روزنامه اعتماد - ۱۰/۸/۸۷
“هر دم از این باغ! بری می رسد”
قضیه پنج میلیون تومان اهدایی دستگاه ریاست جمهوری به نمایندگان مجلس هشتم، “به نام كمك به مسجد” و ” به كام پشتیبانی از وزیركشور” هر چند از نادره های سیاسی دوران ماست ، اما به گمان من نباید شگفت انگیز تلقی شود.
به نظر می رسد این قافله تا به حشر لنگ است .التهاب های درونی “دولت اسلامی” را نقطه پایانی نیست! اگر آقای محمود احمدی نژاد پیش بینی می كرد كه با معرفی آقای علی كردان به عنوان وزیر كشور در سال پایانی حكومت دولت نهم ، چه آتش “دامن گیر ” و فزاینده ای بر رمق اعتبار این دولت پر چالش افكنده خواهد شد، چه بسا با اندكی تامل، از این كار منصرف می شد.
نمی دانم كدام شیر پاك خورده ای این “پوست خربزه” سیاسی را درست در حال و هوایی كه تمامی همت و تلاش آقای رئیس جمهور و اصحاب كابینه و مشاوران سیاسی و تبلیغاتی و رسانه ای ایشان، در واپسین سال مسئولیت دولت نهم مصروف باز سازی وجهه درهم ریخته و نابسامان و ناكارآمد این مجموعه در ذهنیت افكار عمومی است ،زیر پای این عزیزان! گذاشت!
كاش آقای علی لاریجانی به عنوان رئیس مجلس هشتم، كه نقش بسیار موثر و تعیین كننده ای در “بركشیدن” آقای علی كردان از یك “موقعیت دست چندم اجرایی” به جایگاه پر نفوذ و” اختیاردار” –در همه زمینه های مالی و سیاسی و اداری- داشته است، دستكم به درخواستهای خیرخواهانه و مصرانه دوستان و هم مسلكان سیاسی خود و نیز آقای كردان، توجهی می كرد كه آن روز، هنگام بررسی سوابق و لواحق وزیر كشور پیشنهادی آقای رئیس جمهور پیشنهاد جلسه غیر علنی دادند.
“پیر در خشت خام آن بیند كه جوان در آینه” حالا معلوم می شود كه تجربه و پختگی سیاسی آنان كه به طور مستقیم “خاك صحنه فعالیت ومبارزه سیاسی” را در دوران پیش از انقلاب تجربه كرده اند تا چه مایه افزونتر از “سیاستمداران پس از فتح” است. آقای احمد توكلی ،صرفنظر از اینكه با مشرب و نگرش سیاسی ایدئولوژیك او موافق یا مخالف باشیم ، یك عنصر با سابقه استخوان دار سیاسی است كه به گواهی مشاهدات شخصی این قلم در دوران زندان رژیم سابق، خیلی زودتر از دیگران در برابر كژراهه اندیشه و مشی منحرف سازمان مجاهدین خلق واكنش نشان داد و راهش را از آنان جدا كرد.
هنگامی كه در آغاز دوره هشتم مجلس موضوع انتخاب رئیس پارلمان ،اصولگرایان راه یافته به این نهاد را پیرامون دو كاندیدای ریاست، یعنی آقایان حداد عادل و علی لاریجانی دو شقه كرد، آقای احمد توكلی ، بر حلاف انتظار آنان كه گمان می كردند او به اعتبار” نسبت نزدیك فامیلی و سابقه همكاری اجرایی و قرابت فكری ” جانب لاریجانی را خواهد گرفت، در جبهه مقابل قرار گرفت .
در قضیه معرفی علی كردان به عنوان وزیر كشور نیز از ابتدا ابراز مخالفت كرد و در روز رای گیری نیز بسیار كوشید تا بلكه با بهره گیری از شیوه های ” مصلحت جویانه” و “آبرودارانه” از سر باز كردن یك “بقچه پیچیده” پیشگیری كند. اما پافشاری لجاجت آمیز و البته خدشه آمیز آقای رئیس مجلس برای نپذیرفتن پیشنهاد جلسه غیر علنی راه را برای “از پرده برون افتادن رازهای سر به مهر” باز كرد تا اكنون شاهد هر روزه چشمه های تازه ای از آن باشیم.
