشه در همان نقطه ماندن ندارند، مي‌فهمند كه روزي روزگاري بايد پايين بيايند و البته اگر مجال و امكاني تازه فراهم شود دوباره بالا بروند و حتي بالاتر از پيش. پس، وجود نازنين «نردبان» همواره بايد محفوظ و محترم بماند، چه براي بالا رفتن، چه پايين آمدن. آن كس كه نردبان را، پس از بالا رفتن و به نقطه‌اي رسيدن، مي‌شكند، در واقع زمينه شكسته شدن ستون فقرات خود را فراهم مي‌سازد، خواه قصد پايين آمدن داشته باشد يا بالاتر رفتن را اراده كرده باشد.  هر «نظام مشروع و قانوني» بر پله‌هاي «نردبان اعتمادملي» تا نقطه مطلوب بالا مي‌رود، از لحظه تاسيس تا استقرار و تثبيت. اركان و مقامات هر نظام مشروع و قانوني نيز چنين مسير و سرنوشتي را طي مي‌كنند. «نردبان اعتماد ملي»، دستكم دو پله بسيار مهم دارد:۱- افكار عمومي۲- گروه‌هاي مرجع 
هر يك از اين دو اگر به هر دليل آسيب ببينند، «نردبان اعتماد ملي» شكسته مي‌شود، براي بالا رفتن و پايين آمدن، بي‌تمكين و نااستوار خواهد شد.انتخابات دوره دهم رياست‌جمهوري به ويژه با اين سرنوشتي كه براي آن رقم زده شده فارغ از همه صفات و القابي كه به آن داده‌اند، جلوه‌گاه يك واقعيت انكارناپذير و تلخ گرديد: «نردبان‌هاي شكسته» . گمان ندارم هيچ‌كس، حتي خوشبين‌ترين و بي‌خيال‌ترين آدم‌ها، در اين كه به هر دو پله مهم نردبان اعتماد ملي آسيب جدي وارد شده چون و چرا داشته باشند. ممكن است در حد و اندازه يا علل و عوامل آن مناقشه باشد اما در اصل شكاف و شكستگي ترديدي نيست. به باور من، راه چاره نه «ساده نمايي» مساله و نه «پاك‌كردن صورت آن» و نه «غلط اندازي در نشاني ريشه‌هاي آن» است. عصبانيت و درشت‌گويي و به اين و آن پريدن و خط و نشان كشيدن و تهديد و ارعاب نيز هرگز چاره كار نيست بلكه «گره» را كورتر خواهد كرد. متاسفانه نكته بسيار مهمي كه هم «آتش افروزان اصلي» ماجراهاي اخير، يعني مسببان خدشه به اعتمادملي، و هم «دمندگان حرفه‌اي» به اين آتش يعني محافل مطبوعاتي و رسانه‌هاي زنجيره‌اي برخوردار از مصونيت آهنين به سركردگی روزنامه كیهان و پاجوش‌هايش از آن غفلت كرده‌اند يا از روي عمد آن را ناديده مي‌گيرند اين است كه: قضاياي اخير صحنه جبهه‌بندي «نظام – ضدنظام» نيست. هرچند حضرات به هر روش يا بهره‌گيري از مغالطه «اشتراك لفظ» مي‌كوشند چنين جبهه‌بندی مسخره ای را تدارك كنند.

