مهر ۲۷
در امتداد یك جاده ، رودرروی یك قاب بزرگ! آنگاه كه در ژرفای آینه سال های سپری شده به تامل می نگرم ، در پس لایه های غلیظ خاطره های سفید و سیاه و خاكستری ، چشمانی سرشار از طپش امید ، گونه هایی گر گرفته از غیرت و تصمیم و سینه ای برآمده از بی پروایی و خطر پذیری تو را به نظاره می ایستم!
ای جوانی!
ای كیمیای بی قراری!
ای روح جنبده در عمق جان جامعه!
ای ناموس تكامل تاریخ ، ای جوانی!
چه فرقی می كند؟ خواه از سر خیر خواهی یا ادامه مطلب را بخوانید »
مهر ۲۵
شهروند امروز - ۲۸ مهر ۸۶
همه ما، كم يا بيش، در زندگي و روابط اجتماعي خود به آدمهايي برخوردهايم كه هنرشان «مرموزبيني» و «گمانهسازي» پيرامون پديدهها، رفتارها و حتي «نيتها و انگيزهها»ست.
اين دردانههاي هوشمندي و فطانت، به خيال خود،هزار نكته باريكتر از مو ميبينند كه ديگران از درك حتي يك نكته آن ناتوان يا غافلند. در كشف و شهود «پيچش مو» تخصص و تبحر دارند و براي هر واقعيت عيني، چندين لايه پنهان و مرموز در چنته دارند.
در تحليل و تفسير رخدادها آنچنان با آب و تاب از پس و پنهان نقشهها و انگيزهها و عوامل عجيب و غريب سخن ميگويند كه گاه انسان از اين همه تردستي و طراري ماهرانه در تدبير امور جهان، دچار شگفتي و حتي دلهره ميشود!
از منظر اين سالكان طريقت «توهم» ، ادامه مطلب را بخوانید »
مهر ۲۲
چند روز پیش رفته بودم بانك نزدیك محل، خانمی قبل از من منتظر دریافت پول بود. از متصدی گیشه درخواست كرد در صورت امكان پولش را با اسكناس دو هزار تومانی بپردازد. متصدی بی اعتنا به خواهش محترمانه این خانم ، چند بسته هزار تومانی و پانصد تومانی روی میز گذاشت. خانم با لحنی ملتمسانه پرسید: دو هزار تومانی نداشتید؟ متصدی به تلخی پاسخ داد : لابد نداشتم. خانم رفت . نوبت من رسید. در همین حال معاون شعبه نزد آقای متصدی آمد كه: اسكناس دو هزار تایی چقدر داری؟ متصدی با خونسردی گفت: اوناهاش. پنج شش بسته می شه! از همانجا درگیر این پرسش شدم: ” چرا دروغ می گوییم؟”
هنگام رانندگی به طرف محل كار ادامه مطلب را بخوانید »
مهر ۱۱
در جاری ولوله ی گرم زمزمه های خیس در این شب های ورم كرده ،
در سرخی دشت خون گرفته ی چشمان ساقدوش سحر ،
در سپهر بی كرانه ی هزاران هزار پیشانی خاكسار تا خروس خوان ،
و سرانجام ، در پیچ و تاب گردباد برخاسته از یك جهان بغض ترك خورده ،
ناگهان در پس كوچه های خلوت سرگشتگی و شیدایی شب های قدر ، این پرسش گریبان وجودم را گرفت:
“از علی مظلوم تر كسی یا چیزی هست؟”
خواستم بگویم هرگز!
اما دیدم عادلانه نیست.
چیزی بسیار مظلوم تر از علی هست كه بی تردید علی خود نیز بر مظلومیت آن اشكبار و داغدار است: ادامه مطلب را بخوانید »
مهر ۰۸
روزنامه اعتماد - ۹ مهر ۸۶
مگر اتفاقي افتاده است؟، اين همه تبليغات و دست افشاني و دعاگويي از رسانه ها و تريبون هاي رسمي کشور که اين روزها و شب ها نثار جناب رئيس جمهور محترم مي شود به خاطر چيست؟ البته اذعان مي کنم که در شهر چندان خبري نيست. ماه مبارک رمضان است و حال و هواي معنوي مردماني که نقد ضيافت حضرت حق تعالي را هرگز با نسيه وعده هاي رنگارنگ و تحقق نيافته متوليان امور معاوضه نمي کنند، به کار خويش مشغولند و دست به گريبان چاله چوله هاي زندگي روزمره خويش از نگراني قيمت افسارگسيخته مسکن گرفته تا اشتغال و هزينه تحصيل فرزندان و بضاعت مزجات جوانان براي ازدواج و فراهم ساختن چند ليتر بنزين براي به اصطلاح خودروي شخصي که حکم پدر دوم خانوار را دارد براي تامين معاش.
اما مگر مي شود در اين غوغاي کم سابقه تبليغات تشکرآميز و قهرمان پسند - کنجکاوانه و البته اندکي با شگفتي - اين پرسش را ناديده گرفت که «مگر چه اتفاقي افتاده است؟،»
نزديک به ۳۰ سال است که ادامه مطلب را بخوانید »
مهر ۰۳
شهروند امروز - ۸ مهر ۸۶
“شجاعت” بی هیچ تردید ، یك فضیلت بزرگ انسانی به شما رمی رود. تاریخ بشریت همواره وامدار نقش آفرینی انسانهای شجاع در برهه های حساس و سرنوشت ساز بوده است. اگرشجاعت نبود ، چه بسا انسان هنوز ترجیح می داد از ترس جان ، به زندگی در غارها ادامه دهد و به اندك بهره مندی از طبیعت بسنده كند و از رویارویی با هر چه ترسناك است بپرهیزد و از ترس مرگ بمیرد. پس بیراهه نیست اگر ادعا كنیم بی شجاعت تاریخ عمر انسان، شاید به چند سال هم نمی رسید و خیلی زود نسل او در آغوش انقراض می آرمید. اما این “شجاعت” چیست؟
گفته اند كه شجاعت نقطه اعتدال دو صفت افراطی و تفریطی، یعنی “تهور” و “ترس″ است. تهور، بی باكی كور و بی بهره از محاسبه عقلانی و ترس ، عمده كردن و اتكای محض به محاسبه فرا عقلانی ، هر یك به نحوی دشمن موجودیت هویت انسانی به شمار می آیند.
آیا این گونه برداشت از شجاعت از منظر كار آمدی، نقش و تاثیری راهگشا و تایین كننده در زندگی اجتماعی انسان ها دارد؟
به گمان من ادامه مطلب را بخوانید »