اردیبهشت ۲۸
ضمیمه روزنامه اعتماد - ۲۹ اردیبهشت ۸۸
«تبليغات»، آن هم از نوع عامه پسند، همواره يکي از مهم ترين ارکان رفتار سياسي آقاي احمدي نژاد پس از ورود به عرصه قدرت، چه در شهرداري تهران و چه در مقام رياست جمهوري بوده است. آن همه «گزارش هاي تصويري» از ديدارهاي مردمي آقاي احمدي نژاد در دوران شهرداري که در برنامه هاي تلويزيوني ايشان هنگام تبليغات انتخابات رياست جمهوري مورد استفاده قرار گرفته حکايت از اين شيفتگي و علاقه مندي و ايمان و عقيده به نقش تبليغات دارد و مگر عمر مسووليت ايشان در شهرداري چند ماه بود؟، و کدام شهردار و وزير و وکيل و نخست وزير تا پيش از آقاي احمدي نژاد، اين همه فيلم از دوره مسووليت خود «دپو» کرده است؟،
البته اين رويکرد «تبليغات محور» تا آنجا که آغشته به گزافه گويي و فريب و اغواي افکار عمومي نباشد، هرچند نامتعارف، اما چندان زيان بخش نيست. از آغاز رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد همين راهبرد «تبليغات محور»، البته با امکانات و تمهيدات گسترده تري در قالب هاي گوناگون، از توليد فيلم سينمايي گرفته تا تاسيس سايت و راه اندازي وبلاگ و خبرگزاري و روزنامه و انتشار کتاب و ترويج کاپشن، مورد توجه قرار گرفته و با شدت تمام ادامه دارد.
هواداران و مدافعان آقاي احمدي نژاد در اين چهار سال براي دفاع تبليغاتي از رئيس جمهور و دولت مورد علاقه خود با توجه به موقعيت سنجي داوري افکار عمومي نسبت به کارنامه دولت نهم، «الگوهاي تبليغاتي» ويژه يي را دنبال کرده اند.
۱- الگوي تهاجمي؛ در يکي دو سال اول، در سايه سرمستي حاصل از باده پيروزي غيرمنتظره در انتخابات سال ۸۴، از يک موضع حق به جانب، بي اعتنا به ديگران، نخوت آميز و مغرور حتي در برابر برخي از طيف هاي همسو در جبهه اصولگرا، با بهره گيري از ادبيات خودشيفته و با رنگ و لعاب و شعائر مذهبي و عمدتاً «مهدويت نما» کوشيدند در يک «خط کشي ايدئولوژيک»، خود را جبهه حق و منتقدان را جبهه باطل معرفي کنند. ادامه مطلب را بخوانید »
اردیبهشت ۲۰
روزنامه اعتماد - ۲۰/۲/۸۸
چگونه مي توان چشم بر واقعيت بست؟، «پلشتي اخلاقي» فضاي سياسي جامعه ما را آلوده است. بي مقدمه و حاشيه، يک راست به اصل مطلب مي پردازم. «نامه سرگشاده» آقاي کروبي به مديرمسوول کيهان، با همه استحکام و صراحت و اشاره هاي معنادارش، هرچند ستودني و بهنگام، اما تنها و تنها يک «نيشتر» جانانه بود بر يک «دمل مزمن و چرکين»، لابد مي پرسيد کدام دمل؟با هزار داغ و افسوس و اندوه، فروتنانه بايد اعتراف کنيم که سال هاست غده سرطاني «پلشتي اخلاقي»، البته با رنگ و لعاب به اصطلاح ارزشي، در عرصه سياسي کشور ما در حال نشو و نماست. اين غده شرم آور، هرچند در آغاز در بخش خاصي از مطبوعات کشور جوانه زد و هنوز کانون اصلي آن در همان بخش خاص قرار دارد اما متاسفانه به تدريج در بسياري از اندام هاي ساخت و مناسبات سياسي جامعه «متاستاز» داده است،روزي که کلنگ ادبيات (بخوانيد بي ادبيات،) «ژورناليسم محفلي و بي پرواي برخوردار از مصونيت آهنين» با حضور برخي عناصر شاغل در بخش سياسي يک نهاد نظامي در موسسه کيهان در آغاز دهه ۷۰ به زمين زده شد، شايد کمتر کسي گمان مي برد اين هجرت و لانه گزيني به ظاهر ساده چه نقش و تاثيري در فضاي سياسي و مطبوعاتي و حتي امنيتي جامعه خواهد داشت.