روزنامه اعتماد چهارشنبه ۹/۲/۱۳۸۸
سه دهه پس از پيروزي انقلاب و استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران، چندان شگفتي آور نيست اگر خيلي چيزها عوض شده باشند. «دگرديسي» در عرصه امور اجتماعي، هرچند به مفهوم «دگرگوني در ذات» نباشد، اما بي بهره از آن نيز نيست و گريزي هم نيست. «واقعيت نو» چه بخواهيم چه نخواهيم، دير يا زود خودش را بر «واقعيت گذشته» تحميل مي کند. «انتخابات»
- مساله يي که اين روزها بخش مهمي از فضاي سياسي جامعه ايران را دلمشغول خود ساخته - يکي از اين «واقعيت هاي دگرگون شونده» است. فراموش نکنيم که «انتخابات»، به ويژه پس از دوران جنگ، از نگاه افکار عمومي همواره به عنوان «اسم مستعار مطالبات سياسي، اجتماعي» مطرح بوده است. البته انتخابات رياست جمهوري که تجلي اراده ملي براي انتخاب بالاترين لايه مديريت کشور، پس از رهبري تلقي مي شود بيش از انتخابات مجلس و شوراها که ماهيتي منطقه يي و محلي دارند، حامل اين مطالبات است. به نظر مي رسد دگرديسي شکل و محتواي انتخابات در اين ۳۰ سال، «چهار الگوي رفتار انتخاباتي» را به ويژه در مورد انتخابات رياست جمهوري رقم زده است.
۱- الگوي انتخاباتي «بيعت»؛صرف نظر از انتخابات نخستين دوره رياست جمهوري که به لحاظ ويژگي هاي سياسي و نيز سرنوشت ناخوش آن بايد به عنوان يک پديده خاص، سوژه مطالعه موردي قرار گيرد جامعه ايران در چهار دوره بعدي انتخابات رياست جمهوري (شهيد رجايي، دوره اول و دوم مقام رهبري، دوره نخست آقاي هاشمي رفسنجاني) از «الگوي انتخاباتي بيعت» پيروي کرده است. در اين الگو، انتخابات بيش از آنکه به مثابه يک «ظرفيت مدني» براي گزينش عقلاني و حسابگرانه و معطوف به مطالبات معين و از ميان چند گزينه قابل سنجش مطرح باشد، در حقيقت نوعي فرصت براي ابراز وفاداري (بيعت) با کليت نظام، هرچند در قالب پشتيباني از انتخاب يک «شخص شاخص» به حساب مي آيد. از اين رو، در همه اين دوره ها، کمترين نشانه يي از «انگيزه» و «کنش» رقابتي مشاهده نمي شود و حضور يک يا چند «کانديداي رقيب» بيش از هر چيز جنبه «احتياطي» و نمادين دارد و جالب اينکه، ميان ذهنيت و باور جامعه و کانديداهاي نمادين، همبستگي کامل برقرار است. همه مي دانند چه کسي رئيس جمهور خواهد شد و همه بر اين امر رضايت دارند.رويکرد بيعت گونه انتخابات، گرچه خالي از ويژگي هاي عرفي انتخابات به عنوان يک ظرفيت مدني است اما به لحاظ مشروعيت و وجاهت حقوقي قابل خدشه نيست.
۲- الگوي انتخاباتي «شبه رقابتي» (مديريت شده)؛ به طور مشخص در دوره انتخابات رياست جمهوري (دوره دوم آقاي هاشمي رفسنجاني) با حضور يک کانديداي جدي در عرصه رقابت با کانديداي اصلي، نخستين رخنه بر پيکره «بيعت» پديدار شد. آقاي احمد توکلي با استفاده از رويکردي منتقدانه نسبت به عملکرد و برنامه هاي کانديداي اصلي توانست مطالبات بخش قابل توجهي از اقشار جامعه را به شعارها و برنامه هاي خود معطوف سازد. ميزان راي کانديداي رقيب نسبت به کانديداي اصلي، شاخص مهم و معنادار در رويکرد محاسبه گرانه و عقلاني جامعه براي رسيدن به بخشي از مطالبات مردم تلقي مي شود. انتخابات دوره قبل به رغم ناخرسندي بخش هاي سنتي و بيعت گرا در حاکميت، که نگران مخدوش شدن شخصيت کانديداي اصلي و خارج شدن انتخابات از چنبره مديريت نظام بودند، سرآغاز رشد و پويايي «عقلانيت جمعي» و «ظرفيت سنجي» نظام براي پذيرش رقابت عرفي و التزام به پيامدهايش شد .
