ضمیمه روزنامه اعتماد - ۲۹ اردیبهشت ۸۸
«تبليغات»، آن هم از نوع عامه پسند، همواره يکي از مهم ترين ارکان رفتار سياسي آقاي احمدي نژاد پس از ورود به عرصه قدرت، چه در شهرداري تهران و چه در مقام رياست جمهوري بوده است. آن همه «گزارش هاي تصويري» از ديدارهاي مردمي آقاي احمدي نژاد در دوران شهرداري که در برنامه هاي تلويزيوني ايشان هنگام تبليغات انتخابات رياست جمهوري مورد استفاده قرار گرفته حکايت از اين شيفتگي و علاقه مندي و ايمان و عقيده به نقش تبليغات دارد و مگر عمر مسووليت ايشان در شهرداري چند ماه بود؟، و کدام شهردار و وزير و وکيل و نخست وزير تا پيش از آقاي احمدي نژاد، اين همه فيلم از دوره مسووليت خود «دپو» کرده است؟،
البته اين رويکرد «تبليغات محور» تا آنجا که آغشته به گزافه گويي و فريب و اغواي افکار عمومي نباشد، هرچند نامتعارف، اما چندان زيان بخش نيست. از آغاز رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد همين راهبرد «تبليغات محور»، البته با امکانات و تمهيدات گسترده تري در قالب هاي گوناگون، از توليد فيلم سينمايي گرفته تا تاسيس سايت و راه اندازي وبلاگ و خبرگزاري و روزنامه و انتشار کتاب و ترويج کاپشن، مورد توجه قرار گرفته و با شدت تمام ادامه دارد.
هواداران و مدافعان آقاي احمدي نژاد در اين چهار سال براي دفاع تبليغاتي از رئيس جمهور و دولت مورد علاقه خود با توجه به موقعيت سنجي داوري افکار عمومي نسبت به کارنامه دولت نهم، «الگوهاي تبليغاتي» ويژه يي را دنبال کرده اند.
۱- الگوي تهاجمي؛ در يکي دو سال اول، در سايه سرمستي حاصل از باده پيروزي غيرمنتظره در انتخابات سال ۸۴، از يک موضع حق به جانب، بي اعتنا به ديگران، نخوت آميز و مغرور حتي در برابر برخي از طيف هاي همسو در جبهه اصولگرا، با بهره گيري از ادبيات خودشيفته و با رنگ و لعاب و شعائر مذهبي و عمدتاً «مهدويت نما» کوشيدند در يک «خط کشي ايدئولوژيک»، خود را جبهه حق و منتقدان را جبهه باطل معرفي کنند.
کليشه هاي مشهور اين الگو، القاب خنده آوري همچون؛ «معجزه هزاره سوم» يا «دولت امام زمان (عج)» و نيز قضيه «هاله نور» است. الگوي تهاجمي تبليغات هواداران دولت نهم در دو سال نخست سرشار از واژگان «تخت گاز» يا «بي ترمز» در مواجهه با منتقدان آقاي احمدي نژاد بود. کمترين انتقاد و بيان نازک تر از گل، نسبت به سياست و برنامه و رفتار اين دولت، منجر به بلند کردن چماق تهديد به افشاگري مي شد که قضيه مشهور «مافياي قدرت و ثروت» يا «مافياي نفت» از جمله اين چماق ها بود، در پناه آتش تهيه تبليغات تهاجمي و بي ترمز در دو سال نخست دولت آقاي احمدي نژاد، کارنامه ۱۶ساله نظام به چالش کشيده شد و «تئوري انقلاب دوم» مطرح شد.
به باور اين قلم، تحليل محتواي موضع گيري ها، سخنراني ها و رفتار رسانه يي شخص آقاي احمدي نژاد و حلقه اصلي همراهان او در دوره «الگوي تهاجمي»نشان خواهد داد که چه ادبيات و واژگان بي سابقه يي وارد حريم حاکميت شده است. در سايه همين الگوي «خودشيفتگي رواني و تخت گازي رفتاري» بود که در يکي دو سال اول دولت نهم بسياري از بنيان هاي استوار و تجربه شده مديريت نظام در بخش هاي گوناگون اقتصادي، اجتماعي و سياسي خدشه دار شد و «سازمان مديريت» به «تصميم و اراده شخصي مدير» تقليل يافت.