البته نخستين واکنش هوشمندانه را آقاي خاتمي نشان داد که متوجه شد «کيهان ديگري» در دست ساخت است. ايشان از سرپرستي موسسه کيهان، که از دوران امام(ره) به عنوان نماينده رهبري برعهده داشت، کناره گيري کرد. و در پي او جمعي از نيروهاي حرفه يي و خوش فکر در بخش هاي مختلف روزنامه و نشريات وابسته به کيهان، جا را براي دوستان اعزامي خالي کردند،در آغاز رويکرد «کيهان ديگري» با مديريت تيم اعزامي عمدتاً در فضاي دوقطبي «راست و چپ» آن سال ها که بر محور راديکاليسم سياسي و سوسياليسم اقتصادي مي چرخيد، دستمايه قرار دادن سوژه هايي فريبنده همچون نقد ديدگاه هاي سرمايه داري سنتي و بازار و دفاع از عدالت اجتماعي و اقتصادي و حقوق محرومين و مستضعفين يا طرح شعارهاي ضداستکباري و مقابله با سياست هاي امريکا بود. ادامه مطلب را بخوانید »
اردیبهشت ۰۹
گفتگو با سایت كلمه-۷/۲/۱۳۸۸
در اين مقطع زماني مساله اين است كه صدا و سيما جامعه را از فضاي مقدماتي انتخابات دورنگاه داشته، گويي در اين كشور قرار نيست نزديك به ۵۰ روز ديگر انتخاباتي برگزار شود كه مطابق گفته متوليان نظام بايد پر شور نيز باشد
احمد پورنجاتي، كه عملكرد صدا و سيما در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم را سياسي و در جهت منافع يك جريان سياسي قلمداد کرد، از شوراي نظارت برعملكرد صدا و سيما و مجلس شوراي اسلامي خواست تا در راستاي دفاع از حقوق ملي در اين زمينه به رسالت خود عمل و بيش از پيش در جهت اصلاح روند امور در اين رسانه اقدام كنند.
دکتر احمد پورنجاتی در گفتوگو با خبرنگار سايت کلمه با بيان اينكه الگوي رفتاري يك رسانه خصوصا در صورت داشتن پسوند ملي بايد با رفتار يك حزب و محفل سياسي كاملا متفاوت باشد، يادآور شد: كاركرد اصلي يك رسانه، اطلاع رساني، كشف و بيان حقيقت و فراهم ساختن زمينه معرفي انديشهها و ديدگاه هاي گوناگون در همه عرصه هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي است. رسانه در واقع با رفتار مسوولانه و روشنگرانه خود در اين زمينه ها به افكار عمومي فرصت ميدهد مسايل واقعي جامعه را همه جانبه و دقيق بشناسند وبا ديدگاهها و راه حل هاي متفاوت براي حل آن مسايل بيشتر آشنا شوند تا سرانجام آن ميوه مطلوب كار يك رسانه به دست بيايد.
وي كه از امكان انتخاب افكار عمومي به عنوان ميوه مطلوب كار رسانه نام برد و ادامه داد: رسانه بوق نيست كه هر وقت مديران آن اراده كنند درآن بدمند و هر صدايي كه باب طبع و ميلشان بود را در فضاي جامعه بپراكنند.
وي در ادامه با استناد به اصول قانون اساسي كشورمان، اظهار داشت : مطابق اصول قانون اساسي قبل و بعد از بازنگري همچنين قانون خط مشي صدا و سيما مصوب مجلس كه در همان دههي اول انقلاب به تصويب رسيد، صدا و سيما به عنوان يك رسانه مستقل، حتي مستقل از قواي سه گانه كشور در نظر گرفته شده است و تلقي تنظيم كنندگان قانون اساسي از صدا و سيما يك امكان رسانهاي مستقل و مسوول در قبال اين خصوصيت فراهم سازي امكان كشف حقيقت و امكان انتخاب براي جامعه بوده است.
