پرده آخرتبليغات دولت نهم متن سانسور نشده ی ” نردبان شكسته، زخم ناسور”
تیر ۳۰

“نردبان، فقط برای بالارفتن و به جایی بالاتر رسیدن نیست . هنگام پایین آمدن نیز باید زیر پاهایمان باشد . پس هرگز نباید نردبان را شكست. ”
به گمانم این نكته ابتدایی امّا بسیار مهم را هر آدم معمولی با كمترین بهره هوشی نیز درك می كند. چه كسی ممكن است پس از رسیدن به ” نقطه مطلوب در آن بالاها ” احساس كند كه دیگر نیازی به نردبان ندارد، پس با پرتاب یك لگد ناقابل آن را پس بزند و سرانجام نردبان را بشكند ؟ از دو حال خارج نیست:

۱- یا تصمیم دارد برای همیشه ” آن بالاها ” جا خوش كند و به هیچ قیمتی قصد پایین آمدن نداشته باشد، كه البته همه می دانند مدّت هاست دوران ” بالارفتن از نردبان و برای همیشه جاخوش كردن و مقاومت و لجبازی در برابر پایین آمدن ” سپری شده است. اگر روزی به مدد نردبانی بالا رفته ای، پس لاجرم روزی دیگر _ دیر یا زود _ با همان نردبان باید پایین بیایی تا مجال بالا رفتن و دوباره پایین آمدن برای دیگران نیز فراهم شود، البته بنا به قاعده موجّه و مقبول و به یاری همان نردبان .   ” تلك الایام نداولها بین الناس ”

 ۲- یك احتمال دیگر این است كه طرف گمان می كند پس از رسیدن به نقطه مطلوب در آن بالاها و شكستن نردبان، می تواند هر لحظه كه اراده كرد بار دیگر برای بالا رفتن یا حتی پایین آمدن، ” نردبان تازه ای ” فراهم سازد! به گواهی تاریخ، این از جنس خیالات است و به باور من سرنوشت چنین ” بالارونده خوش خیال ” بسیار ترحم انگیز و دردناك پیش بینی می شود، چون دیگر نردبانی دركار نخواهد بود. خداوند به استخوان هایش رحم كند! یك ” نظام مشروع و قانونی “، گام به گام از لحظه تاسیس تا استقرار و تثبیت و برای ادامه حیات به همان سیاق ” موجّه و قانونی، از ” پلّه های نردبان اعتماد ملّی ” تا نقطه مطلوب بالا می رود. هیچگاه حتّی برای یك لحظه، به هر بهانه و توجیه و مصلحت، اجازه نمی دهد كمترین آسیبی به نردبان اعتماد ملّی وارد شود. همواره موجودیت و كرامت و حرمت تك تك پلّه های نردبان را پاس می دارد و به قاعده عقلانی و عقلایی و شرعی بالا و پایین رفتن از نردبان، گردن می نهد. آیا می شود برخی از پلّه های نردبان را شكست یا نادیده گرفت؟ چه بسا برخی از خوش خیال ها گمان كنند می شود ” یكی در میان ” یا ” دو پلّه یكی ” یا با جهیدن و خزیدن، پاره ای از پلّه های نردبان را نادیده گرفت، یا از جا كند و به كناری نهاد بدون آنكه به نردبان آسیبی برسد! باور كنید نمی شود، نه بالا رفتن ممكن است و نه پایین پریدن كه خطر شكستگی استخوان دارد! نردبان اعتماد ملّی، پلّه های بسیار مهم و اثرگذاری دارد كه اگر نباشند، موجودیت نردبان زیر سؤال می رود. دو پلّه مهم از نردبان اعتماد ملّی:
۱-افكار عمومی