۳- الگوي انتخاباتي «رقابتي - مديريت شده» (پارادوکسيکال)؛ انتخابات دوره هفتم رياست جمهوري که به لحاظ پيامدهاي گسترده سياسي، اجتماعي به مثابه آغاز فصلي تازه و متفاوت در تاريخ تحولات پس از انقلاب تلقي مي شود، واجد دو ويژگي متناقض نما، يعني «رقابت» و «مديريت شدگي» بود اما سرانجام وجه رقابتي آن بر وجه ديگرش غلبه کرد و به گونه يک «انتخابات قطبي» عرصه جلوه گري عقلانيت اجتماعي و کنش عرفي در جامعه مدني شد. صف بندي نهايي راي دهندگان پيرامون يک محور اساسي يعني «حفظ و ادامه وضع موجود» (در آن زمان) يا «تغيير همه جانبه وضعيت» فضايي کاملاً قطبي را در انتخابات دوم خرداد سال ۷۶ به وجود آورد. بي ترديد بسياري از راي دهندگان به آقاي ناطق نوري همچنان در حال و هواي پيروي از «الگوي انتخاباتي بيعت» و صرفاً براي انجام تکليف يا ابراز وفاداري به کليت نظام و پشتيباني از يک شخصيت در انتخابات مشارکت داشته اند. اما در مقابل، بخش گسترده يي از راي دهندگان به آقاي خاتمي با رويکردي عقلاني و عرفي و محاسبه گر، آنچنان که ماهيت نهاد انتخابات ايجاب مي کند، به ايشان راي داده اند. فضاي پرچالش و قطبي شده جامعه، فرصت بسيار مناسبي براي شفاف سازي و مرزبندي ديدگاه ها و رويکرد هاي هر يک از دو کانديدا فراهم ساخت و به رغم نوعي انحصار رسانه يي، به ويژه در مورد رسانه فراگير صدا و سيما، به سود يک کانديداي خاص، اما سرانجام «ماهيت رقابتي و انتخابي» انتخابات بر «جنبه بيعتي و مديريت شده» آن کارساز شد. دوره هشتم رياست جمهوري (دوره دوم آقاي خاتمي) نيز کم و بيش از همان الگوي انتخاباتي «رقابتي - مديريت شده» تبعيت مي کرد، هرچند به لحاظ پايگاه اجتماعي گسترده آقاي خاتمي، صف آرايي کانديداهاي متعدد رقيب در برابر ايشان چندان کارساز نشد و جنبه مديريت شده آن در حاشيه قرار گرفت.
۴- الگوي انتخاباتي «رقابتي - حذفي»؛ از دوره نهم انتخابات رياست جمهوري، جامعه ايران با الگوي تازه يي در انتخابات رو به رو شد. ديگر از انتخابات «بيعت گونه» و متمرکز شدن کانون هاي تاثيرگذار قدرت و حتي رسانه رسمي روي يک «شخصيت شاخص» نشانه يي نبود. در عرصه جناح هاي سياسي کشور نيز برخلاف دوره هاي گذشته و الگوهاي پيشين، از تمرکز روي کانديداي واحد خبري نبود و طيف بندي هاي دروني دو جناح سياسي اصلي - اصلاح طلبان و اصولگرايان - با کانديداهاي متعدد و متنوع در عرصه رقابت حضور يافتند.
هر چند بخش عمده اين تکثر و تعدد کانديداها از بي انسجامي و تضادهاي دروني و نابساماني هاي دروني جناح هاي سياسي کشور برمي خاست اما نقش و تاثير واقعيت هاي اجتماعي به ويژه «رشد عقلانيت» و محاسبه گري افکار عمومي را در رويگرداني از «کل گرايي» و «مبهم طلبي» خواسته هاي جامعه نبايد ناديده گرفت. پايان دوران رياست جمهوري هشت ساله آقاي خاتمي و پيش از آن پايان دوره مجلس ششم، در واقع آغاز رويکرد پوزيتيويستي و مرزبندي شده جامعه ايران در گرايش يا واگرايي نسبت به ديدگاه ها و برنامه هاي هر يک از دو جناح عمده سياسي کشور تلقي مي شود. از اين رو جبهه اصلاح طلب نبايد بيش از حد خود را به خاطر عدم انسجام و هماهنگي و تمرکز روي يک کانديداي مشخص در انتخابات دوره نهم سرزنش کند. اين امر در واقع «محصول مشترک واقعيت و خواست اجتماعي» بود.
