شهریور ۱۷
%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d9%85%d8%b9%d8%b7%d9%88%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa

ساده زیستی معطوف به قدرت
رذیلتی در قواره فضیلت

“ساده زیستی” ، واژه ای بغایت خوش شانس در ادبیات اجتماعی ، به ویژه در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است. این واژه مركب ، البته در هنگامه های كارزار تبلیغاتی كاندیداهای منصب حكومتی ، بیش از زمان های دیگر جلوه گری داشته است. اما برای نسل من- میانسالان دوره فعالیت های مبارزه با رژیم پهلوی – كه هنوز و همچنان ، طعم غرور زندگی زاهدانه ، چریك مآبانه ،آنتی بورژوا ، ابوذر وار و در یك كلام ، طعم گس خرمالوی سوسیال مسلكی از نوع مذهبی اش را بر ذائقه خویش حفظ كرده ایم ، “ساده زیستی” نه یك” واژه” ، بلكه یك “دكترین” تمام عیار به شمار می رود. هرگز خاطره بگو مگوهای گاه تحقیركننده و شخصیت شكن دوران شیرین زندگی در زندان های شاه را در سالهای دهه ۵۰ فراموش نمی كنم كه هژمونی مشترك سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و گروههای ماركسیستی در قالب تشكیلات مخفی موسوم به “كمون” ، همچون خدایگان ، برای آدمیان زندانی ادامه مطلب را بخوانید »