«پُشت و مُشت» دولت نهم و مجلس هفتم نامه به رئیس محترم قوه قضائیه
اسفند ۰۵

روزنامه اعتماد - ۲۳/۱۱/۸۶

فارغ از تمامی جلوه گری های تبلیغات كلیشه ای و رسمی كه هدفی جز بر انگیختن عواطف سطحی مردم برای نمایش دست افشان و تایید وضع موجود ندارد،برگزاری مراسم برگداشت سالگرد پیروزی انقلاب را باید فرصتی مغتنم برای ارزیابی و سنجش موشكافانه نسبت وضع موجود با آرمانها و شعارها و وعده های انقلاب تلقی كرد.

اینك در واپسین روز از فصل جشن سالگرد انقلاب،با همه سرخوشی و سرمستی از یادآوری خاطره های تلخ و شیرین آن روزها،غمگنانه باید اعتراف كنیم كه”سایه نوستالژی”انگار در كمین آن انقلاب بزرگ،اندك اندك در ذهن و زبان مردم كه آفرینندگان واقعی و اصلی انقلاب بوده اند،خودنمایی می كند. آن گاه كه “انقلاب” به یك”خاطره” تبدیل می شود-هر چند بسیار شیرین و غرور انگیز-اما همراه با حسرت و دریغ،در واقع “نوستالژی” متولد می شودو تنها واكنشی كه از این تولد برمی خیزد، تكرار این عبارت مشهور است كه:”یادش بخیر،آن روزها”!

آیا ما در چنین وضعیتی قرار داریم؟ به گمان من برای پاسخ به این پرسش مهم پیشاپیش باید از چنبره”مشاطه گری “های عوامانه و اغواگرایانه آنان كه بیشترین سهم را در جفاكاری نسبت به آرمان های اصیل انقلاب داشته اند رها شد. همانها كه به گونه ای “غلط انداز″حفظ و توسعه موجودیت خویش را در “تمسك و تجاهر”به شعارهای انقلاب-البته به گونه ای گزینشی و نمایشی-تضمین شده و تحقق یافته می دانند. “عروس انقلاب مردم ایران”، باكره ای پاكدامن و نجیب و دلربا بود كه هیچ از “شاهد مقصود”كم نداشت.نه به مشاطه گری نیاز داشت و نه به انتشار عكس های روتوش شده برای جلب نظر مردم.

اما آنچه به تدریج و به ویژه در این سال ها پیرامون ما می گذرد،ناخواسته گاه عجوزه ای تندخو،كژتاب و بی هنر را در ذهن ها تداعی می كندكه انگار به مدد “گریم “قرار است به جای آن “شاهد مقصود”خود نمایی كند! و نكته بسیار جالب اما تاسف انگیز این كه وقتی مردم آن “عجوزه گریم شده “راپس می زنندو از او روی بر می گردانندكه:”این عروس انقلاب مانیست،ما شاهد مقصودمان را می خواهیم”، بی درنگ به انكار و ارتداد نسبت به اصل انقلاب متهم می شوند!

اگر مجالی دست می داد تا یك بار بدون دخل و تصرف،بدون سانسور وگزینش و پاكیزه از دستكاری های سیاست بازان منفعت جو،تمامی صحیفه انقلاب،از شعارهای مردم گرفته تا سخنرانی ها و خطابه هایی كه در دوران یكی دو ساله انقلاب در اجتماعات گوناگون،آن هم زیر سایه نحس استبداد پهلوی ،و نیز موضع گیری های رهبر انقلاب پیش و پس از ورود به كشور،به ویژه هنگام اقامت در پاریس،و پس از آن مشروح مذاكرات مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی و اظهارات روشنگرانه شخصیت های برجسته ای همچون شهید مطهری و شهید بهشتی در تبیین ماهیت نظام و پاسخ هایی كه به پرسش ها و ابهام های آن زمان در باره چندو چون نظام جمهوری اسلامی داده می شد-كه در واقع نقش عهدو میثاق اطمینان آور-برای افكار عمومی داشت،منتشر شودو نیز یك بار و به تمامی ،تصویر مستند و تمام عیار شخصیت ها و چهره های سیاسی و فرهنگی و روشنفكری و مذهبی از گرایش های گوناگون كه به اندازه توش و توان خویش در مراحل گوناگون انقلاب تا پیروزی نقش داشته انددر معرض نگاه و داوری مردم قرار گیرد،آن گاه معلوم می شد كه:

