بروید دنبال کارتان، مزاحم نشوید! «پُشت و مُشت» دولت نهم و مجلس هفتم
بهمن ۰۵

شهروند امروز - ۶ بهمن ۸۶

“كلمه ” به تنهایی هزار معنا دارد و هیچ معنا ندارد. تشخص”كلمه” ، تنها و تنها وابسته به “متن” است. من چه می دانم “صرفه جویی” چیست،اگر آن را مستقل از متن بخوانم؟!
به كمان من “صرفه جویی” نیز همچون هزاران واژه دیگر،همچون:” آزادی”،”برابری” ،”صداقت”،”نظم” و از این دست، مشت بسته ایست كه تنها در بستر یك “متن” می توان شمایلش را زیارت كرد، درونش را كاوید.از این رو،”صرفه جویی”می تواند یك” ‌فریب” باشد،همچنانكه می تواند یك “منجی” باشد.
می دانم كه در قلمرو “تدبیر منزل”و معیشت فردی و خانوادگی ،”صرفه جویی” ویا به اصطلاح نوساخته سالیان اخیر،”مصرف بهینه” به مصابه یك “ارزش” معرفی شده است.
می دانم كه در آموزه های دینی و پند آموزی های فرهنگی، صرفه جویی و پرهیز از اسراف و تبذیر، مورد تاكید و تحسین قرار گرفته است و می دانم كه تنظیم و توازن “منابع و مصارف” و به كار گیری خردمندانه و برنامه ریزی شده منابع یا (سرمایه ها) یك امر پذیرفته شده عرفی و عقلی، چه در مقیاس زندگی شخصی و چه در اندازه های زندگی اجتماعی به شمار می رود.
اما با تمامی این اوصاف،همچنان بر این باورم كه “صرفه جویی”را باید در “متن” مورد ارزیابی قرار داد. به چند نمونه اشاره می كنم:
• متن نخست :در یك جامعه كمونیستی،ترازاردوگاه سوسیالیستی شوروی سابق،كه همه چیز،حتی بهره مندی های زندگی خصوصی،به گونه ای متمركز سهمیه بندی شده است،”صرفه جویی” یعنی تمكین ناگزیر نسبت به اراده تخطی ناپذیرپلتفرم حزب ،یعنی، همین است كه هست!اما از این كه توفیق یافته ای به چنین تمكین ناگزیر ،البته خوشنود باش!
• متن دوم : در یك جامعه سرمایه داری صنعتی، كه چرخ اقتصاد بر پایه تولید و ارزش افزوده حاصل از افزونی تولید و خدمات می چرخد،”صرفه جویی” به ویژه در عرصه معیشت شهروندان یعنی “كاهش مصرف”، یعنی خیانت به نهاد مقدس تولیدو خدمات! در این متن ،”نیاز آفرینی” و عطش مصرف، ارزش است،بر خلاف متن پیشین ، در نظام كمونیستی،كه “تقلیل و تعطیل نیاز″ ارزشمندتر است.
• متن سوم : فراخوان یك “دولت” برای صرفه جویی در مصرف هر كالا توسط” ملت”،هنگامی قابل تفسیر است كه فراز های دیگری از متن در اختیار ما باشد. باید بدانیم از كدام “دولت” و كدام ” ملت” سخن می گوییم.
آن گاه كه یك” دولت ناتوان و بی تدبیر”، با هر چه تمسك به آموزه های دینی و اخلاقی ، از مردم خویش می خواهد كه” صرفه جویی” كنند، به گمان من ، این واژه هیچ معنایی جز، فریب، نخواهد داشت .” صرفه جویی ” در چنین متن فریب كارانه ای ، نه دوست ، كه دشمن مردم است .تضمین تداوم وضع موجود است.
همچنان كه اگر در یك نظام برخوردار از ” حكمرانی خوب” سخن از صرفه جویی به میان آید، نقطه عزیمت آن ” كاهش برخورداری” مردم نیست، بلكه افزایش و بهبود آن است، پرده عیب پوشی و نادیده انگاری نانوانی و ندانم كاری دولت نیست، مدیریت عقلانی سرمایه ها ی مردم برای بهره مندی های افزون تراست.
من به صراحت اعلام می كنم كه با “صرفه جویی” از آن دست كه به ” پاكدامنی خواجگان حرم” یا به ” ساده زیستی بی عرضه های دست و پا چلفتی” شبیه باشد ، هیچ سر سازگاری ندارم.
این صرفه جویی ، یعنی فریب ، یعنی وعده سرخرمن، یعنی مشاركت در تدام میدان داری سفلگان و ناتوانان .
به باور من ،”صرفه جویی” نیز همانند همه واژه های دو وجهی، در دو” عرصه خصوصی و عمومی”، می تواند دو مفهوم و حتی دو سرنوشت متفاوت داشته باشد.
“صرفه جویی در عرصه خصوصی “رابهتر است كه به “اراده معطوف به ارزش ها”ی شخصی آدم ها واگذاریم.برخی انسان ها در زندگی شخصی و خانوادگی خویش بنا به هر علتی،خواه میراث تربیتی و عادات مالوف محلی و قومی،و خواه به اعتبار باورهای اعتقادی و اخلاقی و حتی  به دلیل پیشینه صنفی ،به گونه ای غریزی یا ناخواسته،”صرفه جو”،”كم مصرف”،”معیشت اندیش”،و به اصطلاح” كم خرج” هستند.
به بیان امام علی(ع) در باره پرهیز گاران، “قلیل المؤونه” اند.و برخی دیگر، به اتكای علل و عواملی از آن دست كه بر شمردیم، درست بر عكس،بسیار شادخوارو خوش گذران و پر مصرف اند و با شعار و مشرب “مصرف بیشینه”، سپنج زندگی را اندك مجالی می دانند كه همچون یك دم ،غنیمت بایدش داشت، پس صرفه جویی یعنی چه؟!