اما اين دوره سرمستي و بي ترمزي، خيلي زود دامنگير و وبال گردن شد. پيامدهاي ناگوار تصميم هاي شخصي و شتابزده و شعارگونه در همه زمينه ها، از تعيين دستوري نرخ بهره بانکي و سود تسهيلات و سپرده ها گرفته تا سرازير کردن نقدينگي به بدنه جامعه به عنوان هاي گوناگون (تسهيلات خريد مسکن و بنگاه هاي زودبازده)، دولت را ناگزير کرد اندکي دست از آن شيوه بي سرانجام و تباه کننده اقتصاد ملي بکشد.
اندک اندک الگوي تهاجمي هواداران آقاي احمدي نژاد کم رنگ و بي خاصيت شد و کليشه هاي اختراعي از جنس «معجزه هزاره سوم» رنگ باخت. هواداران دوآتشه آقاي احمدي نژاد پس از آنکه پيامدهاي پرهزينه و کم بازده عملکرد دولت نهم آشکار شد ناگزير شدند اين واقعيت را بپذيرند که براي هميشه نمي توان افکار عمومي را با شيوه ها تردستي تبليغاتي و گزافه گويي هاي «معجزه هزاره سومي» مديريت کرد.
۲- الگوي «فرار به پيش»؛ از سال سوم رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد که بادکنک هاي برنامه هاي شعاري دولت نهم شروع به ترکيدن کردند، ديگر الگوي تهاجمي تبليغات حتي براي طيف هاي جبهه اصولگرا قابل توجيه نبود. انتقاد و مرزبندي با سياست ها و عملکرد دولت نهم حتي به اردوگاه اصولگرايان نيز رسيد. در اين برهه بود که هواداران و حاميان آقاي احمدي نژاد الگوي تازه يي را براي دفاع تبليغاتي از او تدارک ديدند که از آن به «شيوه فرار به پيش» مي توان ياد کرد. مضمون اساسي اين الگو را در دو محور مي توان خلاصه کرد؛ نخست به چالش کشيدن منفعلانه منتقدان دولت با طرح اين پرسش که آيا هيچ نقطه مثبتي در کارنامه آقاي احمدي نژاد و دولت نهم وجود ندارد که منتقدان صرفاً بر کاستي ها و ناکارآمدي ها انگشت مي گذارند.
هدف اصلي اين گونه موضع انفعالي در واقع القاي اين نکته به افکار عمومي بود که منتقدان احمدي نژاد منصفانه قضاوت نمي کنند وگرنه چرا در کنار برخي ضعف ها سخني از نقاط قوت نمي گويند.
البته پاسخ اين پرسش انفعالي و به ظاهر حق به جانب کاملاً مشخص است؛ ناکارآمدي دولت نهم جنبه ساختاري و راهبردي دارد و اندک اقدامات روبنايي و «عوام پسند» و شعارگونه هرگز نمي تواند موازنه ضعف و قوت را در کارنامه آقاي احمدي نژاد برقرار کند. اما محور دوم طرح زمزمه «ناتمام ماندن برنامه هاي دولت نهم» و ناکافي بودن يک دوره چهارساله براي به نتيجه رساندن و به ثمر نشستن آنها و ضرورت قطعي و عقلي ادامه کار دولت نهم در دوره دهم رياست جمهوري است.
در واپسين ماه هاي عمر دولت آقاي احمدي نژاد با آنکه هنوز از «الگوي فرار به پيش» در تبليغات هواداران او استفاده مي شود اما با توجه به فضاي انتقادي سنگين در آستانه انتخابات، هواداران آقاي احمدي نژاد احساس کرده اند به يک الگوي تبليغاتي مکمل نياز دارند که هم رقيبان و منتقدان را خلع سلاح کند و هم مديريت بر عواطف و احساسات افکار عمومي را امکان پذير سازد.
