فروردین ۱۷

پیش درآمد: این مقدمه را برای خودم نوشته ام تا تكلیفم را روشن كرده باشم. می توانید آنرا نخوانید.
من ، تعبیر”فرصت سوزی” رانمی پذیرم. نه اینكه مفهوم آنرا در نیافته ام و یا از تكرار كاربرد آن بی خبرم. نه ، اما حس خوبی نسبت به آن ندارم. رنگ و بوی “اراده گرایی”دارد. از جنس داوری از كنار گود است. خودخواهانه و مطلق اندیش! والبته بدون كمترین زحمت و هزینه ای!
نمی خواهم همه كاربران این اصطلاح را به تازیانه اتهام نوازش كنم. می دانم كه بسیاری از آنان دچار آفت “اشتراك لفظ اند” و برخی نیز گرفتار آسان طلبی ، اما كم نیستند آنان كه عادت كرده اند پس از “حادثه ” و البته خارج از گود ، حساب تك تك طرف های حادثه را برسند و تكلیف حسن و قبح یا كژ و راست اعمال آنان را كف دستشان بگذارند.
پس آیا هیچگاه حق نداریم به ارزیابی و سنجش “كنش اجتماعی”بپردازیم؟ معلوم است كه می توانیم و حق داریم و باید این كار را بكنیم . پس بحث برسرچیست؟ محل مناقشه چیست؟ ادامه مطلب را بخوانید »