 جالب است كه شيپور را از دهنه گشادش مي‌نوازند. به اجتماعات آرام و متين مردم را یورش می برند، آنان را بی رحمانه مي‌نوازند، عده‌اي را دستگير مي‌كنند، برخي كشته مي‌شوند و بسياري از شخصيت‌هاي سياسي و فرهنگي و مطبوعاتي شناخته شده و وفادار به انقلاب و نظام به زندان مي‌افتند و به محض اينكه كسي به اين شيوه‌هاي غيرارزشي اعتراض و انتقاد مي‌كند، مي‌گويند: شما هم كه همان حرف‌هاي رسانه‌هاي بيگانه را تكرار مي‌كنيد. از آنها خط مي‌گيريد! چه كساني پله‌هاي نردبان اعتمادملي را شكستند؟ افكار عمومي را به بازي گرفتند و گروه‌هاي مرجع و شخصيت‌هاي مورد احترام جامعه را يكي‌يكي آماج تيرهاي مسموم بي‌حرمتي و جسارت وتهمت و پرونده‌سازي و حذف و شناعت سیاسی قرار دادند؟! آيا اگر اين روزها بسياري از مراجع عظام تقليد، شخصيت‌هاي برجسته ديني، نخبگان و روشنفكران، چهره‌هاي سابقه‌دار و استوار در انقلاب و نظام، اهالي فرهنگ و هنر غيردولتي، اصحاب رسانه‌هاي مستقل و در يك كلام مهم‌ترين و اثرگذارترين گروه‌هاي مرجع در جامعه ايران يا اكثرا در جبهه اعتراض و انتقاد و حمايت از مردم‌اند و يا بعضا با سكوت خود حسابشان را از مسببان اصلي و آتش بياران معركه جدا كرده‌اند به اين خاطر است كه از بيگانگان خط مي‌گيرند يا در جبهه‌ براندازي نظام قرار گرفته‌اند؟ خود كرده را تدبير نيست. گوش‌هاي شما كه هر صداي متين و مودبانه انتقاد و اعتراض از سوي خيل عظيم مردم را با صداي دشمن يكي مي‌گيرد، پيشنهادها و توصيه‌هاي خيرخواهانه و التيام‌بخش شخصيت‌ها و چهره‌هاي امتحان پس داده و پيشكسوت در عرصه انقلاب و مديريت نظام را نيز تلاش براي براندازي نظام و انقلاب مخملي!! معرفي مي‌كنيد، ممكن است بفرماييد منظورتان از «نظام» چيست؟ لابد نظامي است كه در آن بسياري از مهم‌ترين و پرسابقه‌ترين ياران بنيانگذارش - هاشمي‌رفسنجاني با ۶۰ سال سابقه استوار در سخت‌ترين دوره‌هاي نهضت و انقلاب و جنگ و مديريت كشور و نقش‌آفريني موثر در حل مهم‌ترين چالش‌هاي ۳۰ ساله نظام، ميرحسين موسوي، كروبي، خاتمي، آيت‌الله صانعي، آيت‌الله طاهري، اعضاي مجمع روحانيون مبارز، ياران و همراهان شهيد بهشتي و شهيد رجايي و مديران ارشد سال‌هاي سخت و بسياري ديگر- بازيچه يا فرمانبر و عامل بيگانه و مخالف نظام معرفي مي‌شوند و البته به جاي آنها برخي كسان پروبال مي‌گيرند و صحنه گرداني مي‌كنند كه به اندازه بال مگسي در دوران غربت مبارزه با رژيم استبداد سهم نداشته‌اند و دل امام خميني (ره) از آنها خون بود؟! چرا با رفتارتان داستان عبرت انگیز پیش بینی ” شهادت عمار یاسر ” را در ذهن ها تداعی می كنید؟! پیامبر اكرم(ص) پیش بینی فرمودند كه عمار یاسر به دست گروه ستمكار شهید خواهد شد. سال ها بعد در دوران خلافت امام علی (ع)، سپاه معاویه در جنگ با سپاه امام علی (ع) عمار یاسر را شهید كردند. معاویه و عمروعاص كه می دانستند شهادت عمار داغ ” گروه ستمكار ” را بر پیشانی آن ها خواهد زد به استناد همان پیش بینی پیامبر، از رسانه های وابسته به خود تبلیغ می كردند كه : علی (ع) موجب شهادت عمار شده است جون او را به جبهه جهاد فرستاده است! اكنون حكايت ماست كه امام خميني (ره) وصيت كرد: «نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد» و حالا برخي از همان جماعت خون به دل كننده امام،‌به استناد همين فراز از وصيت او، مدعي اهل بيت امام و محرمان و استوانه‌هاي انقلاب و نظام شده‌اند!