البته خواننده این نوشته به اشتباه گمان نبرد كه این قلم با ترویج و تحسین صرفه جویی و نگاشتن كتاب و پراكندن سخن در ستایش آن سر ناسازگاری دارد و یا حتی این گونه تلاش ها را بی بهره و ناپسند می شمارد.
واعظان دین و پند آموزان اخلاق و صاحبنظران امور اقتصا دو معیشت و برنامه ریزی ، خوب است كه همچنان به كار خویش در بیان و تبیین خواص صرفه جویی مشغول باشند اما بهتر و موجه تر است كه به دامچاله دخالت در عرصه خصوصی و دستكاری آمرانه و چاره بر اندازانه( اضطراری) گرفتار نشوند كه نتیجه ای جز انكار یا ازاله هویت انسانی مردم ندارد!
اینك وقت آن است كه به مهمترین جلوه گاه صرفه جویی، یعنی”عرصه عمومی” بپردازم.به گواهی آنچه پیرامون ما می گذرد،”صرفه جویی”در این عرصه، بیشترین مجال را برای “غلط اندازی” یافته است.
مقصود من از بكارگیری این لحن برانگیخته،ناروا شمردن و داغ باطله زدن بر نظریه پردازی ها و برنامه ریزی های هوشمندانه و متكی به تجربه های دیگر ملتها برای بهینه سازی مصارف عمومی به ویژه بهره گیری خردمندانه از سرمایه های ملی نیست.از قضا تمامی رهیافت هایی را كه در قالب نظام های برنامه ریزی توسعه تلاش می كند از اتلاف منابع و سرمایه ها ی تجدید ناپذیر بكاهد و بر بهره وری و بهینه سازی مصرف این منابع بیفزاید،از مصادیق صرفه جویی مطلوب می دانم و از گردن فرازی كژ اندیشانه مخالفان و مزاحمان این گونه رهیافت ها ی برنامه محور و عقلانی، حیرت زده و داغدارم.
اما ترجیح می دهم كه پرداختن به موضوع صرفه جویی را از این منظر به دیگر صاحب نظرانی واگذارم كه دستی در عرصه اقتصاد سیاسی و برنامه ریزی توسعه دارند.
این قلم ،حسرت زده دریغا گوی نوع دیگری از “صرفه جویی در عرصه عمومی”است: “صرفه جویی در سهم تاریخی یك ملت برای زندگی مطلوب”!
به باور من،بزرگترین اسراف و اتلاف در منابع، هدر دادن یا به هدر رفتن سهم یا فرصتی ست كه گاهی برای یك ملت فراهم می شود تا سرنوشت تاریخی خویش را رقم بزند تا گامی در قافله رستگاری و رشد فرا پیش نهد.
دشمنان واقعی یك ملت آنهایند كه به هر دلیل، خواه كژ اندیشی و عقب ماندگی فكری ، خواه بی تدبیری و فرو مایگی و خواه خود شیفتگی و پارانوئید مآبی این “سهم تاریخی” ،”فرصت ملی”،”نوبت خوشبختی”،و هر نام و عنوانی كه می خواهید بر آن بگذارید، را به هدر می دهند.اسراف هولناك ، یعنی این!
و “صرفه جویی ملی”،یعنی تلاش برای مصون ماندن ملت ها از گزند چنین اسراف كاران سرنوشت!
حكایت این تبه كنندگان سهم تاریخی ملت ها- كه معمولا خوش نشینان و عافیت جویان دوره پریشانی و تنگنا و رنج اند و مصادره كنندگان دوره بختیاری و ربایندگان گنج اند-حكایت “امین” فرزند هارون الرشید و برادر ما مون، خلیفه عباسی است ، حكایت سرخوشی و سر مستی از آهنگ دلربای تلف كردن سرمایه های ملی .
نقل است كه “امین” از خزانه مسلمین، مشت مشت سكه های زر بر می داشت و در ساحل دجله به تفنن ، یك یك سكه ها را به آب می انداخت و از صدای فرو رفتن آنها در آب قهقهه می زد كه : “اَعجَبَنی القُلُب: از صدای قُلُب آب كیف می كنم!”
اگر باید برای “صرفه جویی” مدیحه سرایی كرد و اگر باید اشكبار اسراف بود، بی تردید شایسته ترین و مهمترین مصداق آن، همین “سهم یا فرصت تاریخی” برای هر ملت است. آیا تاریخ یك سده اخیر در كشور ما، چه در قضیه مشروطه ، چه در نهضت ملی و چه در انقلاب اسلامی- از آغاز تا كنون- جلوه گاه جمال زیبای ” صرفه جویی ملی” بوده است؟
پاسخ را به خواننده وا می گذارم اما از سویدای دل ، ملت ایران را به ” صرفه جویی ملی” و مبارزه با ” اسراف” فرا می خوانم.

۳ پاسخ به “هرمنوتیك “صرفه جویی””

  1. مسيح علي نژاد گفت:

    انصافا بياين اين مطلب آخر منو بخونيد و يه كم برام دل بسوزونين. شانم پايين نمي آيد بگم ايندفعه حسابي دلم گرفت از دوستان به اصطلاح اصلاح طلب و براي خودم غمگين شدم اينجا . شايد مال دوري و غربته كه نازك نارنجي شدم .

  2. احمد گفت:

    سعی کن بدون جبهه گیری قضاوت کنی . خدا خودش دست بدخواهای نظام رو قطع کنه

  3. معصومه شکفته گفت:

    واقعا مطالب خوبی بود وتوی تحقیقم کمک کرد .

نظر دهید