آبان ۲۹

شهروند امروز -  ۳ آذر ۸۶

چه روزگاري داشتند مردمان اتحاد جماهير شوروي، نه! همه خلق‌هاي اردوگاه سوسياليسم، اگر هنوز «مرگ» رفيق استالين فرا نرسيده بود و او همچنان در مسند رهبري بلوك شرق، پرچم «پرولتارياي جهان متحد شويد» برمي‌افراشت!؟
چه سرنوشتي داشت سرزمين پهناور چين اگر هنوز و همچنان حضرت مائوتسه دونگ تسليم تقدير «مرگ» نمي‌شد و مجالي براي دگرديسي انقلاب چين فراهم نمي‌گشت؟!
اگر هنوز موسوليني زنده بود، اگر فرشته «مرگ» ژنرال فرانكو را در آغوش نمي‌گرفت، مردم ايتاليا و اسپانيا، چه مي‌كردند جز اداي عذر و شرمساري از اين كه در ايتاليا يا اسپانيا به دنيا آمده‌اند؟! آيا «فرشته مرگ» را شايسته نيست كه «قهرمان آزادي» بدانيم؟ به گواهي تاريخ، «مرگ» در برهه‌هاي بسيار حساس و سرنوشت‌ساز همچون يك «منجي آسماني» به گونه‌اي رازآلود اما با قدرتي حيرت‌‌انگيز، اسباب دگرگوني تقدير تاريخي يك ملت را فراهم ساخته است.
هر چند كه «مرگ» تنها به سراغ مستبدان و ادامه مطلب را بخوانید »

آبان ۲۸

از من چه می خواهی تو ای ، باد خزان گلشنم
چون كفتری آزرده دل از بام تو پر می زنم
من می روم تا اوج غم
بی واهمه از بیش و كم
یادت مرا چون اخگری
سوزد چنان چوب تری
از دود من غوغا شود
هفت آسمان شیدا شود
افسون كفر زلف تو، باطل نمی گردد چرا؟
محراب طاق ابرویت چون قبله می ماند مرا
ای شور شیرین كار من
دیگر مگو با من سخن
ادامه مطلب را بخوانید »

آبان ۲۱

پیش از این شنیده بودم كه آقای احمدی نژاد در سفرهای استانی و در دیدارهای مستقیم با مردم علاوه بر سخنرانی های شیرین و با مزه ، علاوه  بر پوشیدن لباس های محلی ، علاوه بر استفاده از برخی عبارات به زبان یا لهجه اهالی محل ، علاوه بر دست دادن با جوان ها و نوازش و بوسیدن نوجوانها و در بغل گرفتن كودكان و نیز علاوه بر دریافت چندین گونی عریضه و نامه و درخواست كمك برای رفع نیازها ، گاهی اقدام به صله دادن و پخش وجوه نقد میان مردمان نیز می كند.

هرچند ابتدا با توجه به برداشتهای قبلی ام درباره مدیریت در نظام اسلامی و رابطه مسئولان با بیت المال و ضرورت پرهیز از سفله پروری و بذل و بخشش های لوطی مآبانه ، اندكی تعجب می كردم اما بعدها كه به یاد تصویری تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد افتادم كه با چه وسواس و دقتی در دوره كوتاه مدت مسئولیت شهرداری تهران  ادامه مطلب را بخوانید »

آبان ۲۰

روزنامه اعتماد - ۲۲ آبان ۸۶

«راديو تلويزيون ملي ايران» پس از انقلاب و استقرار نظام جديد به «صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران» تغيير نام يافت تا هم در شکل و هم در محتوا بازتاب دهنده مضمون انقلاب باشد. همه مي دانند که راديو تلويزيون پيش از انقلاب، از «ملي» بودن تنها اسم و ادعايش را داشت و جز اندک برنامه هايي که به کوشش دلهره آميز و توانفرساي برخي چهره هاي فرهنگي و هنري دلسوز و سالم امکان پخش و انتشار مي يافت وجه غالب برنامه هايش غيرملي و حتي ضدملي بود و در راستاي منويات آن رژيم فاسد. اما نکته جالب اين است که در سال هاي اخير عنوان تازه يي براي صداوسيماي جمهوري اسلامي رايج شده است؛ «رسانه ملي».

نمي دانم نخستين بار چه کسي و با چه انگيزه و برداشتي از اين عنوان، صداوسيما را رسانه ملي ناميد، اما به نظر مي رسد با توجه به مجموع ويژگي ها و ملاحظاتي که در مورد جايگاه حقوقي و سياسي اين رسانه در نظام مطمح به نظر است، «رسانه ملي» عنوان پرظرفيت تري براي اين دستگاه رسانه يي و فراگير است.

اهميت اين تعبير هنگامي بيشتر و برجسته تر خواهد شد که به خاطر آوريم ادامه مطلب را بخوانید »

آبان ۰۲

روزنامه اعتماد - ۳ آبان ۸۶

به نظر مي رسد راهبرد دولت نهم در مواجهه با انتقادها و اعتراض هايي که نسبت به کاستي ها و کژي هاي برنامه ها و عملکردهاي اين دولت مطرح مي شود در دو کلمه خلاصه مي شود؛

۱- نفي و تخطئه کارنامه گذشته نظام (دولت هاي پيشين)

۲- وعده هاي جذاب براي آينده يي نامعلوم.

اين راهبرد که از زمان تبليغات انتخابات رياست جمهوري مورد توجه آقاي احمدي نژاد قرار گرفت همچنان پس از استقرار دولت نهم از سوي شخص ايشان و مجموعه همکاران و مشاوران و مدافعان ايشان مورد استفاده قرار مي گيرد.

از منظر داوري اين دولت، پاسخ هر پرسش، توضيح هر ابهام و رفع هر ادامه مطلب را بخوانید »