به باور اين قلم، ريشه اين فتنه خانمان‌سوز را بايد در «پروژه نردبان‌شكني» جست‌وجو كرد كه هر چند نقطه‌هاي آغازين آن از سال‌ها پيش، در جريان حذف و خانه‌نشيني تدريجي بسياري از شخصيت‌هاي انقلاب و نظام شكل گرفت و به بهانه‌هاي گوناگون در قالب رد صلاحيت‌هاي غيرموجه براي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي و مجلس خبرگان رهبري و ايجاد محدوديت‌هاي سياسي و رسانه‌اي ادامه يافت، اما مهم‌ترين جلوه‌گاه آن پس از ظهور محمود احمدی نژاد در عرصه سياسي كشور بود. مهم‌ترين رويكرد در مواضع سياسي آقای احمدی نژاد چه در دوره نهم رياست‌جمهوري و چه در جريان تبليغات انتخابات اخير، زير سوال بردن و به چالش كشيدن همه كارنامه دوران گذشته نظام بود و به‌ويژه مخدوش كردن چهره برجسته‌ترين شخصيت‌هاي اصلي آن دوران. تقريبا كسي جز خود او و حاميانش از اين پروژه «چوب حراج» مصون نماندند.
در حالي كه خود در گذشته از پله‌هاي نردبان دولت‌هاي پيشين بالا رفته بود، بي‌محابا آنها را شكست. اعتماد گروه‌هاي مرجع خدشه‌دار شد. افكار عمومي نيز احساس كردند فريب خورده‌اند و متاسفانه به جاي التيام اين روح زخمي، از فرداي انتخابات، پي‌درپي نمك پاشيده شد. اين «زخم ناسور» نه با درشت‌گويي و تهديد، نه با فرافكني و نه با تخطئه و تكفير و نسبت‌هاي ناروا ترميم نخواهد شد. به نظر مي‌رسد مهم‌ترين و موثرترين راه چاره اين است:
۱- نردبان‌هاي شكسته را از نو برپا كنيم، محترم بداريم. افكار عمومي و گروه‌هاي مرجع مورد احترام مردم را براي هميشه نمي‌توان ناديده گرفت. چرا گرهي را كه با دست باز مي‌شد، هر روز كورتر و پيچيده‌تر مي‌كنيد؟! فروتنانه از شخصيت‌ها و محافل مورد اعتماد مردم، نظير هاشمي‌رفسنجاني، خاتمي، موسوي، كروبي و ديگر عزيزان و بزرگواران ديگر و نيز از ياران وفادار امام خميني (ره) دلجويي و استمداد كنيد. از مردم، از آنان كه در چارچوب همين نظام، نظامي كه قبولش دارند، چيزي جز استيفاي حق و اقناع منطقي نمي‌خواهند پوزش بخواهيد و از آسيب‌ديدگان تجليل و تكريم كنيد.
۲- جريان «نردبان شكن» ادب شود و از رفتار شبهه ناك و فتنه‌گونه‌اش مراقبت شود، زبان‌ها و قلم‌هاي آلوده به ويروس فتنه «نردبان‌شكني»، كه در برخي روزنامه‌ها و تريبون‌هاي رسمي و نيمه‌رسمي لانه كرده‌اند به سكوت واداشته شوند. اينها آتش بياران معركه‌اند. اينها نانشان در دعواست. من اطمينان دارم آن انقلاب و نظام اسلامي و مردمي كه امام خميني(ره) به مردم معرفي كرد و خود نيز تا پايان عمر مباركش بر آن عهد بود هرگز رو در روي مردم قرار نخواهد گرفت و مردم نيز به كمترين آسيبي نسبت به آن نظام رضايت نخواهند داد. به شرط آنكه نااهلان و نامحرمان تعزيه‌گردان نباشند.

