در واپسین ماههای عمر مجلس هفتم، طعم گس میوه همسویی و كارپذیری و حتی گاه تابعیت بیچون و چرای این مجلس نسبت به دولت نهم، بیش از هر زمان بر ذائقه اكثریت اصولگرای مجلس هفتم احساس میشود. به لحاظ تاریخی و شجرهنامهای، مجلس هفتم و دولت نهم؛ رابطه متقابل مادر و فرزندی دارند. اكثریت این مجلس، پیروزی خود را وامدار شهردار برگزیده از سوی شورای شهر دوم تهران میدانستند كه در فضای ناامیدی حاكم بر جبهه رقیب اصلاحطلبان و به مدد تمسك به شیوههای عوامپسند در مدیریت شهری زمینه بازگشت آنان را به عرصه قدرت فراهم ساخت.
نطق پیش از دستور آقای حداد عادل در روزهای پایانی عمر مجلس ششم كه از صدر تا ذیل به ارائه كارنامه آقای احمدینژاد شهردار تهران میپرداخت نقطه آغاز آشكار شدن این رابطه متقابل به شمار میرود. اما مجلس هفتم با همه حرف و حدیثهایی كه در روند شكلگیریاش شاهد بودیم، در عمل زمینهساز ادای دین به شهردار خود شد و سرانجام پس از پیروزی پرچالش آقای احمدینژاد در انتخابات ریاستجمهوری، یكسره و شش دانگ خود را وقف حمایت بیچون و چرا از دولت نهم كرد. بیتردید و فارغ از گزافهگویی، به باور من، از نخستین دوره شكلگیری مجلس پس از انقلاب، هیچ دورهای از مجلس به اندازه مجلس هفتم نسبت به دولت رابطه كارپذیر و حتی گاه تابع و درجه دو نداشته است. مجلس هفتم را میتوان ضعیفترین و جاماندهترین مجلس نسبت به تصمیمات سیاسی و اجرایی دولت نهم دانست. اظهارات این روزها كه از سوی هدایتگران اصلی مجلس هفتم، از جمله رئیس و نایب رئیس اول آن در مستقلنمایی و رفعت منزلت مجلس هفتم بیان میشود یا برخی واكنشهای دیرهنگام و كمتاثیر كه از سوی رئیس مجلس در برابر كژتابیهای رسمی رئیسجمهور و دولت نهم نسبت به مصوبات مجلس صورت میگیرد، چیزی را در كارنامه نزدیك به چهار ساله رفتار بزرگوارانه و مسامحه اغماضگرانه و حتی تاییدآمیز این مجلس نسبت به دولت تغییر نمیدهد. چندی پیش آقای حداد عادل رئیس مجلس هفتم، در مقام دفاع از استقلال مجلس در برابر دولت و در پاسخ انتقادهای فراوانی كه نه تنها از سوی افكار عمومی بلكه حتی از سوی نمایندگان مجلس هفتم، نسبت به انفعال و تابعیت این مجلس در برابر دولت نهم و تضعیف شأن و مرتبه مجلس مطرح میشود، عبارت جالبی را عنوان كرد كه یادآوری آن خالی از لطف نیست. رئیس مجلس هفتم گفت: «مجلس، پشت دولت هست، اما در مشت دولت نیست!»
لابد مقصود آقای حداد عادل كه تا پیش از ورود به عرصه رسمی سیاست، بیشتر به صفت فرهنگی شناخته میشدند، این است كه مجلس هفتم از دولت نهم پشتیبانی میكند اما یكسره تسلیم و مسلوبالاختیار در برابر آن نیست. اما كاش اینچنین بود. واقعیت این است كه دولت نهم از آغاز فعالیت خود تاكنون، مجلس هفتم را با سه تاكتیك هنرمندانه در چنبره اراده و عمل خود محصور كرده است.
۱- تاكتیك برادر خواندگی: ماه عسل روابط مجلس هشتم و دولت نهم كه این دو نهاد در واقع یك روح در دو كالبد بودند بلافاصله پس از پیروزی آقای احمدینژاد آغاز شد و تا زمان معرفی كابینه ادامه یافت اما با برخورد
نهچندان قابل انتظار اكثریت مجلس در عدم رای اعتماد به برخی وزیران معرفی شده، كه البته عمدتا به رقابتها و منافع و مطالبات درون جبههای اصولگرایان مربوط بود و نه لزوما به معیارهای كارآمدی و تخصص و اهلیت حرفهای، این فصل نیز به پایان رسید و تاكتیك برادر خواندگی سیاسی كارآیی خود را از دست داد. دولت نهم متوجه شد كه از نظر مجلس هفتم، حساب حساب است و كاكا برادر!
۲- تاكتیك زیرآبی: آقای احمدینژاد آدم باهوش و زیركی است خیلی زود متوجه شد كه اگر بخواهد منتظر آداب متعارف رابطه دولت و مجلس شود، قافله برنامههایش تا به حشر لنگ خواهد ماند.
