شهروند امروز - ۱۶/۶/۸۷
«گفتوگو» چيست؟ كسي چه ميداند! همچون بسياري واژهها كه به دليل كاربرد فراوان و بيحساب و كتاب، به نظر آشنا و بديهي و شناخته شدهاند، امّا به گمان من يكسره غريبه و «عوضي گرفته شده»اند!
واقعيت اين است كه در بسياري موارد، ما به اشتباه، گمان ميبريم كه «گفتوگو» ميكنيم، نه! به احتمال مشغول كار ديگري هستيم!
در اين سالها كه «واژه گفتوگو» همچون يك «ترفند» يا گريزگاه براي لجام زدن بر بدمستيهاي توسن ادبيات تمام عيار ايدلوژيك و آمرانه و يكسويه، دامنه رواج بيشتري يافته، اسباب كاربرد عوضي آن نيز فراهمتر شده است.
«گفتوگو» نه مبادله مغازلهآميز «دل و قلوه» است، نه چيزي از جنس «مذاكره»، آنگونه كه در عرف ديپلماسي يا بازرگاني مطرح است و نه بيترديد، مترادف با «مناظره» كه پيشاپيش تكليف و مقصود هر طرف معلوم است. اگر جسارت نباشد، ميخواهم بگويم كه حتي آنچه از سوي آقاي خاتمي نيز به عنوان «گفتوگوي تمدنها و فرهنگها» و در واكنش به نظريه بسيار مهم ساموئل هانتينگتون با عنوان «جنگ تمدنها» مطرح شد، صرفنظر از چونوچراهايي كه درباره «ربط منطقي» اين دو نظريه ميتوان ارائه كرد، مصداق همان كاربرد مسامحهآميز «واژه گفتوگو» بشمار ميرود. اين كه نظريهپردازان و معتقدان و دلبستگان به فرهنگها، اديان و تمدنهاي گذشته و حال به انگيزه يافتن مشتركات و كاستن از ضخامت ديوار فاصلهها، براي يكديگر سخنراني كنند تا بلكه اندك گامي به سوي صلح و آرامش جهاني برداشته شود، البته كاري پسنديده و در اندازهاي محدود سودمند است، امّا از آنجا كه پيشاپيش هم در «مبدأ» و هم در «مقصد»، متعيّن و پيشبيني شده است، نسبت چنداني با گفتوگو ندارد. نوعي تدبير و توافق براي هدفي خاص بهشمار ميرود.
خواننده حق دارد بپرسد: پس گفتوگو چيست؟
شهریور ۱۴