بهمن ۲۴

مصاحبه با روزنامه اعتماد - ۲۴/۱۱/۸۷
 

عكس: روزنامه اعتماد

 

اگر اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري سال آينده ترديدهايي داشتند از نيمه سال جاري و پس از بررسي زوايا و جوانب مختلف، تصميم اين جناح سياسي فراگير بر آن شد تا در انتخابات به طور جدي حضور يابد. در صورتي که اين گزاره محقق شود، نخستين بار خواهد بود که اصلاح طلبان در دور دوم و هنگام کانديداتوري «رئيس جمهور مستقر» قدم به ميدان انتخابات مي گذارند. دکتر احمد پورنجاتي اما معتقد است در عين اينکه رئيس دولت نهم داراي حمايت هاي نهادهاي موثر در ساختار قدرت است اما با موانع جدي نيز مواجه است. رئيس کميسيون فرهنگي مجلس ششم که از فعال ترين چهره هاي فرهنگي - سياسي اين جناح سياسي به شمار مي رود، دغدغه هاي خاتمي پيش از اعلام کانديداتوري را جدي دانسته و در عين حال، تصميم وي را - به رغم برخي مخالفت ها - شجاعانه و نشانه متفاوت بودن دولت آينده اصلاحات ارزيابي کرد. پاسخ هاي اين مدير خوشنام اصلاح طلب به پرسش هاي اعتماد، همانند نوشته ها و طبع پورنجاتي، آميخته با کنايه ها و نکات نغز بود که در پي مي آيد.

- انتخابات رياست جمهوري دهم، نخستين انتخاباتي در نظام است که اصلاح طلبان در دور دوم، به طور جدي بناي رقابت با کانديدايي را دارند که «رئيس جمهور مستقر» نيز هست و از همه امکانات پرشمار اين سمت نظير در اختيار داشتن دستگاه هاي دولتي تا دهداري ها برخوردار خواهد بود. از نظر شما چه ويژگي هايي اين دوره را از ساير ادوار متمايز مي کند؟ 