۳- الگوي مظلوم نمايي؛ به موازات آغاز فعاليت غيررسمي کانديداهاي رقيب آقاي احمدي نژاد و به ويژه پس از ثبت نام رسمي آنان و آشکار شدن صف بندي رقابت ها به ويژه با حضور دو کانديداي اصلاح طلب، آقايان ميرحسين موسوي و کروبي، هواداران آقاي احمدي نژاد به درستي پيش بيني مي کنند انتقاد و اعتراض به کارنامه چهارساله دولت نهم، فضاي جامعه و ذهنيت افکار عمومي را تسخير خواهد کرد.
پس بهترين شيوه براي رهايي از مخمصه رويگرداني مردم و پاسخگويي به آنان همين است که از روانشناسي عاطفي مردم ايران با تمسک به شگرد «مظلوم نمايي» استفاده بهينه شود. از اين پس شاهد مصرف بي دريغ اين ابزار کارآمد خواهيم بود. چه بسا محور اصلي تبليغات انتخاباتي آقاي احمدي نژاد که البته مدت ها است در قالب سفرهاي استاني و تصميم هاي ويژه شب انتخاباتي، در جريان است و نيز برنامه هاي ويژه تلويزيوني انتخابات، همين شيوه مظلوم نمايي باشد. سخنگوي دولت نهم در همايش روابط عمومي هاي برتر وزارت امور اقتصادي و دارايي سخناني ايراد کرد که به خوبي اين شگرد را آفتابي مي کند؛ «امروز در عرصه جنگ رسانه يي قرار داريم… جنگ نرم ديگر، انتخابات است. متاسفانه در اين جنگ همه چيز را مباح مي کنند و مانند شب عروسي است که هيچ قاعده يي ندارد. بعضي ها با کمي مستي در انتخابات حضور پيدا مي کنند، اما بعضي ها کافه را به هم مي زنند… انگار حرف ديگري نيست، همه آمده اند مشت به صورت دولت بزنند… هرچه هست، نقد دولت است.»
نمايش «مظلوميت دولت نهم» تا روز انتخابات «پرده ها» خواهد داشت.
روز ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۸ در ۳:۲۱ ق.ظ
سلام جناب پورنجاتی.
همواره شخصیت متین و اصیل شما مورد علاقهی من بودهاست.
سایت شما را در وبلاگ شخصیام «ماتینه» لینک کردم تا دوستانم نیز ازآثار ارجمند شما بهره ببرند.
این ایمیل را نیز جهت اطلاع و عرض ادب ارسال کردم.
با احترام
محمدعلی مومنی
روز ۳ تیر ماه ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۱ ق.ظ
سلام اقا چرا سکوت کردید ؟ از شما بیشتر از این انتظار است
روز ۱۳ تیر ماه ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۰ ق.ظ
سلام.
آقای دکتر
وبلاگ جنابعالی در سایت آی طنز و در ستون «گاهی طنز» لینک شد.
جهت اطلاع و کسب رضایت برای حلال بودن نانی که میخوریم!
روز ۱۵ مرداد ماه ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۹ ق.ظ
آقای دکتر ببخشیدا . این که فرمودید تبایغات ایشان در هیچ دورانی سابقه نداشته کمی بی انصافی است . وقتی حضرت ایشان با صدایی رسا و قلبی مطمئن از طریق زبانی ، سمعی ، بصری ، نیش زبانی ( ببخشید هوار گونه ) دارند برای فهم امثال من و به کرات و چند باره و اخیرا” در مناظره افشاگرانه می فرمایند که دولتهای سابق و لاحق کاری نکرده اند چه حرف و توقعی است که آنها تبلیغ هم کرده باشند . کسی تبلیغ می کند که کاری کرده باشد .؟! والسلام . ( اگر به این حاشیه و یا به عبارتی ته نویس ایرادی وارد است ، به قول پسر خاله رسانه ملی ؟! خب چیه . دلم میخاد ازش تعریف کنم ) .