تیر ۳۰
سایت باران
۱- خاطره هایت رامرور کن:
انتخابات درهمه جای جهان چیزی فراتراز بازی سرنوشت احزاب سیاسی و جناحهای فعال در عرصه قدرت نیست. ازاین زاویه تفاوت چندانی هم میان نظامهای دموکراتیک یا شبه دموکراتیک و حتی رژیمهای توتالیتر وجود ندارد. اگر تفاوتی باشد به واقعی یا نمایشی بودن این بازی مربوط است.در کشورما نیز جز در دههی اول پیروزی انقلاب که انتخابات به طور عمده نقش بیعت و حمایت از شخص یا جریانی را داشت که به واقع از سوی متولیان نظام نشان شده بود، از آن پس هر چند به رغم میل و تدبیر حاکمیت سرانجام همان نقش و کارکرد عرفی خود را بازیافت و به بازی سرنوشت احزاب و جناحها و حتی برخی باندهای سیاسی تبدیل شد.
به لحاظ تقویمی، دوم خردادهشتاد و شش راباید نقطه آغاز این دگردیسی و یا به تعبیر درستتر این به قاعده شدن و بازگشت به اصل و طبیعت انتخابات در جمهوری اسلامی ایران قلمداد کنیم.
درخشانترین جلوه این دگردیسی و تبدیل انتخابات بیعتگونه به انتخابات عرفی حل یک نامعادله سیاسی در دوم خرداد هشتاد و شش بود که به مدد گستردگی حضور عنصر اجتماعی و به نفع خواست و اراده او به سرانجام رسید.
نامعادلهای که بسیار زیرکانه و پنهاندستانه همه مقدمات لازم را در عرصه سیاسی، رسانهای و مدیریت افکار عمومی برای تکرار الگوی دهه اول انقلاب فراهم کرده بود و کمترین تردیدی در کامیانبی و نتیجهبخشی آن نداشت. ادامه مطلب را بخوانید »
تیر ۲۲
شهروند امروز - ۲۱ تیر ۸۶
رمل و اسطرلاب،نقشه فلكی،سعد و نحس احوال آدم و عالم، منجم باشی،خوابگزار اعظم،علوم غریبه، پیشگویی حوادث آینده و هر چه از این دست فوت و فن های پیش آگهی نسبت به تدبیر وتقدیر زندگی،قرن های متمادی همچون “خدایگان”مورد اعتماد و احترام و تمكین ارباب قدرت و مكنت وداعیه داران سروری و سالاری مردم بود.
چه خونها كه به خاطر پیشگیری از تحقق یك پیشگویی،یك رویا و یا برهم زدن قوس سعد ونحس سرنوشت یك حاكم،ریخته نشد.خواب ضحاك ماردوش كه”فریدون” اورا خواهد كشت،خواب فرعون كه پسری از بنی اسرائیل دودمان او را به باد فناخواهد داد وچه بسیارخوابها وپیشگویی ها دردربارقیصرروم وكسرای ایران و فرعون مصرواسكندر مقدونی یا یونانی،كه سهم بسیاربزرگ وتعیین كننده ای در آفرینش سرنوشت تاریخی بشر داشته اند.
“منجم باشی” و “خوابگزار” را نباید دستكم گرفت.
دوره و زمانه اش گذشته است؟! به لحاظ تاریخی،آری. اما به واقع،نه!
“منطق منجم باشی”و ” متدباز تولید شده”استفاده از رمز و اسطلاب و ترسیم نقشه فلكی،انگار دوباره،همچون اختاپوس،بر سرنوشت آدم ها سایه افكن شده است. ادامه مطلب را بخوانید »
تیر ۱۱
روزنامه اعتماد:
نوع رفتار و واکنش دولت نهم، به ويژه در برخي وزارتخانه ها نسبت به سرنوشت فعالان غيردولتي، تشکل هاي صنفي، مطبوعات مستقل، ناشران و حتي پاره يي عرصه هاي توليدي و خدماتي به گونه يي است که از مرز بي تفاوتي فراتر رفته و شائبه احساس رضايت و شادماني را از فروپاشي و تعطيلي کامل اين مجموعه ها دامن مي زند.گرچه نمونه تر و تازه و سوزناک اين نوع رفتار ابهام برانگيز و شگفت آور را در قضيه «انجمن صنفي روزنامه نگاران» شاهد هستيم اما به گمان اين قلم، رفتار غيرمسوولانه و در خوش بينانه ترين تحليل، شيوه راحت طلبانه متوليان دولت به ويژه در مواجهه با چالش هاي ايجادشده پيش روي تشکل هاي غيردولتي و نيز فعاليت هاي مستقل، منحصر به انجمن صنفي روزنامه نگاران نيست. البته تحليل واقع بينانه تر اين است که بپذيريم در پس اين راهبرد فرسايشي براي خلاصي از مزاحمت برخي فعالان مستقل و تشکل هاي صنفي، انگيزه و اراده سياسي متوليان دولت نهم نقش اصلي را ايفا مي کند. ملاحظه بفرماييد؛ چند سال پيش در چارچوب مقررات جاري کشور و با رعايت تمامي ضوابط قانوني، «انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران» تشکيل مي شود و در وزارت کار به ثبت مي رسد. طبق اساسنامه يي که الگوي آن را همين وزارت کار ارائه کرده به فعاليت ادامه مي دهد، عضوگيري مي کند، هيات مديره برمي گزيند، با حضور نماينده رسمي وزارت کار انتخابات برگزار مي کند و همه چيزش آشکار و رسمي و قانوني است. ناگهان دولت نهم بر سر کار مي آيد. دوره هيات مديره قبلي انجمن به پايان مي رسد و طبق روال گذشته از اعضاي انجمن دعوت مي شود براي انتخاب هيات مديره جديد در جلسه مجمع عمومي حاضر شوند. اما شبيه بسياري از جلسه هاي مجامع قانوني، تعداد حاضران به حد نصاب لازم براي انتخابات نمي رسد و پس از دو بار دعوت، قضيه در بوته اجمال باقي مي ماند. ريشه اين مساله نيز به اساسنامه يي مربوط مي شود که از سوي وزارت کار ارائه شده است. ادامه مطلب را بخوانید »