خیلی ساده و سرراست، بدون آنكه لازم باشد به آداب آكادمیك متوسل شویم، می توان گفت: ” افكار عمومی یعنی برآیند ذهنیت واقعی و داوری جامعه نسبت به اوضاع و احوال پیرامون. ” اگر این ” برآیند ” مثبت باشد، ” افكار عمومی ” به مثابه یك ” پلّه استوار ” از″ نردبان قدرت مشروع ” در اختیار هر نظام سیاسی خواهد بود. خدشه دارشدن و شكسته شدن این پلّه، بی تردید موجودیت نردبان قدرت را دچار چالش جدّی خواهد كرد. به نظر می رسد خواص این ” كیمیا ” را همه می دانند، هرچند متاسفانه برخی گمان می كنند كه افكار عمومی را می توان همچون تكه ای خمیر بی جان به هر شكل و شمایل هدایت و مدیریت كرد، حتی می شود با استفاده از شیوه های ” سنتتیك “  به شبیه سازی افكار عمومی پرداخت و نمونه مصنوعی آن را تولید كرد، تولید انبوه! البته قبول دارم كه بمباران تبلیغات یك سویه، روانگردانی ایدئولوژیك، واهمه پراكنی های بی نام و نشان و بهره گیری از متدهای كلاسیك عملیات روانی تا حدودی و برای اندك زمانی می تواند نوعی اغتشاش در فرآیند طبیعی شكل گیری افكار عمومی ایجاد كند امّا خیلی زود به ضدّ خود تبدیل خواهد شد. ” قدرت مشروع ” نیازمند ” نردبان اعتماد ملّی ” و این نردبان، نیازمند پلّه استوار افكار عمومی مثبت و همگراست نه نمایش افكار عمومی شبیه سازی شده!