پورنجاتي ادامه داد : متاسفانه از دوره هفتم انتخابات رياست جمهوري و به صورت آشكارتر از دوم خرداد سال ۷۶ رفتار سياسي صدا و سيما هر روز بيشتر شبيه رفتار سياسي يك جناح تمام عيار سياسي شدهاست، اگر رسانه ملي اعلامي ميكرد كه ما رسانهاي هستيم كه ماموريت داريم از نوع تفكر و گرايش خاصي در جامعه پشتيباني كنيم و زمينه معرفي، پيروزي و جا انداختن تبليغاتي آن گرايش را بر عهده داريم، تكليف مردم با اين رسانه مشخص مي شد، و افراد علاقمند به آن گرايش ميدانستند كه يك راديو و تلوزیون اختصاصي دارند و ديگران هم براي آشنا شدن با ديدگاههاي آن گرايش به اين رسانه مراجعه ميكردند.
وي در ادامه با يادآوري تفسير قانون اساسي از اصول مربوط به صدا و سيما كه آن را رسانهاي انحصاري دانسته و اجازه تاسيس راديو تلوزيون خصوصي را هم نداده، افزود: بر اين اساس در حال حاضر يك تناقض آشكار در عرصه فعاليتهاي رسانه اي صدا و سيما در افكار عمومي به وجود آمده است، زيرا از يك طرف اين رسانه داعيه “ملي” بودن را دارد و از سوي ديگر رفتار يك جريان و جناح سياسي خاص را دنبال ميكند، اين رسانه بايد براي افكار عمومي در مورد هويت خود تعيين تكليف كند و از اين شرايط غير قابل قبول و غير موجه فعلي افكار عمومي را رها كند.
پورنجاتي با اشاره به شرايط جامعه در آستانه انتخابات رياست جمهوري و تمايل برخي جريان هاي سياسي براي ثابت نگاه داشتن ذهنيت جامعه در قالب وضع موجود وتداوم حضور جريان سياسي فعلي در قوه مجريه، بروز چنين رويكري از جانب صدا و سيما را غير قابل توجيه دانست و گفت: البته صدا و سيما احتمالا مدعي خواهد شد تبليغات انتخابات در محدوده زماني پيش بيني شده در قانون انجام مي شود و به همين دليل فعلا از تبليغ براي كانديداها معذوريم ، اين پاسخ به هيچ وجه قابل قبول نيست ،زيرا بين بحث تبليغاتي اشخاص به عنوان كانديدا و معرفي و آشنا سازي افكار عمومي باچالشهاي پيش رو ي جامعه و ارايه راهحل ها و برنامه هاي پيشنهادي كه به طور كلي از طرف گرايش هاي سياسي مطرح است و ميتواند به روشنگري در جامعه كمك كند، متفاوت است.
وي با تاكيد بر اينكه صدا و سيما در مقطع زماني فعلي ميتواند بستر نقد منصفانه ،جدي و مستدل شرايط كنوني كشور را فراهم كند، گفت: حتي متقابلا رسانه ملي ميتواند زمينه دفاع و توجيه وضع موجود را از ناحيه گردانندگان امور ايجاد كند و در چنين شرايطي اصولا محدوديت قانوني تبليغات انتخاباتي منتفي خواهد بود.
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس ششم در ادامه با استناد به قانون انتخابات در زمينه دادن فرصت تبليغات به كانديداها در رسانه ملي يادآور شد: در اين مقطع زماني مساله اين است كه صدا و سيما جامعه را از فضاي مقدماتي انتخابات دورنگاه داشته، گويي در اين كشور قرار نيست نزديك به ۵۰ روز ديگر انتخاباتي برگزار شود كه مطابق گفته متوليان نظام بايد پر شور نيز باشد.
