اصولگرايی، يك كلمه، يك تقدير! ساده زیستی معطوف به قدرت
شهریور ۱۴

مسووليت ‌پذيري، «تكليف» يا «تكلف»؟!

شهروند امروز - شهريور ۸۶

چرا بايد به موضوع «مسووليت» بپردازيم؟ آيا «مسووليت‌پذيري» مهمترين چالش جامعه ماست؟! «مسووليت»، «احساس تكليف»، «مسووليت‌پذيري»، «پاسخگويي در برابر مسووليت» و پرسش‌هايي از اين دست كه: - آيا انسان مسوول است؟ - مسووليت، برخاسته از اختيار است؟ - مسووليت، مشروط به توانايي است؟ - مسووليت، مقوله‌اي است مربوط به عرصه عمومي يا اختصاص به آن ندارد؟ بگذاريد همه اين‌گونه بحث‌هاي نظري را به اهالي محترم فلسفه و كلام و انسان‌شناسي پيشكش كنيم و موضوع مسووليت را از يك نظرگاه عمل‌گرايانه مورد توجه قرار دهيم. پيش‌فرض ما اين است كه مسووليت، ركن انكارناپذير نظم اجتماعي است. آدم‌ها براي ورود به «عرصه عمومي»، به ناچار بايد «آورده‌اي» داشته باشند- همچون بليت براي كساني كه مي‌خواهند وارد باشگاه، سينما، ورزشگاه و از اين دست، عرصه‌ها شوند- «مسووليت‌پذيري»، آورده هر كس براي ورود به عرصه عمومي است. تنها يك راه براي رهايي از سيطره مسووليت وجود دارد: «ديوانگي»! حتي عزلت‌گزيني صوفيانه، چله‌نشيني عارفانه، جامعه‌گريزي و هر انتخاب مختارانه ديگر براي فاصله گرفتن از عرصه عمومي، توجيه‌كننده فرار از مسووليت نيست. آيا اخراج ناخواسته آدم‌ها از عرصه عمومي موجب معافيت آنان از مسووليت مي‌شود؟ آيا كسي را كه به زندان افكنده‌اند يا به تبعيد فرستاده‌اند و به قطع ارتباط با عرصه عمومي واداشته‌اند، از مسووليت، گريزي هست؟ به باور اين قلم، نه! چه «فاعل بالاختيار» باشيم و چه «مفعول بالاضطرار»، مسووليت، رمز عبور براي حضور در عرصه عمومي است چرا كه انسان را «مدني بالطبع» تعريف كرده‌اند. به گمان من، «مسووليت»، فرزند مشروع و حلال‌زاده «آگاهي» است. از اين زاويه، مي‌توان نتيجه گرفت كه براي كسي كه آگاهي دارد، «مسووليت‌پذيري»، يك تكليف است. چه در موضع قدرت و چه در خارج از گردونه قدرت، عرصه عمومي، مهمترين جلوه‌گاه مسووليت‌پذيري است، هرچند مسووليت‌پذيري در موضع خارج از قدرت، اگر يك فضيلت نباشد، دست‌كم نوعي فضل تقدم به حساب مي‌آيد. تاريخ بشر وام‌دار مسووليت‌پذيري آدم‌هاست، صرفنظر از بينش و منش و روش آنها، فارغ از خوب و بد آرمان و عقيده آنان. اينك بار ديگر به پرسش نخستين باز مي‌گردم كه: آيا مقوله مسووليت و مسووليت‌پذيري مهمترين چالش پيش‌روي جامعه امروز ماست؟ اعتراف مي‌كنم كه به دقت از ديدگاه دست‌اندركاران كلوپ شهروند امروز و انگيزه آنان از پرداختن به موضوع مسووليت‌پذيري آگاهي ندارم. اما اگر حتي يكي از محرك‌هاي آنان از طرح اين موضوع، برانگيختن حس مسووليت‌پذيري در اين سرزمين است بايد فروتنانه عرض كنم كه: «زيره به كرمان مي‌بريد، دوستان من!» چرا؟ چون يكي از مهمترين گرفتاري‌هاي جامعه ما «فراواني و تورم» مسووليت‌پذيري است نه كمبود يا نبود آن! ما دچار زياديِ مسووليت‌پذيري هستيم! شگفت‌زده نشويد. به گمان اين قلم، احساس مسووليت، مسووليت‌پذيري و حضور در عرصه انجام تكليف اجتماعي، كيمياي گرانقدر و حسرت‌انگيزي است كه همواره و امروز بيش از هميشه به آن نيازمنديم اما تنها و تنها از نوع ناب و اصيل‌اش نه از جنس بدلي و عوضي! جامعه ما غرقاب «مسووليت‌پذيري‌هاي عوضي» شده است، از اين دست: - « مسووليت‌پذيري دن‌كيشوتي»، كه هر چه بخواهيد، اعتقاد و ايمان دارد اما عقل ندارد. موجبات تفريح و تمسخر فراهم مي‌سازد. البته بي‌نهايت سرگرم‌كننده است. چون اصولا نسبتي با ويژگي‌ها و شرايط موضوع مسووليت ندارد. - « مسووليت‌پذيري غريزي»، درست مصداق، دانش‌آموزاني كه هرگاه آموزگار مي‌پرسد: «بچه‌‌ها كي مي‌دونه فلان چيز يعني چه؟» بي‌هيچ تامل و درنگ دست بالا مي‌برند كه: «آقا ما بگيم؟ آقا ما بگيم!» و البته به‌طور معمول، در پاسخگويي وامي‌مانند اما هرگز ترك رويه نمي‌كنند. به خاطر آوريد خيل جماعت داوطلب براي حضور در انتخابات را براي وكيل و رئيس‌جمهور شدن. - « مسووليت‌پذيري تمنايي»، كه همواره براي مسووليت‌پذيري اعلام آمادگي مي‌كند به‌شرط آنكه قربان صدقه‌اش بروي، ساز تكليف شرعي يا عرفي‌اش را كوك كني، وجود مبارك او را تنها عامل حل و فصل مشكلات بشماري و در همه حال، هواي او را داشته باشي. به زبان بي‌زباني به شما حالي مي‌كند كه اگر مي‌خواهيد مسووليت بپذيرم، از من تقاضا كنيد و به لوازم اين تقاضا پايبند باشيد. آيا اين نوع مسووليت‌پذيري جان آدم را به لب نمي‌رساند؟! - مسووليت‌پذيري منجي‌مآبانه، مي‌گويد: «مسووليت‌پذيري، كسب و كار من است.» احساس مسووليت تاريخي يا رسالت و ماموريت الهي دارد. اگر مسووليت‌پذير غريزي در مثال كلاس درس و در پاسخ آموزگار مي‌گفت: «آقا ما بگيم؟!» مسووليت‌پذير منجي‌مآب، قاطعانه و مومنانه مي‌گويد: «آقا ما مي‌گيم!» منتظر كسي نمي‌ماند. نه‌تنها اجازه نمي‌خواهد حتي گاه ترجيح مي‌دهد فارغ از هر تخته‌بند قانوني و عرفي، مسووليتي را كه بر گردن خويش احساس مي‌كند به سرانجام برساند. نمونه فردي و گروهي اين نوع مسووليت‌پذيري را در سال‌هاي اخير مشاهده كرده‌ايم. كسي كه در مشهد، زنان خياباني را مي‌ربود و براي اصلاح اخلاقي جامعه آنان را به قتل مي‌رساند يا در شهرستان كرمان. نمونه‌هاي مسووليت‌پذيري منجي‌مآبانه را در تاريخ همه ملت‌ها مي‌توان مشاهده كرد. از اين نظرگاه شايد جريان «القاعده» ناب‌ترين جلوه اين گرايش مسووليت‌پذيري عوضي باشد. به همان اندازه كه ادبيات اين‌گونه مسووليت‌پذيري، شورانگيز و جذاب و عوام فهم است، رفتار و عملكردش هولناك و بي‌رحمانه و حد و مرز ناشناس است. اگر بتواند با گرفتن تمايل و راي مردم و اگر نتواند با هر شيوه لازم، رشته‌اي بر گردن جامعه مي‌افكند و :«مي‌برد آنجا كه خاطرخواه