الگوي «رقابتي - حذفي» در انتخابات دوره نهم، آغازگر انتخابات دو مرحله يي رياست جمهوري در دوران ۳۰ ساله پس از انقلاب اسلامي است. برخلاف بسياري از تحليلگران به ويژه آنان که از موضع مصالح حزبي به نقد الگوي متکثر و غيرقطبي مرحله نخست انتخابات دوره نهم مي پردازند، به گمان اين قلم، خواسته و ناخواسته آن الگوي انتخابات، فاتحه «کل گرايي»، «آسان طلبي» و «خوش نشيني سياسي» را دست کم در عرصه انتخابات رياست جمهوري براي هر دو جناح سياسي کشور خواند و از اين جهت به رشد و بلوغ عقلانيت جمعي در رفتار سياسي جامعه کمک شاياني کرد. الگوي انتخاباتي «رقابتي - حذفي» نشان داد مطالبات گوناگون جامعه ايران را نمي توان صرفاً در «دو بسته بندي سياسي» خلاصه و معرفي کرد. بسته هاي متعدد و گونه گون مطالبات اقشار جامعه ايران ايجاب مي کند طيف هاي دروني جناح هاي سياسي کشور بيش از پيش در منظر افکار عمومي آفتابي شوند و فرصت فراختري براي انتخاب افکار عمومي فراهم آورند. اصلاح طلبان ناگزير شدند رقابت در دو جبهه دروني و بيروني را با به صحنه آمدن چند کانديدا تجربه کنند و اصولگرايان نيز. البته اين تحليل در صدد ارزيابي و تاييد نتيجه نهايي انتخابات دوره نهم نيست که حرف و حديث پيرامون چند و چون آشکار و پنهان آنچه رخ داد بسيار است و نيازمند مجالي ديگر.
نکته اصلي اين نوشته، خوشامدگويي به الگوي انتخابات «رقابتي - حذفي» است که به گمان من عقلاني ترين شيوه مشارکت سياسي مردم در چگونگي مديريت کشور است.
«جلوه هاي عقلانيت» در انتخابات دوره دهم
اينک در آستانه انتخابات دوره دهم رياست جمهوري اين پرسش خودنمايي مي کند که «رفتار انتخاباتي جامعه ايران از کدام الگو پيروي خواهد کرد؟»
کنش سياسي طيف بندي هاي دروني دو جناح عمده اصلاح طلب و اصولگرا حکايت از دو رويکرد متفاوت دارد. طيف هاي کلاسيک (سنتي) در هر دو جناح سياسي همچنان تلاش مي کنند الگوي انتخابات «رقابتي - قطبي» را با حضور يک کانديداي شاخص از جناح خود که مورد حمايت طيف هاي دروني نيز باشد بر کرسي قبول بنشانند. گرچه کنش سياسي جبهه اصلاح طلبان در زمينه انتخابات شفاف تر و آشکارتر از جبهه اصولگرايان است اما در مورد تمايل جدي بخش هاي کلاسيک هر دو جبهه براي تحقق الگوي قطبي انتخابات ترديدي نيست. هرچند اعلام اوليه کانديداتوري آقاي خاتمي کفه را به سود اين الگو اندکي تغيير داد اما با اعلام انصراف ايشان، بار ديگر جريان آب به بستر واقعي خود برگشت. در حال حاضر در جبهه اصلاح طلبان دو کانديداي اصلي، آقايان مهندس موسوي و کروبي، هرچند نه تمام و کمال، اما بخش عمده يي از مطالبات اصلاح طلبانه طيف هاي گوناگون اين جبهه را پاسخ خواهند داد. برخورد عقلاني و سنجيده هواداران تشکيلاتي و غيرتشکيلاتي اين دو کانديدا که متضمن پذيرش الگوي رقابتي - حذفي در درون جبهه اصلاحات و نشانه احترام به حق انتخاب مرحله يي و نهايي بخش اصلاح طلب جامعه است، نويدبخش روند مطلوب بلوغ سياسي در اين جبهه است. از اين زاويه، بايد گفت اصلاح طلبان تا اينجاي قضيه نسبت به اصولگرايان از مزيت نسبي برخوردارند. اگر از منظر مصلحت اجتماعي