روزنامه كارگزاران
مرحوم پدربزرگم، اواخر عمر، دچار «كوررنگی» شده بود، «آبی» را «سبز» میدید و اصرار عجیبی داشت كه آنچه را میبیند به همان رنگ است كه او میبیند. با آنكه گاه لجاجت و پافشاریاش بر افكار خطای باصره لج ما را درمیآورد اما همواره محضرش اسباب تفریح و انبساط خاطر میشد چون عادت داشت درباره رنگ لباس دیگران اظهارنظر كند كه مثلا: «چه پیراهن آبی خوشرنگی!» در حالی كه پیراهن، به رنگ سبز بود و امثال آن! اكنون در آستانه سال نو، در حال و هوای دلمشغولی مردم برای فراهم ساختن سور و سات نوروز و در گرماگرم چالشهای توانفرسای زندگی روزمره، میخواهم پیشنهاد كنم برای چند روز هم كه شده به سبك و سیاق «پدربزرگ»، «واقعیت» را به «رنگ» دیگری مشاهده كنیم. «كوررنگی» به گمان من، دستكم برای تعطیلات نوروز كه باید مجالی برای آرامش و تفریح و سرخوشی باشد، نسخه چارهساز و موثری به شمار میرود، هرچند شفابخش نیست. اما اندكی تسكین خواهد داد.
بیایید «سیاهی» را «سپیدی» ببینیم، «ناتوانی» را «مهارت» بشماریم، «بیعدالتی» را عین «دادگری» معرفی كنیم، «تورم» را «موفقیت اقتصادی» بنامیم، «كاهش» نرخ رشد اقتصادی را «جهش» اقتصادی تصور كنیم، «تنگناها»ی روزافزون فراراه فعالیتهای فرهنگی و هنری و مطبوعاتی و رسانهای را «رونق و اعتلا»ی فرهنگی بدانیم و در یك كلام، همه چیز را با اتیكت «بهترین» زینت دهیم. ادامه مطلب را بخوانید »