۳ پاسخ به “متن سانسور نشده ی ” نردبان شكسته، زخم ناسور””

  1. بنده خدا گفت:

    جناب آقاي پور نجاتي عزيز
    ايدئولوژي خطرناكي كه راي مردم را حداكثر براي مقبوليت بخشيدن و بزك كردن نظام مي خواهد و نه براي كسب مشروعيت به نردبان اعتماد ملي تيازي ندارد. به نظر اينها اگر مردم به زبان خوش پاي صندوق آمدند و به كاندايداي مورد نظر نظام و رهبر راي دادند كه دادند و اگر نيامدند اين مشكل خودشان است به هر حال آنها از صندوق راي فرد مورد نظر و تعداد راي لازم را بيرون مي آورند. به همين سادگي.
    ديگر چه نيازي به ناز كشيدن و مردم نوازي دارند؟ مردم يك راه بيشتر ندارند و آن هماني است كه خدا و ولي امر مسلمين براي آنها مي پسندند. مردم خودشان صلاح كارشا ن را بهتر تشخيص ميدهند يا خدا و نماينده اش؟
    وقتي مردم نمي فهمند آنها كه مي فهمند بايد جلوي افتادن آنها به چاه و رفتن آنها به جهنم را بگيرند ولو به زور. راي ساختن كه كاري ندارد .درست است كه رهبر يك راي دارد و مردم عادي هم يك راي اما يك راي داريم تا يك راي. ارزش هر عدد به جايگاه اوست. راي مردم صفر است هر تعدد كه باشد و راي ولي امر مسلمين عددي غير صفر است قبل از صفرها. با عدد سازي هم مي توان نمايش مقبوليت داد.مهم مشروعيت است مقبوليت كه محلي از اعراب ندارد. هر جوري مي شود نظام را زينت داد. يا باراي واقعي يا با راي قلابي . يا به ضرب سهام عدالت و يارانه نقدي و وام بانكي و پول توي پاكت يا به ضرب باتوم و داغ و درفش . به هر صورت خواست خدا بايد جاري شود. اين است كه نظام اسلامي نيازي به نردبان اعتماد ملي ندارد. اين مشكل خود مردم است. از روي جسد مردم هم مي توان نردبان ساخت و بالا رفت. حفظ نظام از اوجب واجبات است حتي از حفظ جان ومال و آبرو وناموس مسلمانها هم واجبتر است. يك طرف قضيه خداست و طرف ديگر مردم . نمي شود كه خدا را ول كرد و به راي مردم چسبيد. مردم كي هستند. ولي نعمت خدا ست نه مردم. هر كي گفته ولي نعمت مردم اند بيخود كرده نان خدا را مي خوريد و مي گوئيد ولي نعمت مردمند. ولي نعمت اول خدا و بعد ولي امر مسلمين است.

  2. عبدالهیان گفت:

    از متن زیبای شما بسیار لذت بردم جناب پورنجاتی امید که مقبول معاندین قرارگیرد تا بیش از این در باتلاق بی اعتمادی مردم فرو نروند واسلام را نیز با خود به زیر نکشند گرچه اسلام عزیزتر از آن است که به زیر آید و وعده خداوند حتما تحقق یافتنی است .
    ان الله لا یغیرالقوم حتی یغیروا بانفسهم

  3. م ج . ا گفت:

    مصداق هدایت و مهندسی جامعه ما که به دست عقل کل دوران ، آقای احمدی نزاد در حال انجام است حکایت فردی را می ماند که به دستگاه و وسیله مکانیکی یا الکترونیکی آشنایی ندارد و منزل خاله جان تشریف برده اند و برای خود شیرینی ابراز وجود فرموده و به وسایل و دستگاهها انگلک می فرمایند وبعد در آخر کار کلی پیچ ، مهره و قطعه ، اضافه می آورد . در این وانفسا و برای راحت جان این پیچ وقطعه و اساسا” کل دستگاه را خس و خاشاک و اخ دانسته و جلوی نه تنها خاله که همه کس و کار خانه می خواهد آنرا در پس و پشتی قائم کند . آن موقع است که جوان خانه ، پیر روشن دل از بالا خانه و … محکم به پشت دست و پس گردن مبارکش می نوازند که کجای کاری ؟! حال داستان مردم این سرزمین نه خانه خاله اس و نه پیچ اضافه . که آنها اصل و اساسند و اگر مردم به حاکم رو نکنند انها هستند که خسی خواهند بود .

نظر دهید