میان ماه من تا ماه گردون  – تفاوت از زمین تا آسمان است

صداو سیما با هر انگیزه اما با یك خرق عادت در یكی دوسال اخیر،دریچه ای هر چند كوچك به بخشی از واقعیت های آن سالها گشوده است.بازخورد این اقدام بی گمان علاوه بر تحسین و قدردانی،تامل و پرسش و شگفتی از این همه فاصله گیری وضع موجود نسبت به آن شرایط است.انگار تصویر خانواده ای را مشاهده می كنی كه همه اعضای آن حاضر بوده اند اما اكنون بسیاری شان نیستند.و آن گاه بی اختیار از خود می پرسی كه: بقیه كجایند؟

و تاسف بارتر این كه تصویرهای تازه ای را هر روز پیش رویت قرار می دهند كه بسیاری از آنها را نمی شناسی،در آن تصویر قدیمی هیچ اثری ازآنها نیست اما امروز ناگزیری پی در پی جمال مبارك آنان را زیارت كنی!

به باور من،سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی،امسال بیش از گذشته حسرت انگیز و عبرت آموز بود.بیش از گذشته “نوستالژی انقلاب”بر ذهن و دل مردم سایه افكن شد. البته می توان باخونسردی تمام، بی اعتنا به این احساس آزاردهنده افسوس و دریغ،سرخوش و سرمست و دست افشان،چنین وانمود كرد كه نه تنها هیچ كژوكوله ای در اوضاع و احوال وجود ندارد بلكه برعكس،شرایط انقلاب و نظام و مردم،از همه وقت بهتر و قبراق ترو قابل قبول تر است!اما آیا به واقع چنین است؟و آیا درك ودریافت عمومی و به ویژه نسل آفریننده انقلاب نیز چنین است؟

این قلم با هزار خروار خوش خیالی و حمل به صحت نیز نمی تواندبپذیرد كه آنچه این روزها در عرصه سیاسی داخلی كشور می گذرد ادامه بی عیب و نقص و نسخه برابر اصل انقلاب و راه امام(ره) و خواست و آرمان اولیه مردم ایران است.

مسئله، تنهااین نیست كه نوع نگرش سیاسی وخط مشی و عملكرد دولت نهم یا مجلس هفتم یا به طور كلی جریانی كه خود را “اصولگرا”می نامد،در عمل به انبان گنجینه ارزش های اصیل انقلاب و به شعارهای مهم آن یعنی آزادی و كرامت انسانی و مردم سالاری و حتی استقلال به مفهوم نه شرقی ،نه غربی چوب حراج زده و بسیاری از اصول مهم ومترقی قانون اساسی،همچون آزادی بیان،منع تفتیش عقاید،حاكمیت قانون و اصل تفكیك قوا،فعالیت آزاد مطبوعات ورسانه ها و احترام به اقوام و مذاهب را در عمل منعطل كرده است. مساله در وضوح بی چون و چرای ناتوانی و بی تدبیری دولت و مجلس كنونی نیست.مساله اصلی ،جابه جایی جایگاه “مدعی” و”مدعا علیه”است.

آنها كه باید پاسخگوی مردم باشند مدعی آنان شده اند.خود را به مثابه “میزان” و راه و رسم خود را به عنوان “آیین تخطی ناپذیر” به مردم حقنه می كنندودو راه بیشتر پیش روی مردم نیست:یا “ایمان بی چون وچرا” بی هیچ انتقادو پرسش و حرف و حدیثی، البته همراه با چاشنی مجیزگویی و مبالغه و شیدایی ،یا پذیزش انگ “ارتداد از انقلاب و حتی اسلام”! مگر نمی بینید كه چه معركه ای به راه افتاده است؟ انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و غیره، تنها یك بهانه است، فرصت است ،وسیله است،برای چه؟برای یكسره كردن كار، برای یكدست كردن صحنه روزگار، برای آنچه در یكی دو سال اخیرگام به گام شاهدش بوده ایم.

اگر اینچنین نیست پس این همه خط و نشان كشیدن و تهدید كردن و رجز خوانی و دروغ پراكنی و تهمت و تخریب شخصیت برای چیست؟ چه نیازی و با چه و جاهتی ! این همه موضع گیری فرماندهان نظامی و شبه نظامی، از فرمانده سپاه و رئیس ستاد كل نیروهای مسلح و فلان مسئول یا نماینده رهبری در فلا ن ارگان نظامی گرفته تا جناب رئیس مجلس هفتم و نایب اول ایشان،علیه موجودیت یك جریان سیاسی ، یعنی اصلاح طلبان،كه عموما از پیشتازان انقلاب و مدافعان دوران جنگ و راهیان مخلص و وفادار راه امام (ره) بوده اند و همواره مورد لطف و حمایت آن بزرگوار؟!