به موضوع بنگيريم، مناسب ترين وضعيت اين خواهد بود که اصولگرايان نيز از تلاش و پافشاري بر کانديداي واحد دست بردارند - که البته به احتمال زياد محقق نخواهد شد - و اجازه دهند مطالبات هواداران آنها نيز در قالب چند بسته انتخاباتي از سوي چند کانديدا پاسخ داده شود. اين الگوي انتخابات «رقابتي - حذفي» هر چند به آساني و کم زحمتي الگوي دوقطبي نيست اما با فلسفه انتخابات به عنوان يک نهاد مدني براي مشارکت واقعي مردم در مديريت جامعه سازگارتر است. آيا اصولگرايان آمادگي ترجيح مصالح جامعه و ياري رساني به بلوغ عقلانيت جمعي در عرصه مشارکت سياسي را دارند؟ يا صرفاً به پيروزي براي دستيابي به صندلي قدرت مي انديشند. خوشبختانه اصلاح طلبان، رويکرد خود را انتخاب کرده اند؛ حضور در عرصه انتخابات با الگوي «رقابتي-حذفي» تا لحظه موعود، اين جلوه عقلانيت را بايد پاس بداريم که نشانه وداع با انتخابات به مثابه مراسم آييني و سلام بر انتخابات به عنوان يک نهاد مدني است.
روز ۹ اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ در ۵:۴۷ ب.ظ
مقاله بسیار جالبی بود. مثل همیشه کلی استفاده کردیم.
با سپاس…
روز ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۲ ق.ظ
یاشاسین دکتر
روز ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۳ ب.ظ
به نام خدا
موافقان و مخالفان عزیز سلام
راستش من به عنوان یک ایرانی مسلمان و شیعه بر خودم واجب دانستم مطالبی رو
در مورد انتخابات به عرض برسانم و از شما میخواهم اگر تخلف انتخاباتی در منطقه ی
زندگی تون رخ داده برای روشن شدن مقدار تخلفات بنویسید، اولا در مورد مهندسی
اتخابات کاملا موافقم که شامل تخلفات قبل ،حین و بعد از انتخابات می باشد
قبل از انتخابات طبق اطلاعات واصله چک پولهای زیادی مابین روستاییان منطقه ی ما
به وسیله ی عوامل دولتی پخش شده که واقعا جای تاسف دارد،شبکه یک سیما
اون شبی که آخرین برنامه ی۴۵ دقیقه ای انتخاباتی آقای موسوی پخش می شد کاملا قطع
شد و برای سرپوش گذاشتن به خاطر اشکال فنی تا آخر شب قطع بود.
البته شهر بهبهان رو عرض میکنم
حقوق باز نشسته ها ۷ یا ۸ ماه قبل از اتخابات به صورت چشمگیری افزایش یافت
(خدا رو شکر لااقل نفی به این بازنشستگان در این منجلاب گرانی رسید) که باید ۲ سال پیش از آن اتفاق
می افتاد که اینو همه اطلاع دارن ،تو مناظره های انتخاباتی آقای احمدی نژاد برای انحراف
افکار عمومی آمار اگر نگوییم غلط به قول آقای محسن رضایی فریب دهنده توسط آقای احمدی نژاد نشون داده شد،خصوصا در مورد آمار نقطه ای تورم که ماه به ماه عرضه شد.
من نمیگم آقای هاشمی فرد درستی هست ،اما له کردن ایشون اونم بعد از چهار سال برای جمع کردن آراء مردم فریبی بیش نبود ،با توجه به اینکه ایشون در افکار
عمومی چهره ی مطلوبی نداشت.
آقای احمدی نژاد فرمودند من حتی یک ریال هم خرج تبلیغات اتخاباتی نکردم ،خواستم بگم مسلما شما از جیب خودتون خرج نکردید بلکه از درآمدهای هنگفت دولت توی اون
۴سال خرج کردید،اکثر روزنامه های دولتی شده بود پایگاهی باری تبلیغات شما و رادیو وتلوزیون کاملا در اختیار شما بود .