۲-گروه های مرجع                                                                                             

 در هر جامعه ای بسته به ویژگی های فرهنگی، تاریخی و ساخت و بافت اجتماعی، خواه سنتی یا مدرن، گروه ها، نهادها و حتی شخصیت هایی هستند كه در كانون توجّه همه یا بخشی از جامعه اند. نظر آنان برای مردم اهمیت دارد، در مواضع تصمیم گیری چه بسا سرانجام به اتكای رای و گرایش آنان عمل می كنند و در یك كلام ” مورد احترام ” مردم اند. در جامعه ایران، چه در بخش سنتی و چه مدرن، ” گروه های مرجع ” همواره نقش كم یا بیش موثری بر رویكردهای سیاسی اجتماعی داشته اند. ” مراجع تقلید “، ” روشنفكران “، ” محافل و نهادهای مدنی “، ” احزاب و تشكل های سیاسی ” و نیز برخی شخصیت های موجّه سیاسی و فرهنگی و مذهبی در مقیاس ملّی، در زمره ” گروه های مرجع ” به شمار می روند. البته در دنیای مدرن، ” نهادهای مدنی ” و” رسانه های مستقل ” نقش بسیار برجسته ای در گستره افكار عمومی دارند و چه بسا باید به مثابه گسترده ترین گروه های مرجع به حساب آیند. ” نظام قدرت “، هرگز نمی تواند نسبت به این   ” پلّه مهم ” از ” نردبان اعتماد ملّی ” بی اعتنا باشد، نمی تواند با نادیده گرفتن، حذف و یا بی تفاوتی نسبت به شكسته شدن آن، به گمان بی نیازی یا به خیال رفع مزاحمت، آسوده شود. نردبان بی پلّه، سخت بی تمكین و نا استوار است! آنان كه ” نردبان شكنی ” كردند گمان ندارم هیچ كس، حتی خوش بین ترین آدم ها، خدشه دار شدن اعتماد عمومی را در شرایط كنونی جامعه ایران انكار كند. ممكن است حد و اندازه این شكاف و بی اعتمادی یا علل و عوامل آن محل مناقشه باشد امّا اصل آن را نمی توان نادیده گرفت. هیچ شهروند ایرانی نمی تواند نسبت به وضعیت موجود بی تفاوت باشد. متاسفانه شكاف های گوناگونی دامن گیر جامعه ایران شده است. شكاف ارزشی، كه به باور این قلم از همه خطرناك تر است همچون خوره به جان یكپارچگی و همبستگی ملّی افتاده و شكاف های گوناگون اجتماعی و حتی شكاف در درون لایه های حاكمیت و به ویژه در جریان و پس از انتخابات اخیر بیش از هر زمان به چشم می خورد. ساده كردن صورت مساله یا پاك كردن آن چاره كار نیست. شاید اگر فضای جامعه در پی سرنوشتی كه برای انتخابات رقم خورد، اینگونه قطبی نمی شد، تا به این حدّ در چنبره تدابیر امنیتی قرار نمی گرفت و حال و هوای نامطلوب دوگانه “پوزیسیون_ اپوزیسیون “  پیدا نمی كرد، ما اكنون شرایط مساعدتری برای برون رفت از آنچه ” بحران ” نامیده شده در اختیار می داشتیم. خونسردی ظاهری و درشت گویی و كلّه شقی برخی از كسانی كه در ایجاد این وضعیت، در شكستن پی در پی پلّه های نردبان اعتماد ملّی، نقش مؤثر داشته اند و هنوز به همان سیاق بر طبل ” خود گویی و خود خندی ” می كوبند و برای دیگران خطّ و نشان می كشند، نباید كسی را و به ویژه خود آنان را به اشتباه بیندازد. اینها نشانه های آرامش و  سكینه و اطمینان خاطر نیست. فریاد دردناك بی قراری و التهاب درونی است و البته ” خود كرده را تدبیر نیست ” امّا آنچه مهم است، دستكم برای هركس كه به سرنوشت ایران می اندیشد، چاره اندیشی برای بازآفرینی و بازسازی اعتماد ملّی است. آیا می شود ” نردبان های شكسته ” را دوباره و حتّی بهتر از گذشته بازسازی كرد ؟
ردّوا الحجر من  حیث جاء
از سال ها پیش این كلام حكت آمیز و پر رمز و راز مولا علی (ع) در ذهن و دل من نقش بسته است كه : ” سنگ را از همان جا و همان مسیر كه پرتاپ شده، بازپس بفرستید. ” چه كسانی و از چه زمانی آتش فتنه ” نردبان شكنی ” را بر دامن جامعه ایران افكندند؟ پلّه های نردبان اعتماد ملّی را یكی یكی خرد و خمیر كردند، پس از آنكه خود یا هم مسلكان آن ها از همان پلّه ها بالا رفته بودند! ماجرا سال ها پیش آغاز شد، اندكی پس از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی. از انتخابات مجلس چهارم و ردّ صلاحیت های غیر موجّه برخی از چهره های شناخته شده جناح چپ یا همان خط امام (ره) پروژه نردبان شكنی كلید خورد. مجمع روحانیون مبارز به عنوان یكی از   گروه های مرجع ، عزلت سیاسی اختیار كرد. سپس نوبت به روشنفكران و دگراندیشان رسید تا در ” ستون نیمه پنهان ” روزنامه معروف و در برنامه ” هویت ” و امثال آن ها حساب كار دستشان بیاید. استعفای سید محمد خاتمی از وزارت ارشاد هم مقدمه بود و هم نتیجه برای پروژه ای كه از مدتی پیش از آن آغاز شده بود و تا سال ها بعد، و تا امروز، ادامه دارد. انتخابات دوم خرداد عرصه ” نردبان شكنی ” جریانی بود كه تصمیم داشت به كسی جز آنان كه ” خودی ” می دانست اچازه بالارفتن از پلِه ها را ندهد. از دوم خرداد به بعد ، قاعده ” هركس كه با ما نیست، خودی نیست . پس بر ماست ” به مثابه یك اصل راهبردی در برخورد با دیگران، هركس كه باشند، مورد توجه و عمل جریان نردبان شكن قرار گرفت. دوران هشت ساله دولت اصلاحات نه تنها قادر به توقف روند نردبان شكنی نبود بلكه با موجودیت خود و به ویژه با وجود مجلس ششم، داغ آن جریان را تازه تر می كرد و تیغ آنان را تیز تر، چه پرونده ها كه ساخته و پرداخته نشد. مجلس هفتم نیز مجالی دیگر شد برای شكستن پلّه های دیگر از نردبان اعتماد ملّی با آن حذف و ردّ صلاحیت های گسترده. امّا نوبت به انتخابات دوره نهم رایست جمهوری رسید و ظهور كاندیدایی به نام محمود احمدی نژاد. او كه در پیشینه سیاسی و مدیریتی اش چه در دوران نخست وزیری میرحسین موسوی و چه در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی از پلّه های نردبان قدرت بالا رفته بود با شعار نفی و نقد گذشته، یعنی گذشته خودش، به میدان آمد. در چهار سال دوران ریاست جمهوری اش نیز همواره بر همین سیاق بود. كسی از این آقا نپرسید كه چگونه گذشته ای را كه خود در ساختن و پرداختن آن دخیل بوده و در مقام فرماندار و استاندار و مشاور وزیر مسئولیت داشته به چالش می كشد! نردبانی را كه از پلّه های آن بالا رفته می شكند! آنگاه نوبت به پرده آخر رسید كه در حال و هوای انتخابات اخیر، همین جریان تاریخی ” نردبان شكن ” بدون هیچ محدودیتی، واهمه ای و احساس نگرانی از تذكر و توبیخ و پیگردی، چوب حراج بزند به همه سرمایه اعتماد یك ملّت. دروغ و تخریب شخصیت هرآن كس كه منتقد و مزاحم تلقی می شود سكه رایج سنت سیئه نردبان شكنی شد. هم مراجع تقلید و بزرگان دین، هم روشنفكران و نخبگان، هم بسیاری از شخصیت های پر سابقه انقلاب و نظام، هر یك به بهانه ای و شیوه ای، مورد بی مهری و هتك حرمت و گاه تخریب و جسارت قرار گرفتند. افكار عمومی نیز بازیچه اراده جریان بی پروای نردبان شكن شد و سرانجام وضعیتی به وجود آمد كه شاهدیم. جالب است كه آفرینندگان این بحران بی اعتمادی، شكنندگان نردبان اعتماد ملّی، نابودكنندگان بسیاری از سرمایه های معنوی و مورد احترام ملّی، اینك در گرداب خودساخته، با تمسك به ژورنالیزم شبه استالینی به سردمداری یك روزنامه معروف و با    بهره گیری از شیوه های بگیر و ببند كه هیچ نسبتی با ارزش های انقلاب اسلامی ندارد، در به در دنبال مقصّر و مؤثر و متهم و مجرم می گردند! پلّه های نردبان اعتماد ملّی را یكی پس از دیگری شكسته اند، از خاتمی وكروبی و موسوی و هاشمی گرفته تا آیت الله صانعی و بیت امام (ره) و مجمع روحانیون مبارز و حتی ناطق نوری و آیت الله جوادی آملی و آیت الله استادی را به زهر كین خود نواخته اند و حالا به دنبال مسبب این اوضاع می گردند. من می گویم نیم نگاهی به آینه بیندازید. نه شیوه های هتاكانه آن روزنامه معروف و نه نمایش های تلویزیونی رسانه رسمی و نه اقدامات غیر موجّه و شبهه ناك نیروهای امنیتی، چاره مشكل كنونی نیست. راه برون رفت از این وضعیت ناگوار، از ین فضای بی قراری و بی اعتمادی و عدم قناعت افكار عمومی بسیار ساده است. به همان تعبیر كه پیشتر اشاره كردم: ” سنگ را از همانجا كه پرتاپ شده باید بازگرداند ” . به نردبان شكنی باید پایان داده شود. میدان داران و دست اندركاران این شیوه اعتمادكُش باید منزوی و مجازات شوند و از همه آنان كه در پروژه نردبان شكنی آسیب دیده اند چه از مردم عادی و چه از گروه های مرجع و چه شخصیت های موجّه و مورد احترام ملّی، عذرخواهی شود. با زبان زور و تهدید و نسبت های ناروا هرگز نمی توان در دل كسی بذر محبّت و همدلی كاشت. آیا كسی هست كه این توصیه خیرخواهانه را از كسی كه دل در گرو ایران و انقلاب و اسلام دارد بپذیرد؟