وي همچنين با اشاره به محتمل بودن حضور رييس جمهور فعلي كشورمان در انتخابات رياست جمهوري ،ابراز داشت :صدا و سيما به طور عملي فرصت بسيار گستردهاي رابه بهانه فعاليت هاي عادي دولت و رييس جمهور در اختيار اين كانديدا قرار داده است، كه اين مساله از نظر افكار عمومي تبليغات انتخاباتي محسوب مي شود و چون روند رو به افزايشي توام با روشي تمجيدي و اثبات گونه دارد شائبه رفتار حزبي رسانه ملي را بيش از پيش تقويت ميكند.
اردیبهشت ۰۹
روزنامه اعتماد چهارشنبه ۹/۲/۱۳۸۸
سه دهه پس از پيروزي انقلاب و استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران، چندان شگفتي آور نيست اگر خيلي چيزها عوض شده باشند. «دگرديسي» در عرصه امور اجتماعي، هرچند به مفهوم «دگرگوني در ذات» نباشد، اما بي بهره از آن نيز نيست و گريزي هم نيست. «واقعيت نو» چه بخواهيم چه نخواهيم، دير يا زود خودش را بر «واقعيت گذشته» تحميل مي کند. «انتخابات»
- مساله يي که اين روزها بخش مهمي از فضاي سياسي جامعه ايران را دلمشغول خود ساخته - يکي از اين «واقعيت هاي دگرگون شونده» است. فراموش نکنيم که «انتخابات»، به ويژه پس از دوران جنگ، از نگاه افکار عمومي همواره به عنوان «اسم مستعار مطالبات سياسي، اجتماعي» مطرح بوده است. البته انتخابات رياست جمهوري که تجلي اراده ملي براي انتخاب بالاترين لايه مديريت کشور، پس از رهبري تلقي مي شود بيش از انتخابات مجلس و شوراها که ماهيتي منطقه يي و محلي دارند، حامل اين مطالبات است. به نظر مي رسد دگرديسي شکل و محتواي انتخابات در اين ۳۰ سال، «چهار الگوي رفتار انتخاباتي» را به ويژه در مورد انتخابات رياست جمهوري رقم زده است.
۱- الگوي انتخاباتي «بيعت»؛صرف نظر از انتخابات نخستين دوره رياست جمهوري که به لحاظ ويژگي هاي سياسي و نيز سرنوشت ناخوش آن بايد به عنوان يک پديده خاص، سوژه مطالعه موردي قرار گيرد جامعه ايران در چهار دوره بعدي انتخابات رياست جمهوري (شهيد رجايي، دوره اول و دوم مقام رهبري، دوره نخست آقاي هاشمي رفسنجاني) از «الگوي انتخاباتي بيعت» پيروي کرده است. در اين الگو، انتخابات بيش از آنکه به مثابه يک «ظرفيت مدني» براي گزينش عقلاني و حسابگرانه و معطوف به مطالبات معين و از ميان چند گزينه قابل سنجش مطرح باشد، در حقيقت نوعي فرصت براي ابراز وفاداري (بيعت) با کليت نظام، هرچند در قالب پشتيباني از انتخاب يک «شخص شاخص» به حساب مي آيد. از اين رو، در همه اين دوره ها، کمترين نشانه يي از «انگيزه» و «کنش» رقابتي مشاهده نمي شود و حضور يک يا چند «کانديداي رقيب» بيش از هر چيز جنبه «احتياطي» و نمادين دارد و جالب اينکه، ميان ذهنيت و باور جامعه و کانديداهاي نمادين، همبستگي کامل برقرار است. همه مي دانند چه کسي رئيس جمهور خواهد شد و همه بر اين امر رضايت دارند.رويکرد بيعت گونه انتخابات، گرچه خالي از ويژگي هاي عرفي انتخابات به عنوان يک ظرفيت مدني است اما به لحاظ مشروعيت و وجاهت حقوقي قابل خدشه نيست. ادامه مطلب را بخوانید »
فروردین ۲۶
مصاحبه با سایت قلم نیوز - ۲۳/۱/۸۸