البته اين ويژگي که مورد اشاره شما قرار گرفت داراي دو جنبه است. به عبارت ديگر اگر از زاويه ديد يک فعال سياسي اصلاح طلب به اين مساله نگاه شود، بيشتر سايه محدوديت ها، مزاحمت ها و احياناً امکاناتي که در اختيار رقيب اصلاح طلبان قرار دارد به چشم مي آيد. قاعدتاً فردي که در جايگاه بالاترين مقام اجرايي کشور در ساختار قدرت قرار گرفته، دست بازتري دارد، خصوصاً اينکه در موضع مسوول برگزاري انتخابات، يعني رقابتي که قرار است در آينده يي نزديک برگزار شود نيز باشد. اما از زاويه ديد متفاوتي هم مي توان به اين موضوع نگريست. فردي که مسووليت اجرايي کشور در يک دوره چهارساله را بر عهده داشته خواسته يا ناخواسته و به رغم همه آرايه ها و پيرايه هاي تبليغاتي، سياسي و دوپينگ هاي مختلفي که براي خوشايندسازي رفتار و عملکرد او به کار گرفته شده، در معرض داوري حسي افکار عمومي قرار دارد. يعني پديده تجربه شده يي به شمار مي رود و برخلاف انتخابات رياست جمهوري نهم ديگر سر دادن شعارهاي جذاب و وعده هايي از قبيل آوردن نفت سر سفره مردم مشکلي را از وي حل نمي کند. مشت دولت نهم باز شده و اندرون سينه ناقابليت ها و ناکارآمدي هايش شکافته و حالا ديگر همه چيز او قابل رويت است. اما به هر حال اين يک نقطه تفاوت با ادوار گذشته به شمار مي رود و از اين منظر نيازمند تامل است. به نظر من اگر از زاويه ديد مورد اشاره - يعني ديدن هر دو روي سکه - بحث را ادامه دهيم، انتخابات دهم هم دشواري هاي غير قابل انکار دارد و هم از «فرصت »هاي قابل توجهي براي اصلاح طلبان برخوردار است. انتخابات دهم فرصت گرانبهايي است اگر اصلاح طلبان توانسته باشند نه فقط در برهه رقابت هاي انتخاباتي بلکه در فرآيند نقد و ارزيابي دولت نهم - از ابتداي شروع به کار تاکنون - به افکار عمومي که خود به طور ملموس متوجه شرايط وضعيت کشور هستند اين پرسش و پاسخ آن را منتقل کنند که نه فقط زندگي روزمره آنان بلکه مقدرات کلي جامعه ايران و حتي سرنوشت نسل هاي آينده، رو به کدام سو نهاده است و در مقايسه با چهار سال پيش چه حفره هاي هولناکي پيش روي توسعه کشور ايجاد شده، گام مهمي برداشته اند؟ البته بدون توسل به مظلوم نمايي، همه مي دانند جريان اصلاح طلب از واسطه هاي انتقال انديشه و نظر به افکار عمومي - يعني رسانه - محروم است و اين مساله اکنون انکار شدني نيست. در واقع يک جريان سياسي باسابقه با اين پايگاه گسترده اجتماعي که نه تنها در دو دوره رياست جمهوري و حداقل در يک دوره مجلس و شوراها توانسته اقبال عمومي را به سمت خود جلب کرده بلکه عطش تاريخي در ميان بخش قابل توجهي از جامعه براي تکرار دوران اصلاحات ايجاد کرده، از هيچ گونه امکان رسانه يي در قالب تشکل هاي حزبي برخوردار نبوده و در عين حال هيچ سهمي از رسانه عمومي ندارد؛ رسانه يي که لقب «ملي» بر آن نهاده اند اما به واقع بايد آن را رسانه «رسمي» دولت و جناح سياسي پشتيبان او ناميد. صداوسيما در حال حاضر رسانه بخشي از حاکميت به شمار مي رود و آشکارا در آن نسبت به اصلاح طلبان موضع آنتي پاتيک وجود دارد. ادامه مطلب را بخوانید »

بهمن ۱۸

«يا چنان نماي كه هستي، يا چنان باش كه مي‌نمايي»
بايزيد بسطامي

فيلسوفان، چه بسيار «نظر» مي‌دهند كه حتي «اندكي هم ‌از آنها نيز نه از سوي خودشان و نه ديگران، جامه «عمل» نمي‌پوشد؛ حكيمان و عارفان و طبيبان و دانشمندان علوم تجربي نيز!
آيا ارزش و اعتبار «نظر» به «عملي شدن»‌آن است به ويژه از سوي آن كه «نظر» مي‌دهد؟
اگر چنين مي‌بود، اينك هيچ برگي از ميليون‌ها كتاب، حامل «نظر»هاي بسيار مهم و ارزشمند متعلق به «بي‌عملان» تاريخ كه يا فيلسوف يا دانشمند يا تاريخ‌نگار و طبيب و عارف بوده‌اند، به دست ما نمي‌رسيد! «نظر»، اگر به واقع نظر باشد، فارغ از آنكه به منصه «عمل»‌درآمده باشد يا نه، قابل اعتنا و ارزشمند است «نظر» دادن به تعبير امام علي(ع) نوعي كاشتن بذر است: «كسي كه سخن مي‌گويد (نظر مي‌دهد)، مي‌كارد، آن كس كه گوش فرا مي‌دهد، درو مي‌كند»
آيا كاشتن بذر فاقد ارزش و اعتبار است؟ آشكار است كه: نه. پس محل مناقشه چيست؟ ادامه مطلب را بخوانید »

بهمن ۱۲

 متن سخنرانی در خانه هنرمندان - ۱۰/۱۱/۸۷

بود در کشور افسانه کسي

شهره در، نه، گفتن؛

نام مي خواهي؟

نه

کام مي جويي؟

نه

تو نمي خواهي يک تاج طلا بر سر؟

نه

مذهب ما را مي داني؟

نه

خط ما مي خواني آيا؟

نه ادامه مطلب را بخوانید »