چطور شد پروزه ی خط آهن شیراز اصفهان اونم با اون عجله تو زمان تبلیغات افتتاح
شد و رادیو و تلوزیون خیلی روش مانور دادند،شاید بخواهید بگید این پروژه خییلی مهم
بود البته که مهم بود،رعایت نکات استاندارد های ایمنی هنگام ساخت هم خیلی مهم هست ،کسی نگفت که اون قطار سالم به مقصد رسید یا نه و مسافران
اون قطار رو نشون ندادن که سالم به مقصد رسیدند یا نه، چه بلایی سر اون قطار
آمد خدا میدونه.
دو یا سه شب مونده به رای گیری شروع کردن به زیر نویس کردن اینکه شهرداریهای
کشور نیرو می پذیرند جهت ثبت نام به روزنامه های کثیر الانتشار مراجعه نمایید
خیلی زیر نویس کردن اینو ،اما تو این روزنامه ها نگفتن کی ثبت نام میکنیم ، همین الان
هم معلوم نیست بالاخره چی شد،ثبت نام میکنن نمیکنن،آیا این فریب افکار عمومی
نیست؟
اینها تنها گوشه ای از تخلفات به ظاهر قانونی وغیر قانونی بود پیش از انتخابات.
در حین انتخابات خدا میدونه چقدر این صندوقهای سیار توش آراء اضافی ریخته شد
در بسیاری از نقاط با کمبود تعرفه ی رای مواجه شدیم در صورتی که یازده ملیون تعرفه اضافی چاپ شده بود.
به گفته ی آقای محسن رضایی ۱۷۰ حوزه ی رای گیری بیش از آمار رای دهنده
حدود ۹۵ تا ۱۴۰ درصد آراء در صندوقهاشون ریخته شده،که بعد شورای نگهبان
با ۵۰ حوزه ی اون مووافقت کرد که خود سخنگوی شورای نگهبان هم گفت اگر تخلفی
صورت گرفته باشه دو تا سه ملیون رای هستش که تاثیری در نتیجه ی انتخابات نداره
( عجب صوتی بزرگی داد)بعد هم آمدند و این گفته خودشون رو اصلاح کردن و گفتن
خوب در این حوزه ها به دلیل افزایش سفر افزایش رای داشتیم .
بابا عجب سفرهای به موقع ای ملت ما انجام میدن ،اونم تو اوج امتحانات دانش آموزان
یاد سفرهای تابستونی و تورهای مسافرتی افتادن.
بعدش هم به دلیل عدم همکاری شورای نگهبان با آقای محسن رضایی ایشون از
شکایت خودشون صرف نظر و اعلام کردن به دلیل حفظ نظام جمهوری اسلامی
این کار رو انجام داده ام.
سپس به آقای موسوی میگویند بیا و راه قانونی رو برو ،فقط میخواستند با این کار
به موسوی و کروبی بقبولانند که همه چیز درست است و برای حیثیت از دست رفته ی
خود تاییدی دست و پا کنند،خدا رو شکر موفق نشدند بعد آن نمایش مسخره ی شمارش
۱۰ درصد از آراء مخدوش شده ی ملت رو جلوی دوربین های صدا و سیما
به راه انداختند که خودشان هم از شرم خندشان گرفته بود.
وقتی گفته میشه مهندسی انتخابات باید گفت عجب مهندسان برجسته ای توی این
کشور و مملکت زندگی میکنن که برای عوض کردن آراء مردم چه برنامه هایی ریخته و اجرا شد.
دیگر برنامه هایی که ریخته شد بود بعد از پایان رای گیری و هنگامی که ملت نشسته بودند پای سریال جومونگ ، اون شب ۹۰ دقیقه پخش شد عجب جمونگی ، باهاش ملت رو خوابوندند تا اون شب خواب پیروزی موسوی رو ببینند شاید هم برا بعضی ها کابوس پیروزی احمدی نژاد رو یا شاید جشن پیروزی احمدی نژاد .