احمد پورنجاتی معتقد است که میرحسین موسوی یک انتخاب ویژه برای شرایط ویژه کشور است و تنها کسی است که می تواند ایران را از بحران های موجود نجات دهد. رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس ششم با بیان این مطلب گفت:«در شرایط موجود کشور دو نوع انتظار از دولت آینده وجود دارد.نخست انتظاراتی که به طور طبیعی در چارچوب اختیارات و وظایفی تعریف می شود که برای قوه مجریه پیش بینی شده و دوم آنکه انتظار کنترل بر اوضاع در شرایط ویژه نیز وجود دارد.» پورنجاتی ادامه داد:«بعد از گذشت ۳۰ سال از استقرار نظام جمهوری اسلامی و چالش های پیش روی آن در عرصه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ، مهمترین انتظار انجام وظایف و اختیارات قانونی و اداره کشور متناسب با آن است.همین طور باید رئیس دولت با استفاده از دانش،تجربه و نگرش آینده نگر در راستای توسعه همه جانبه و متوازن کشور برنامه ریزی دقیق و درستی داشته باشد و برای تحقق این برنامه ها کابینه ای را انتخاب کند که بتواند از عهده انجام برنامه ریزی های صورت گرفته، برآید.» به عقیده او در سه و نیم سال اخیر کشور دچار نوعی «ایست قلبی» شده است.پورنجاتی در این باره گفت:«مرکزیت به حرکت درآورنده نظام اداری کشور در سالهای اخیر طبیعی و مقبول کار نکرده و سیستم مدیریتی نظامند نبوده، بلکه بیشتر بر اراده و سلیقه شخصی استوار بوده که باعث گسستگی نظام اداره کشور شده است. او افزود:«این اتفاق در کمرکش راه توسعه همچون سم مهلکی است که دولت آینده باید توانایی بازگرداندن کشور از شرایط نامتعادل و غیرمطلوب را به شرایط عادی داشته باشد.» نماینده مردم تهران در مجلس ششم یادآور شد:«در سالهای اخیر تصمیماتی اخذ شده که به زیرساخت های کشور آسیب رسانده است. هر دولتی که می آید استمرار حرکت دولت قبل را دنبال می کند ولی به جرات می توان گفت که هنر دولت نهم این بوده که تا توانسته راه گذشته را تغییر داده و با شعار یافتن مسیر تازه برای اداره کشور برخورد تخریبی با گذشته داشته که این اقدام آسیبی جدی به همه حوزه ها وارد آورده است.» پورنجاتی ادامه داد:« به بنیادهای آرمانی جامعه نیز صدمه وارد شده است.برای معرفی و نهادینه کردن نظام در افکار عمومی در دو دهه گذشته تلاش های بسیاری شد اما در حال حاضر جامعه دچار اغتشاشات ذهنی شده و نمی داند چه سرنوشتی در انتظار انقلابی است که برای آن هزینه های زیادی پرداخته است.» وی یکی از وظایف مهم دولت دهم را احیای ساز و کارهای مطلوب و عقلایی برای اداره کشور دانست و ادامه داد:«نوعی همت ملی برای اصلاح روند موجود طلب می شود.نمی توان برای جبران خسارت های وارده افراد بی تجربه را گمارد.بلکه باید از نیروهای باتجربه و امتحان پس داده استفاده کرد.» پورنجاتی درباره کاندیداهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز گفت:«با توجه به کسانی که در معرض نامزدی انتخابات هستند و بویژه پس از کناره گیری خاتمی که از پایگاه اجتماعی خوبی در بین مردم برخوردار بود، بهترین گزینه انتخاب میرحسین است که می تواند فارغ از گرایش ها و چون و چراهای سلیقه ای وضعیت موجود را ساماندهی کند.» او درباره اینکه آیا میرحسین می تواند کشور را به وضعیت عادی بازگرداند نیز توضیح داد:«هنر انسان های بزرگ این نیست که در شرایط عادی و آسان کار کنند.البته جامعه در یک تفاهم عملی باید به این نکته توجه کند که حل این مشکلات بسیار پیچیده است و مستلزم همدلی ملی است و باید با انتخاب درست و حمایت همه جانبه دولت را همیاری کرد.» او در پایان خاطرنشان شد که همچنین پرسشگری و برخورد منتقدان فعال می تواند به دولت آینده کمک کند.