اوست!» مهمترين ويژگي اين نوع مسووليت‌پذيري، بي‌اعتنايي و حتي اهانت و استهزا نسبت به عقل جمعي است. كله‌شقي را در قواره ايستادگي، آنومي و بي‌هنجاري را در قالب انقلابي‌گري، بي‌پروايي در آبروريزي را در شمايل افشاگري و گزافه‌گويي و خالي‌بندي را با تابلو رسيدن به «موعود» به خورد جامعه مي‌دهد. مسووليت‌پذيري منجي‌مآبانه، عوضي‌ترين نوع مسووليت‌پذيري است، خواه در عرصه سياست، خواه در عرصه فرهنگ و عقيده. چه در قلمرو قدرت و چه پيش از ورود به عرصه قدرت. اينها كه برشمردم برخي از مهمترين گونه‌هاي «مسووليت‌پذيري عوضي» بود. جامعه ما نه‌تنها به اين گونه‌هاي عوضي نياز ندارد بلكه متاسفانه در برخي موقعيت‌هاي اجتماعي حساس و با اهميت، مازاد و بلااستفاده هم دارد! آنچه از نان شب هم براي جامعه ما ضروري‌تر است، «مسووليت‌پذيري ناب است.» برخي از ويژگي‌هاي اين گونه مسووليت‌پذيري را برمي‌شمارم: - آگاهي محور است، يعني از پشتوانه‌اي قابل قبول از دانش و آگاهي در حوزه مسووليت، هر چه هست، برخوردار است. - قانون‌پذير است، يعني به هيچ چيز جز قانون اقتدا نمي‌كند، پس هيچ‌گاه خود را مقتداي قانون نمي‌داند، در حريم تقدس پناه نمي‌گيرد. - سازمان‌پذير است، يعني به عقل جمعي احترام مي‌‌گذارد. تك‌روي نمي‌كند. شعار «اين منم طاووس عليين شده» سر نمي‌دهد. خود را ذوالفنون نمي‌داند. - مقدورات و محدوديت‌هاي خود را به درستي مي‌شناسد و صادقانه به مردم معرفي مي‌كند. گزافه‌‌گويي و وعده‌هاي پوچ را حرام مي‌داند. - هرگاه به هر دليل از انجام مسووليت‌ ناتوان شد يا آن را با باورهاي شخصي خويش ناسازگار يافت، بي‌درنگ به اهلش وامي‌گذارد. - هرگز از پاسخگويي طفره نمي‌رود. پرسشگران را ارج مي‌نهد، انتقادكنندگان را نه تنها دشمن نمي‌سازد، تخريب نمي‌كند، به حذف فيزيكي و متافيزيكي مبتلا نمي‌سازد، بلكه منت هم مي‌كشد. اگر مي‌‌خواهيد نمونه‌اي تمام‌عيار از «مسووليت‌پذيري ناب» ارائه دهم، به سيره امام علي(ع) پس از قتل عثمان و مراجعه مصرانه مردم به آن حضرت براي پذيرش خلافت، رجوع كنيد. افسوس كه مجال اين نوشته براي پرداختن به كلام و مرام و رفتار آن يگانه تاريخ مسووليت‌پذيري ناب بسي تنگ است. آنچه در پايان اين نوشته لازم است مورد تاكيد قرار گيرد آن است كه موضوع مسووليت‌پذيري اختصاص به عرصه قدرت ندارد. عرصه كنش سياسي خارج از قدرت نيز ممكن است دچار مسووليت‌پذيري عوضي شود. يك شخصيت، يك حزب يا يك صنف يا نهاد مدني نيز در معرض چنين آسيب و آفتي قرار دارد. اين نوشته را با كلامي بسيار تامل‌برانگيز از امام موسي كاظم(ع) به پايان مي‌برم كه: «من تكلف ماليس من عمله ضاع بعمله و خاب أمله: هر كس كاري را با تكلف (خارج از صلاحيت و توانايي خويش) برعهده گيرد موجب خراب كردن آن و از كف دادن و بر باد رفتن آرزوهايش مي‌شود» پس مسووليت‌پذيري، تكليف است، نه تكلف.

نظر دهید