شاید برای آنا ن كه آشنایی شان با نام آقای كردان به همین دو سه سال دولت باز می گردد این پرسش مطرح شود كه راز این همه ” هزینه پذیری سیاسی” در مورد این شخص چیست؟ به گمان من برای تحلیل رفتار سیاسی آقای احمدی نژاد تنها راه چاره رجوع به “منطق انحصاری، یگانه و متفاوت” شخص ایشان است كه خوشبختانه در این سه سال برای افكار عمومی مردم و به ویژه اصحاب اندیشه كاملا شناخته شده است و بنابراین در این منطق، هیچ “تصمیم، اقدام، واكنش و حتی عدم واكنش” شگفت انگیز به نظر نمی رسد . هر پدیده نامتعارفی محتمل است. اما در موارد برخورد دیگر اركان مدیریت نظام كه به شیوه ای “مدارا گونه و كج دارو مریز″ و حتی گاه حمایت كننده به نظر می رسند چه توجیهی برای این همه هزینه پذیری سیاسی می شود ارائه كرد !؟
اگر آن روزها كه در كمیسیون فرهنگی مجلس ششم بحث پرچالش بودجه صداوسیما و به تبع آن، موضوع درآمدهای اختصاصی این سازمان از محل آگهی های بازرگانی مطرح بود به فریادهای استغاثه كارشناسانه آن كمیسیون مظلوم كه متكی به اطلاعات و آمارو ارقام واقعی بود توجه می شد، و همه چیز با انگ سیاسی و به عنوان تصفیه حساب نادیده گرفته نمی شد، اگر آن گاه كه گزارش كمیسیون فرهنگی در باره تحقیق و تفحص از درآمدهای صدا و سیما در صحن مجلس ارائه و به دستگاه قضایی ارجاع شد با همان انگیزه های برخاسته از واكنش سیاسی به بایگانی این دستگاه سپرده نمی شد ،ویا دستكم به افكار عمومی توضیح داده می شد كه سكاندار اصلی این “كشتی مدیریت منابع مالی” چه كسی است ; شاید در شرایط كنونی نه جامعه ایران و نه دولت نهم ونه كلیت نظام با چنین چالش های كه هم اكنون شاهدیم مواجه نمی شد!
آیا جالب و حیرت انگیز نیست كه خبرهای ریز و درشت مربوط به فساد مالی یا اخلاقی و یا سیاسی فلان مقام سیاسی در هر جا ی عالم به ویژه اگر در جبهه دشمنان و رقیبان سیاسی نظام ، از آمریكا و اسرائیل و كشورهای اروپایی باشد از بیل كلینتون و جورج بوش و اولمرت گرفته تا ژاك شیراك و غیره، بی درنگ و تكرار شونده در بخش های متعدد خبری و تحلیلی رسانه رسمی (صدا و سیما) پوشش داده می شود اما بیش از دو ماه است كه ماجراهای آقای علی كردان نقل محافل داخلی و بین المللی است و هیهات از این همه سكوت و دم فروبستن!
به باور من با روندی كه در قضیه آقای كردان شاهدیم و به نظر می رسد همچنان باید منتظر پرده های تازه باشیم، دیگر مساله “مدرك تحصیلی و خلاف گویی و بی صداقتی” یك شخص و حتی چند نفر صاحب منصب كه احتمالا وضعیت مشابهی دارند، اهمیت دست چندم پیدا كرده است.
به نظر من اكنون باید نگران ظهور نوعی “عفونت سیاسی ” در بخش هایی از سازو كارهای اداره كشور بود. مگر عفونت شاخ و دم دارد؟! آنچه نمایندگان مجلس هشتم، نه به تدبیر و نقشه سیاسی اصلاح طلبان و نه به حیله دشمنان آن سوی مرزها بلكه به طور مستقیم و با مباشرت نزدیكترین حوزه مدیریتی دولت یعنی معاونت حقوقی و پارلمانی رئیس جمهوری برای نجات وزیر كشور از استیضاح و بركناری، مشاهده كردند كه هیچ نام و عنوانی جز ” فساد سیاسی” برازنده آن نیست، هر چند بسیار جسورانه و با طمانینه! انجام شده اما نشانه ای آشكارازوجود یك كانون عفونی است .آیا ساختار مدیریت كشور و به ویژه مجلس به عنوان یك ارگان اصلی از پیكره نظام، واكنشی از جنس واكنش یك “ارگانیزم زنده” در برابر عفونت نشان خواهد د اد؟ نخستین واكنش ارگانیزم در برابر “عفونت”، این است كه بی درنگ و ملاحظه،”تب” می كند.
البته پزشكان حاذق می دانند كه برای خلاصی از “تب” ، هم باید به “درمان علامتی” و هم به “درمان علتی ” پرداخت.
هم باید عامل ظاهری تب را با تجویز مسكن از میان برداشت و هم به ویژه باید ریشه بیماری یعنی “كانون عفونت” را به گونه ای بی رحمانه با داروی شفابخش از میان برداشت. استیضاح ، همان درمان علامتی است . افكار عمومی مردم ایران حق دارد در انتظار چاره ای اساسی (درمان علتی) نیز باشد.
روز ۱۴ آبان ماه ۱۳۸۷ در ۸:۳۱ ق.ظ
جانا سخن از زبان ما مي گويي…
روز ۲۴ آبان ماه ۱۳۸۷ در ۱:۴۴ ب.ظ
درود بر شما و قلمتان درد ودغدغه اين سرزمين و مردم پاك نهادش درد ودغدغه نه تنها شما كه همه ايران دوستان است