شهروند امروز
واقعيت اين است كه برخي «واژهها» به دليل فراواني كاربرد در زندگي روزمره ما، چنان خودماني و صميمي و «آشنا» جلوه كردهاند كه هرگز حتي به اندازه ذرهاي گمان نداريم كه درباره مفهوم حقيقي و درست آنها دچار «سوءتفاهم»شدهايم.
واژه «دولت» و مترادفهاي آن از اين دست بهشمار ميرود. همه چنين ميانديشند كه «دولت» را ميشناسند، مفهوم واقعي آن را ميدانند، اختيارات و مسئوليتهاي دولت را بلدند و كاملا با خواص اين موجود قدرتمند و انتظاراتي كه ميتوانند از آن داشته باشند آشنايي دارند.
اما افسوس كه واقعيت چيزي جز اين است.
ما براي آنكه حقيقت «دولت» را درك كنيم، به نوعي «آشناييزدايي» از اين واژه به ظاهر مأنوس نيازمنديم.
درست است كه پيدايش «دولت»، به مثابه يك «نهاد اجتماعي»و با هر اسم و رسم، در تاريخ اجتماعي شدن بشر پيشينهاي بس كهن و دراز دارد و پديده تازهوارد و بيگانهاي نيست. ادامه مطلب را بخوانید »