بهمن ۲۴
مصاحبه با روزنامه اعتماد - ۲۴/۱۱/۸۷
اگر اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري سال آينده ترديدهايي داشتند از نيمه سال جاري و پس از بررسي زوايا و جوانب مختلف، تصميم اين جناح سياسي فراگير بر آن شد تا در انتخابات به طور جدي حضور يابد. در صورتي که اين گزاره محقق شود، نخستين بار خواهد بود که اصلاح طلبان در دور دوم و هنگام کانديداتوري «رئيس جمهور مستقر» قدم به ميدان انتخابات مي گذارند. دکتر احمد پورنجاتي اما معتقد است در عين اينکه رئيس دولت نهم داراي حمايت هاي نهادهاي موثر در ساختار قدرت است اما با موانع جدي نيز مواجه است. رئيس کميسيون فرهنگي مجلس ششم که از فعال ترين چهره هاي فرهنگي - سياسي اين جناح سياسي به شمار مي رود، دغدغه هاي خاتمي پيش از اعلام کانديداتوري را جدي دانسته و در عين حال، تصميم وي را - به رغم برخي مخالفت ها - شجاعانه و نشانه متفاوت بودن دولت آينده اصلاحات ارزيابي کرد. پاسخ هاي اين مدير خوشنام اصلاح طلب به پرسش هاي اعتماد، همانند نوشته ها و طبع پورنجاتي، آميخته با کنايه ها و نکات نغز بود که در پي مي آيد.
- انتخابات رياست جمهوري دهم، نخستين انتخاباتي در نظام است که اصلاح طلبان در دور دوم، به طور جدي بناي رقابت با کانديدايي را دارند که «رئيس جمهور مستقر» نيز هست و از همه امکانات پرشمار اين سمت نظير در اختيار داشتن دستگاه هاي دولتي تا دهداري ها برخوردار خواهد بود. از نظر شما چه ويژگي هايي اين دوره را از ساير ادوار متمايز مي کند؟
البته اين ويژگي که مورد اشاره شما قرار گرفت داراي دو جنبه است. به عبارت ديگر اگر از زاويه ديد يک فعال سياسي اصلاح طلب به اين مساله نگاه شود، بيشتر سايه محدوديت ها، مزاحمت ها و احياناً امکاناتي که در اختيار رقيب اصلاح طلبان قرار دارد به چشم مي آيد. قاعدتاً فردي که در جايگاه بالاترين مقام اجرايي کشور در ساختار قدرت قرار گرفته، دست بازتري دارد، خصوصاً اينکه در موضع مسوول برگزاري انتخابات، يعني رقابتي که قرار است در آينده يي نزديک برگزار شود نيز باشد. اما از زاويه ديد متفاوتي هم مي توان به اين موضوع نگريست. فردي که مسووليت اجرايي کشور در يک دوره چهارساله را بر عهده داشته خواسته يا ناخواسته و به رغم همه آرايه ها و پيرايه هاي تبليغاتي، سياسي و دوپينگ هاي مختلفي که براي خوشايندسازي رفتار و عملکرد او به کار گرفته شده، در معرض داوري حسي افکار عمومي قرار دارد. يعني پديده تجربه شده يي به شمار مي رود و برخلاف انتخابات رياست جمهوري نهم ديگر سر دادن شعارهاي جذاب و وعده هايي از قبيل آوردن نفت سر سفره مردم مشکلي را از وي حل نمي کند. مشت دولت نهم باز شده و اندرون سينه ناقابليت ها و ناکارآمدي هايش شکافته و حالا ديگر همه چيز او قابل رويت است. اما به هر حال اين يک نقطه تفاوت با ادوار گذشته به شمار مي رود و از اين منظر نيازمند تامل است. به نظر من اگر از زاويه ديد مورد اشاره - يعني ديدن هر دو روي سکه - بحث را ادامه دهيم، انتخابات دهم هم دشواري هاي غير قابل انکار دارد و هم از «فرصت »هاي قابل