هنوز چند ساعتی نگذشته بود که هفت ملیون رای شمرده و آقای احمدی نژاد پیش تاز معرکه ی انتخابات شده بود و بعدش هم آمدند وگفتن ۲۴ملیون رای متعلق به آقای محمود احمد نژاد است ،خیلی تعجب بر انگیز بود که رهبری بلافاصله بعد از نتیجه ی آراء آمدند و به آقای احمدی نژاد تبریک گفتن و سپس بر خلاف قانونی که ایشان خودشان به رعایت آن تاکید دارند نتیجه ی انتخابات رو جلوتر از شورای نگهبان تایید کردن ،البته در روز جمعه ی بعد برای سرپوش گذاشتن بر روی این خلاف
قانونی گفتند جمهوری اسلامی اهل خیانت به آراء ملت نیست و عرض کردند مگر ممکن است یازده ملیون رای تخلف صورت گرفته باشد.
خواستم بگویم اگر برنامه داشته باشیم که تخلف را آنقدر بالا ببریم که هم شک بر انگیز نباشد وجایی برای بحث و تجدید نظر نداشته باشد و هم رکورد رای آقای خاتمی را در دو دور قبل بشکند چرا که نه.
وقتی رهبری نظام که خود در بالاترین سطح مدیریت است اینچنین خلاف قانون عمل می کند، رهبریتی که طبق روش امام خمینی که رحمت خدا بر او باد میبایست فرا جناحی عمل کند خود جناحی تشکیل داده و آن را به وسیله ی آقای محمود احمدی نژاد در راس و دیگر مشاورانش در پشت سر او رهبری و هدایت میکند و
به وسیله ی قاضی مرتضوی و همکارانش ملت خصوصا چهره های سر شناس
سیاسی نظام را دستگیر و بعد از آن می خواهد با شکنجه و زیر فشار گذاشتن
و پروژه ی نخ نمای اقرار تلوزیونی و چسباندن اتهامات محسن اژه ای وزیر اطلاعات
و جناب پور محمدی رئیس بازرسی کل کشور (وزیر مستافی وزارت کشور)
آنها را متهم کند ،برای ابد پرونده ی سیاسی آنها را بسته،به کار سیا سی شان
پایان دهند و یک پاکسازی سیاسی از تمام مخالفان شان انجام دهند چرا که نه.
و روز بعد جناب احمدی نژاد آمدند و خودشان جمعیتی را جمع کردند و برای خودشان جشن ّپیروزی گرفتن که در نظام جمهوری اسلامی سابقه نداشته که فرد پیروز انتخابات ،این چنین کاری رو انجام بدهد و اتهامات خودشان را تکرار و به شکل کملا وقیحانه ای موسوی و طرفداران اون رو به باد تمسخر گرفته و گفتند :آنها به یک تیکه پارچه ی سبز تکیه کرده بودند سپس آن تیکه پارچه را به دور گردن خویش انداخت
و خود را پسر پیغمبر خواند و سید دانست که به او از پشت اشاره کردند و گفتند: بگویید از طرف مادر سیدم
اگر کسی برنده ی واقعی انتخابات، اون هم با ۲۴ میلیون رای است چه نیازی برای تایید خود به وسیله ی این جمعیت کوچک با پخش تلوزیونی مستقیم( به بهانه ی تولد دخت گرامی رسول خدا که دروود خدا بر آن خاندان باد) دارد.
یا برای تایید خود جلوی دوربین های خبری مثل یک پسر بچه ای که با بزرگتر از خود دست بدهد
با رئیس جمهور روسیه مشغول دست دادن باشد.
او خود میدانست که به ملت چه دروغ بسیار بزرگی تحویل داده است.
آیا لازم بود برای ایجاد نا امنی تظاهرات بی سر و صدای مردم که فقط حق شان را
می خواستند به آشوب بکشند و آنها را به وسیله ی نیروهای لباس شخصی که زیر نظر مستقیم رهبری و همچنین جوانهای شستشو داده شده ی مغزی در بسیج به خاک و خون بکشند بیش از ۱۹ نفر کشته ،که خودشان اول گفتند ۱۳ نفر و بعد آن را به ۱۰ نفر تقلیل دادند و تعداد زیادی را زخمی و راهی بیمارستان
و تعداد زیادی را راهی زندان کنند.