بنابراین همان شیوهای را برگزید كه پیش از پیروزی در انتخابات نیز چشمههایی از آن را به دوستان اصولگرای خود نشان داده بود، در مرحله ثبتنام برای ریاست جمهوری و نیز در مرحله حضور در شورای هماهنگی اصولگرایان كه در هر دو مورد راه موفق تك روی را برگزید.
از آن پس دولت نهم تصمیم گرفت به جای مراجعه به مجلس و انتظار طولانی برای گرفتن موافقت و تصویب آن، كه معلوم هم نبود به طور قطعی متضمن مقصود باشد، دایره تصمیمگیری را به خود محدود كرد. نخستین بار این تاكتیك را در قضیه تاسیس «صندوق مهر رضا» آزمود. مجلس هفتم آن را رد كرد اما با شیوهای به ظاهر قانونی، دولت راسا آن را ایجاد كرد. آب هم از آب تكان نخورد. این شیوه موفق در برخورد با قانون برنامه چهارم، معرفی وزیران جدید، سفر به استانها، انتصاب استانداران و بسیاری موارد دیگر نیز آزموده شد البته به تدریج كه نمونههای بیاعتنایی و جاخالی دادن به مجلس افزایش یافت تك مضرابهایی در اعتراض یا تذكر، البته به لطافت برگ گل، از مجلس هفتم به سوی دولت نهم شنیده شد. برخی سفرهای مهم آقای احمدینژاد به خارج از كشور كه برخلاف رویه متداول هیچ نمایندهای از مجلس را به همراه نداشت موج اعتراضها را جدیتر كرد و در قضیه مقاومت عملی دولت در اجرای طرح مورد نظر مجلس برای سهمیهبندی بنزین، این تاكتیك به مرحله حساس خود رسید. از این مرحله به بعد بود كه تازه، مجلس هفتم متوجه شد تنها چیزی كه برای او باقیمانده است، احترامات فائقه و تعارفات معموله است. اما كار از كار گذشته بود. حتی اقدامهایی از نوع دخالت مجلس در تعیین ساعت شروع به كار ادارات و بانكها یا پس و پیش كردن ساعت در شش ماهه اول و دوم سال نیز بهرغم عرضاندام ظاهری در برابر تكرویهای دولت نهتنها نتوانست آب رفته را به جوی بازگرداند، بلكه حتی موجب ابراز گلایه و اعتراض دولت به مجلس هم شد كه چرا در این گونه موارد جزیی و اجرایی دخالت میكند.از این مرحله به بعد و درست در آخرین ماههای عمر مجلس هفتم و در شرایطی كه این نهاد مهم نظام در ضعیفترین موقعیت خود از آغاز انقلاب تاكنون قرار گرفته، گردانندگان و مدیران آن به ویژه شخص رئیس مجلس، تازه به فكر افتادهاند كه واكنشی از خود نشان دهند.
۳- تاكتیك قانون پناهی: نامه آقای احمدینژاد به رئیس مجلس در مورد عدم امكان اجرای یكی از مصوبات مجلس هفتم به دلیل مخالفت با برخی اصول قانون اساسی، هرچند سرانجام با واكنش رسمی آقای حداد عادل و اظهار شگفتی او از این اقدام بیسابقه مواجه شد اما نشانه تامل برانگیزی از نوع تلقی دولت از نهاد مجلس داشت. این تاكتیك، یعنی «قانون پناهی» برای دور زدن مجلس به آن نامه و سرانجام مبهم آن خلاصه نشد. اخیرا در ماجرای مصوبه مجلس درباره بازگشت شوراهای عالی ادغام شده توسط دولت كه البته مورد ایراد شورای نگهبان بود، به نحو دیگری شاهد اجرای تاكتیك «قانونپناهی» بودیم. دولت به استناد موارد ایراد شورای نگهبان به مصوبه مجلس و پیش از آن كه تكلیف نهایی این مصوبه توسط خود مجلس مشخص شود، راه خود را ادامه داد و رای خود را به كرسی اجرا نشاند. البته رئیس مجلس هفتم بار دیگر در شرایطی كه آفتاب عمر این مجلس بر لب بام است نسبت به این اقدام واكنش نشان داد اما به مصداق «نوشدارو پس از مرگ سهراب»، كار از كار گذشته است. آیا میتوان انتظار داشت و امیدوار بود كه بار دیگر مجلسی شكل بگیرد كه شایسته تعبیرهای بلند امام (ره) یعنی «در راس امور»، «مركز تمام قدرتها» و «عصاره فضایل ملت» باشد؟ انتخابات مجلس هشتم، میتوانست جلوهگاه مناسبی برای تحقق این امید و آرزو باشد، اما افسوس كه تا این مرحله چنین چشماندازی نداشته است. به گمان من مجلس هفتم در واپسین برهه عمر خود یك عذرخواهی بزرگ به ملت ایران بدهكار است.