توجهي براي اصلاح طلبان برخوردار است. انتخابات دهم فرصت گرانبهايي است اگر اصلاح طلبان توانسته باشند نه فقط در برهه رقابت هاي انتخاباتي بلکه در فرآيند نقد و ارزيابي دولت نهم - از ابتداي شروع به کار تاکنون - به افکار عمومي که خود به طور ملموس متوجه شرايط وضعيت کشور هستند اين پرسش و پاسخ آن را منتقل کنند که نه فقط زندگي روزمره آنان بلکه مقدرات کلي جامعه ايران و حتي سرنوشت نسل هاي آينده، رو به کدام سو نهاده است و در مقايسه با چهار سال پيش چه حفره هاي هولناکي پيش روي توسعه کشور ايجاد شده، گام مهمي برداشته اند؟ البته بدون توسل به مظلوم نمايي، همه مي دانند جريان اصلاح طلب از واسطه هاي انتقال انديشه و نظر به افکار عمومي - يعني رسانه - محروم است و اين مساله اکنون انکار شدني نيست. در واقع يک جريان سياسي باسابقه با اين پايگاه گسترده اجتماعي که نه تنها در دو دوره رياست جمهوري و حداقل در يک دوره مجلس و شوراها توانسته اقبال عمومي را به سمت خود جلب کرده بلکه عطش تاريخي در ميان بخش قابل توجهي از جامعه براي تکرار دوران اصلاحات ايجاد کرده، از هيچ گونه امکان رسانه يي در قالب تشکل هاي حزبي برخوردار نبوده و در عين حال هيچ سهمي از رسانه عمومي ندارد؛ رسانه يي که لقب «ملي» بر آن نهاده اند اما به واقع بايد آن را رسانه «رسمي» دولت و جناح سياسي پشتيبان او ناميد. صداوسيما در حال حاضر رسانه بخشي از حاکميت به شمار مي رود و آشکارا در آن نسبت به اصلاح طلبان موضع آنتي پاتيک وجود دارد. ادامه مطلب را بخوانید »
بهمن ۱۸
«يا چنان نماي كه هستي، يا چنان باش كه مينمايي»
بايزيد بسطامي
فيلسوفان، چه بسيار «نظر» ميدهند كه حتي «اندكي هم از آنها نيز نه از سوي خودشان و نه ديگران، جامه «عمل» نميپوشد؛ حكيمان و عارفان و طبيبان و دانشمندان علوم تجربي نيز!
آيا ارزش و اعتبار «نظر» به «عملي شدن»آن است به ويژه از سوي آن كه «نظر» ميدهد؟
اگر چنين ميبود، اينك هيچ برگي از ميليونها كتاب، حامل «نظر»هاي بسيار مهم و ارزشمند متعلق به «بيعملان» تاريخ كه يا فيلسوف يا دانشمند يا تاريخنگار و طبيب و عارف بودهاند، به دست ما نميرسيد! «نظر»، اگر به واقع نظر باشد، فارغ از آنكه به منصه «عمل»درآمده باشد يا نه، قابل اعتنا و ارزشمند است «نظر» دادن به تعبير امام علي(ع) نوعي كاشتن بذر است: «كسي كه سخن ميگويد (نظر ميدهد)، ميكارد، آن كس كه گوش فرا ميدهد، درو ميكند»
آيا كاشتن بذر فاقد ارزش و اعتبار است؟ آشكار است كه: نه. پس محل مناقشه چيست؟ ادامه مطلب را بخوانید »
بهمن ۱۲
متن سخنرانی در خانه هنرمندان - ۱۰/۱۱/۸۷
بود در کشور افسانه کسي
شهره در، نه، گفتن؛
نام مي خواهي؟
نه
کام مي جويي؟
نه
تو نمي خواهي يک تاج طلا بر سر؟
نه
مذهب ما را مي داني؟
نه
خط ما مي خواني آيا؟
نه ادامه مطلب را بخوانید »
دی ۲۶
ضمیمه روزنامه اعتماد ملی
۲۸ دی ۸۷
«اصلاحات» چيست؟ «هنر» چيست؟ «آزادي» چيست؟ «حقوق بشر» چيست؟ و چه بسيار موضوعاتي از اين دست كه بازيچه سرگرمكننده و بيسرانجام پرسش بهانه جويانه «چيستي» شدهاند! پرسش از «چيستي اصلاحات»، ناخواسته مرا به ياد قضيه «چيستي گاو بنياسرائيل» مياندازد. بنگريد:
