مدیریت نقل و نبات زنده‌باد، مرگ!
آبان ۲۸

از من چه می خواهی تو ای ، باد خزان گلشنم
چون كفتری آزرده دل از بام تو پر می زنم
من می روم تا اوج غم
بی واهمه از بیش و كم
یادت مرا چون اخگری
سوزد چنان چوب تری
از دود من غوغا شود
هفت آسمان شیدا شود
افسون كفر زلف تو، باطل نمی گردد چرا؟
محراب طاق ابرویت چون قبله می ماند مرا
ای شور شیرین كار من
دیگر مگو با من سخن
سحر لبت دل می برد
مهر دلت جان می خرد
سرگشته ی كوی توام
دلبسته ی موی توام
طی شد بهار عیش من در جستجوی روی تو
من در نماز آخرین دست نیازم سوی تو
با آن همه جورو جفا
از تو نمی گردم جدا
من در ره خم خانه ات
سر می نهم بر شانه ات
مستم تو هشیارم مكن
خوابم تو بیدارم مكن
در این شب سیاه و بی سحر         ندارد آه و زاری ام اثر
هیچم چاره نمانده ، پركن جام مرا ساقی
                              بر این آتش فتنه، افشان زان می باقی
 

احمد پورنجاتی - دی ۸۵

یک پاسخ به “آتش فتنه”

  1. نيايش گفت:

    با سلام وعرض ادب خدمت شما دوست گرامي.

    براي رسيدن به دورترين نقطه عالم اول بايد خواست ودوم اينكه گام اول را برداشت. به نظر من گام اول در راه اصلاح عالم اين است كه از خود شروع كنيم وخود را اصلاح نمائيم (\”اصلاح عالم از اعمال طيبه طاهره واخلاق راضيه مرضيه بوده\”) آري اگر يكي از اهداف زندگي ما اصلاح عالم باشد به نظرمن طبق بيان فوق بايد از اصلاح اعمال ورفتار خودمان آغاز شود.

نظر دهید