مرداد ۰۷
%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%8a%db%8c%d8%8c-%d9%8a%d9%83-%d9%83%d9%84%d9%85%d9%87%d8%8c-%d9%8a%d9%83-%d8%aa%d9%82%d8%af%d9%8a%d8%b1

شهروند امروز - ۷ مرداد ۸۶

در سايه روشن تامل پيرامون موضوعي كه دستمايه نگارش اين نوشته شد؛ ناخودآگاه مجالي يافتم كه به نقش «كلمه» در سرنوشت تاريخي ملت‌ها معطوف شوم. به گمان من، گزافه نيست اگر ادعا كنيم كه برخي واژه‌ها، تقدير تاريخي ملت‌ها را رقم زده است.

آيا تاثير كلمه «مسيح» بر تاريخ تحولات اروپا اندك و ناديدهانگاشتني است؟!

آيا «ماركسيسم» كلمه حاكم بر مقدرات بيش از نيمي از جهان در يك دوره طولاني نبوده است؟!

كلمه‌هاي «نازيسم» و «فاشيسم» چطور؟ نقش نافذ «كلمه» در سرنوشت تاريخي ملت‌ها، فارغ از جنبه ارزشي و بار معنايي كلمه‌ها، انكار كردني نيست.

چه بسا در برهه‌هايي از تاريخ، از بخت‌ياري ملت‌ها، برخي «كلمه»‌هاي دوست‌داشتني، سودمند و بي‌آزار بر سرنوشت بشر سروري كرده‌اند؛ «منشور» يا فرمان‌هاي داريوش و كوروش كبير، «اسلام» در دوران پيامبر(ص) و امام علي(ع)، «آزادي»، «قانون» و «حقوق بشر» در دوران پس از روشنفكري در اروپا و همه جاي جهان.
در كشور ما به ويژه در يك سده اخير، برخي «كلمه»ها ادامه مطلب را بخوانید »