۶ پاسخ به “نردبان های شكسته”

  1. امیر دبیری مهر گفت:

    با سلام غیبتتان طولانی شده بود . موفق باشید

  2. حامد محمدی گفت:

    از نوشته خوبتان استفاده بردم.
    مثل همیشه قلمتون شیواست و نوشته‌هاتون پر مغز.
    برای شما آرزوی توفیق دارم.
    خوشحال می‌شوم اگر به گوشه من هم سر بزنید.
    در مورد نهضت مردمی که شکل گرفته باید گفت که این یک نهضت مردی است که به سادگی ایجاد نمی‌شود و اگر ایجاد شد به راحتی از بین نخواهد رفت. کسانی که فکر می‌کنند این جریانی وابسته به بیگانه است و با ترساندن و ارعاب از بین خواهد رفت سخت در اشتباهند.
    این نهضت آزادیخواهی و تحکیم جمهوریت است و تا رسیدن به اهداف نهایی خود که همانا آزادی و جمهوریت است راه خود را ادامه خواهد داد.
    اگر جمهوری اسلامی ظرفیت پذیرش آزادی و دموکراسی را دارد باید انعطاف خود را نشان دهد در غیر این صورت قدرتی توان مقابله با این نیروی مردمی را نخواهد داشت.
    رشد عقلانیت،‌توسعه دموکراسی و آزادی و حرکت به سمت عدالت مسیر محتوم ملتهاست و هیچ نیرویی توان مقابله با این موج را نخواهد داشت.
    ممنون

  3. یک دوست. گفت:

    سلام این زیباترین تعبیر از مسائل چند وقت اخیر است.هنوز دود از کنده برمی آید.اشک شوق در چشمان هر اهل حقی حلقه میزند .جالب و کاملا بیطرفانه

  4. مهدی گفت:

    با سلام و عرض ادب
    تمثیل عالی ای بود.
    امّا دو نکته:
    ۱- نوشته اید : نردبان بی پلّه، سخت بی تمكین و نا استوار است!

