مهر ۰۳
%d8%b4%d8%ac%d8%a7%d8%b9%d8%aa-%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%b1

شهروند امروز - ۸ مهر ۸۶

“شجاعت” بی هیچ تردید ، یك فضیلت بزرگ انسانی به شما رمی رود. تاریخ بشریت همواره وامدار نقش آفرینی انسانهای شجاع در برهه های حساس و سرنوشت ساز بوده است. اگرشجاعت نبود ، چه بسا انسان هنوز ترجیح می داد از ترس جان ، به زندگی در غارها ادامه دهد و به اندك بهره مندی از طبیعت بسنده كند و از رویارویی با هر چه ترسناك است بپرهیزد و از ترس مرگ بمیرد. پس بیراهه نیست اگر ادعا كنیم بی شجاعت تاریخ عمر انسان، شاید به چند سال هم نمی رسید و خیلی زود نسل او در آغوش انقراض می آرمید. اما این “شجاعت” چیست؟
گفته اند كه شجاعت نقطه اعتدال دو صفت افراطی و تفریطی، یعنی “تهور” و “ترس″ است. تهور، بی باكی كور و بی بهره از محاسبه عقلانی و ترس ، عمده كردن و اتكای محض به محاسبه فرا عقلانی ، هر یك به نحوی دشمن موجودیت هویت انسانی به شمار می آیند.

آیا این گونه برداشت از شجاعت از منظر كار آمدی، نقش و تاثیری راهگشا و تایین كننده در زندگی اجتماعی انسان ها دارد؟
به گمان من ادامه مطلب را بخوانید »