بر خلاف احساس منفی و فراگیرافكار عمومی نسبت به قلع وقمع بی سابقه ای كه در جریان رد صلاحیت كاندیداهای مجلس هشتم رخ داده و البته در جای خود نشانه ای بسیار تامل برانگیز از احتمال یك چرخش سر نوشت ساز در روند اداره نظام به شمار می رود، این قلم چندان حساسیتی نسبت به این قضیه ندارد و آن را به مثابه “وقوع امر محتمل” نخستین ثمره حنظل تلخ انحصارطلبی جریان اصولگرا می داند كه اگر جز این می كرد شگفت انگیز می بود.

اما در پایان این نوشته می خواهم توجه جریان اصلاح طلب و مهم تر از آن ،افكار عمومی مردم ایران را به یك “دامچاله” یا “فریبگاه” جلب كنم.جریا ن اصولگرای حاكم با تمسك به تاكتیك به اصطلاح “احدی الحسنیین” تصمیم گرفته است مزاحمان مقاصد و موجودیت سیاسی خویش را ،البته به گمان واهی خود،به انتخاب یكی از دو گزینه ناگزیر كند:

۱- توبه و استغفار و تخطئه اندیشه اصلاح طلبی درپوشش غلط انداز بر خورد و تخریب مجلس ششم و با برجسته سازی ماجرای تحصن و استعفا به منظور زدن داغ باطله بر تمامی دستاوردهای افتخارآمیز بهار اصلاحات.

۲- نومید سازی از اصلاح پذیری نظام و ایجاد انگیزه روی گردانی یا بی رغبتی نسبت به انقلاب و حاشیه گزینی وخروج خود خواسته از خانواده انقلاب. این تاكتیك كه در گذشته نیز نسبت به برخی جریان های سیاسی كار ساز افتاده، این بار گویی قرار است برای بخش مهمی از دست اندركاران سرشناس دوران انقلاب و امام مورد آزمون قرار گیرد.

به باور این قلم زبان حال و زمزمه همواره اصلاح طلبان در برابر این دو شگرد مكارانه حریف بی اخلاق این است:

من نه آن رندم كه ترك “شاهد” و “ساغر” كنم - محتسب داند كه من این كارها كمتر كنم

من كه عیب توبه كاران كرده باشم بارها - توبه از″می” وقت گل ،دیوانه باشم گر كنم

نه “شاهد” انقلاب و نه “ساغر”اصلاح طلبی ،هیچ یك را از كف نخواهیم داد.

۲ پاسخ به “من نه آن رندم كه ترك شاهد و ساقی كنم”

  1. مهدی گفت:

    دکتر جان سلام.چرا خاتمی تو این شرایط حرفی نمیزنه.چرا سکوت؟ راستی حالا فهمیدم چرا کاندید نشدی!!!!!!!!!!!! دوستتان دارم.میخوام یه لطفی بکینید واینکه برای درک بهتر شرایط به من کتاب معرفی کنید یا اینکه راهنمایی بفرمایید.ممنون

  2. پرسشگر گفت:

    سلام آقاي پورنجاتي

    (چه بايد بشود تا شركت نكنيد؟) (مقاله حسين باستاني در روزآن لاين چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸۶). محبت كنيد و مقاله بالا را بخوانيد و نظرتان را بگوييد.

    اين پرسش براي من هم بدون پاسخ مانده است. نمي دانم در برابر قدرت سخت نهادهاي حكومتي چه راهبردي داريد؟ با حضور در مجلس چه كار مي خواهيد بكنيد. در نهايت چند تذكر آيين نامه اي و اعتراض؟
    اگر هم نامه اي نوشته شود كه يا تهديد به قطع راديوي مجلس مي شود يا خود رييس مجلس اين كار را مي كند! (گفته هاي آقاي كروبي درباره نامه نمايندگان مجلس ششم را كه شنيده ايد؟!)
    خلاصه اين كه گذشت آن زمان كه مجلس در راس امور بود!

    پايدار باشيد. براي شما آرزوي تندرستي و پيروزي دارم.

نظر دهید