اما در مورد مهندسی آراء
ابتدا آمدند وآمار کل را به نسبت هر ساعتی که از پایان رای گیری می گذشت آنچنان که خود می خواستند
و برنامه ریزی شده بود اعلام می کردند سپس آمار نهایی اعلام شد، ۲۴ ملیون جناب آقای احمدی نژاد
و مابقی که خود بهتر می دانید بعد آمار موجود به تفکیک هر استان اعلام شد البته هنوز بسیاری از
صندوقها دست کاری نشده بود ، آنها آمار واقعی را همزمان با آمار مورد نظر خود بررسی می کردند
و آمار را به نوعی که شک بر انگیز نباشد یا اینکه کمتر ایجاد تردید کند به تفکیک هر استان اعلام کردند
اگر به آمار تفکیکی استانها توجه کرده باشید، حتی در استانهایی که موسوی حرف اول را میزد اختلاف
چندانی با احمدی نژاد نداشت و این خود دلیلی محکم بر این ادعاست والی آخر به این می گویند
مهندسی آراء ملت عزیز ،شهید پرور ، قهرمان و همیشه در صحنه ی ایران اسلامی!!!!!!!!!!؟
بسیاری از مطالب هست که هنوز مخفی مانده و باید کنکاش بیشتری صورت گیرد تا همه چیز رو شود.
یک چیز در همه ی این جریانها مشهود است ،آن جریان کومونیسم اسلامی یا خفقان اسلامی است که
هیچ بویی از اسلامیت نبرده است ،قطع اس ام اس در بعضی از مناطق تا تقریبا سه هفته بعد از انتخابات چه ایرانسل چه همراه اول ، کاهش سرعت اینترنت اختلال در تماس خطوط موبایل هر وقت احساس خطر می کردند به خصوص در نواحی تظاهرات ، پارازیت شدید بر روی برخی کانالهای خاص ماهوارهای و قطع آنها ،اعتراف زیر فشار و شکنجه و یا تهدید به شکنجه زندانیان (خنده دار بود وقتی از شبکه یک خانمی رو نشون میدادند که گفت توی کیف خودم و پسرم نارنجک جنگی بوده ،یکی نبود به این کسایی که دست اندرکار این مصاحبه ها هستند عرض کند ای به شگفت آورنده های تام و جری آخه مگه نارنجک اونم جنگی
چاقوی ضامندار با پنجه بکس هستش که خریده باشه و بعد هم گذاشته باشه توی کیفش برای احساس قدرت )
آقای موسوی و کروبی این رئیس جمهور و دولت بر آمده از آن را در بیانیه های سه شنبه و چهارشنبه بعد از تایید شورای نگهبان و شعار شدید ملت بر پشته بام ها در تهران که الله و اکبر و مرگ بر دیکتاتور سر دادند، نامشروع و غیر قانونی خواندند و آقای خاتمی دولت را به حق ایجاد کننده ی یک انقلاب مخملی علیه ملت دانست
روز ۲۴ مرداد ماه ۱۳۸۸ در ۸:۳۲ ق.ظ
آقای دکتر عزیز ، وقتی تحلیل شما را در اردیبهشت خواندم در زیر نویس کامنتی نوشتم یاشاسین دکتر . امروز که صفحات دلتا را ورق می زدم به این مقاله رسیدم و یاد قضیه ای که سنخ روزگار پس از انتخابات است افتادم و به نظر می رسد که در ادامه آن مقال ، جای حک و قیل و قال دارد . و اما ، در ازمنه قدیم کاروانی گرفتار عده ای راهزن شده و دزدان از جماعت هرچه داشتند را ستاندند . رئیس دزدان که حالی کرده بود جلو آمد و رو به صاحب کاروان کرده و تنها جلیقه ای را که بر تن داشت را مطالبه کرد . او هم که شرایط را سخت می دید برای آنکه شرایط برای همراهان سخت نشود جلیقه را از تن به در آورد و به رئیس ! داد . آنگاه دستور داد وی را مشت و مالی بدهند و دیگران را نیز . صاحب کاروان صدا بر آورد که جلیقه را که ستاندی دیگر چه می گویی ؟ ریئس دزدان صدا کلفت کرد که بگو مبارک باشد . جلیقه برازنده است و … ( بلا به دور ، خدای نکرده آنچه آمد کنابه یا اشاره به دوران مشعشع فعلی نیست بلکه برای مزاح و حالی کردن بود )