اردیبهشت ۰۵

روزنامه اعتماد

پشت چراغ قرمز منتظر بودم که ناگهان صداي ساز و آواز راديو پخش خودروي بغلي توجهم را جلب کرد. راننده جوان که با انگشتان خود روي غربالک فرمان ضرب گرفته بود با حرکات موزون به گردن و کمر خود تکان مي داد و صداي پر شور و حال خواننده ترانه يي را همراهي مي کرد که بنده فقط توفيق از بر کردن يک جمله آن را يافتم؛ «بزن بريم، بزن بريم، به سرعت برق و باد،»

کاش زمان چراغ قرمز به درازا مي کشيد تا با استماع همه ترانه شورانگيز، متوجه شوم که دست آخر، «بزن بريم به سرعت برق و باد» به کجا مي انجامد،

ناخودآگاه اين مساله گريبان ذهنم را گرفت که به واقع يکي از مهم ترين علت هاي «سندرم ناپيوستگي روند توسعه در ايران» همين قضيه «بزن بريم به سرعت برق و باد» بوده است. بيش از يکصد سال از نهضت بيداري جامعه ايران و تلاش براي استقرار و حاکميت قانون و عدالت و آزادي و تکوين جامعه مدني مي گذرد.هم رهبران فکري و سياسي و هم توده مردم تاکنون چندين بار به گونه يي تمام عيار تا پاي ايثار جان و مال و آسايش خويش براي تحقق و پيروزي خيزش و نهضت و انقلاب، مايه گذاشته اند. پيش و بيش از بسياري از ملت هاي خاورميانه و خاور دور و جاهاي ديگر، با مفاهيم دموکراسي و حقوق بشر و استقلال و آزادي و عدالت و پارلمان و انتخابات آشنا شده اند و براي تحقق آنها کوشيده اند. اما جاي انکار نيست که هنوز که هنوز است انگار در کند و کاو يافتن گمشده مقصودند، انگار گرفتار «پروژه يي ناتمام»اند. به باور من همچون همه پديده هاي اجتماعي، اين وضعيت، اين سرنوشت و اين برداشت عمومي از واقعيت را نمي توان تنها و تنها به «يک علت» نسبت داد. ادامه مطلب را بخوانید »