    و این در حالی است که دیگر اصلاً وجود خارجی ندارد چه رسد به اینکه سخت بی تمكین و نا استوار باشد.
    در فرهنگ معین ذیل واژه ی نردبان آمده است:
    دو چوب یا دو قطعه ی فلز بلند عمودی که در میان آنها به فاصله ی معیّن چوب ها یا قطعات فلزی افقی کار گذاشته اند و بتوسط آن از دیوار ، درخت و غیره بالا روند و یا ببام خانه برآیند.
    پس نردبان وقتی است که دو چوب دارای پلّه باشند نتیجتاً نردبان بی پلّه وجود ندارد . شیر بی یال و اشکم خود که دید ؟ ! اینچنین نردبانی هیچ خداوندی نسازید
    ۲- ای کاش به جای نردبان تمثیل پل به کار می بردید چون در هنگام عبور از پل است که دیوانگان ؟ پشت سر خود را خراب می کنند و به فکر بازگشت نخواهند بود ولی در هنگام صعود از نردبان هیچ کس دست به پائین نمی برد که پلّه ها را خراب کند.
    با این وجود قبول دارم که از نردبان بالا رفتن و آن را انداختن جز نشان دیوانگی نخواهد بود و سرانجام فقط یک راه چاره برایش – بالارونده - باقی می ماند آنهم خود را پایین انداختن است و میزان صدمات و جراحات وارده ی مسلّمه هم بستگی به مقدار صعود فرد دیوانه دارد.
    با سپاس

  5. م ج . ا گفت:

    آقای دکتر عزیز . به نظر حضرات نردبانهای قبلی اخ بوده و همه چیز را باید شخم زد . اصلا” کی گفته به اعتماد مردم نباز دارند . آنها از تبار هاله نوریانند و با فرشتگان می پرند و ما خاکیان رو سیاه باید چاره ای برای خودمان دست و پا کنیم . ضمن آنکه ( از این به بعد بحٍث کمی فلسفی می شود ) نردبان دو سمت دارد . علی القاعده عقلا طرف عریضتر را روی زمین سفت ! میگذارند و با توجه و دقت پله ها را بالا میروند و به فکر برگشت نیز هستند . اما گاهی آدمهای خواب آلود و تازه به دوران رسیده که روزهای اول عملگی را پشت سر می گذارند چشم و گوش بسته نردبان را راست ! می کنند و می خواهند جهان را فتح کنند . هرچه گفته شود نردبان برعکس است . نردبان جای جفتک انداختن نیست . جای پای قبلی اخ نیست و… گوش شنوایی وجود ندارد . البته شاید عجله برای این است که اگر چند نفری هنوز در آن بالاها هستند را زودتر پیدا کنند و با پروژه سازی روانه خانه کنند . “زهی خیال خام ” . این کلام امام حسین ( ع ) عجب مصداقی است ” تجاوز از اندازه پرتگاه است “

  6. م ج . ا گفت:

    روز ۲۱ مرداد ماه ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۲ ق.ظ
    آقای دکتر عزیز . به نظر حضرات نردبانهای قبلی اخ بوده و همه چیز را باید شخم زد . اصلا” کی گفته به اعتماد مردم نباز دارند . آنها از تبار هاله نوریانند و با فرشتگان می پرند و ما خاکیان رو سیاه باید چاره ای برای خودمان دست و پا کنیم . ضمن آنکه ( از این به بعد بحٍث کمی فلسفی می شود ) نردبان دو سمت دارد . علی القاعده عقلا طرف عریضتر را روی زمین سفت ! میگذارند و با توجه و دقت پله ها را بالا میروند و به فکر برگشت نیز هستند . اما گاهی آدمهای خواب آلود و تازه به دوران رسیده که روزهای اول عملگی را پشت سر می گذارند چشم و گوش بسته نردبان را راست ! می کنند و می خواهند جهان را فتح کنند . هرچه گفته شود نردبان برعکس است . نردبان جای جفتک انداختن نیست . جای پای قبلی اخ نیست و… گوش شنوایی وجود ندارد . البته شاید عجله برای این است که اگر چند نفری هنوز در آن بالاها هستند را زودتر پیدا کنند و با پروژه سازی روانه خانه کنند . “زهی خیال خام ” . این کلام امام حسین ( ع ) عجب مصداقی است ” تجاوز از اندازه پرتگاه است “

نظر دهید