«به ياد آوريد هنگاميكه موسي به قوم خويش گفت: همانا خداوند به شما فرمان ميدهد كه يك گاو قرباني كنيد. گفتند: ما را به مسخره گرفتهاي؟! موسي گفت: به خدا پناه ميبرم كه در زمره نادانان باشم. مردمان گفتند: از پروردگارت بخواه كه به روشني براي ما توضيح دهد كه قضيه چيست؟ موسي پاسخ داد: پروردگار ميگويد همانا مقصود يك گاو ميانسال است، نه خيلي پير و نه نورس. پس آنچه را فرمان يافتهايد، اجرا كنيد. قوم موسي گفتند: از پروردگارت بخواه كه رنگ آن را براي ما مشخص سازد. موسي پاسخ داد: خداوند ميگويد: همانا آن يك گاو زردفام است كه (جلوه) رنگش بينندگان را شادمان ميكند. قوم موسي گفتند: از پروردگارت بخواه كه به روشني براي ما توضيح دهد كه (اساسا) آن چي هست؟! همان (اصل) «گاو» براي ما مشتبه شده است! ان شاءالله (با روشن شدن اين مطلب) ما هدايت ميشويم. موسي پاسخ داد: خداوند ميگويد: همانا منظور گاو (بكري) است كه نه براي شخم زدن و نه آبياري زمين، رام نشده (و مورد استفاده قرار نگرفته) يك خال (لكه)روي آن نباشد. قوم موسي گفتند: اكنون حق مطلب را به جا آوردي (آهان! حالا متوجه چيستي گاو شديم!) قرآن كريم. سوره بقره آيات ۷۱-۶۷
اكنون بفرماييد: «اصلاحات» چيست؟! آوازه بهانه جوييها و چون و چراهاي قوم بنياسرائيل درباره آنچه براي هدايت و رشد جامعه آنان مطرح ميشد، نبايد مجال رديابي اين ويژگي تكرار شونده را در روانشناسي رفتار اجتماعي مردم اين سرزمين به فراموشي بسپارد.
«بازي چيستي» فلان و بهمان، بخش مهم و عبرت انگيز تاريخ تحولات اجتماعي ايران است. «مشروطه» چيست؟ «قانون»چيست؟ چه رنگ است؟ ريشهاش كجاست؟ چه كسي آن را اختراع كرده؟ بيگانگان درباره آن چه ميگويند؟ نكند به اشتباه چيزي را بپذيريم!
نزديك به يك دهه است كه واژه «اصلاحات»در ادبيات سياسي جامعه امروز ايران سر زبانها و قلمها افتاده، چه روياهاي شيرين كه در حسرت «تعبير صادقه» به انتظار وانهاده و چه خوابهاي خوش و ناز كه از «هيبت حضور» اين موجود عجيبالخلقه – اصلاحات – كه برآشفته است!
ادامه مطلب را بخوانید »
دی ۱۳
گمان ندارم در هيچ جامعهاي، تا به اين حد و حجم و گستردگي كه در جامعه ايران شاهديم، مسائل اساسي عرصه سياست و راهبردهاي حاكميت و چگونگي مديريت كشور، محل مناقشه نظري و بحث و چون و چرا باشد. وضعبهگونهايست كه كوچكترين موضوعات، در هر زمينهاي، خواه سياسي يا اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي، به مثابه يك «فرصت» براي عرضه اندام و جلوهگري سياسي، مورد توجه كنشگران سياسي قرار ميگيرد و خيلي زود زلف خود را به اصل مطلب يا به تعبير روشنتر: به مسائل اساسي و راهبردي، گره ميزند. اگر جامعه آمريكا به مثابه پررونقترين بازار «تينكتنك» و «لابي» و «اتاق فكر» و مبادلات نظري بهويژه در عرصههاي سياسي و استراتژيك، همواره در تب و تاب است؛ اگر «ماراتن» انتخابات رياستجمهوري آمريكا، دستكم براي دو سال بخش مهمي از ذهنيت افكار عمومي مردم آمريكا را به خود معطوف ميسازد؛ حتي اگر با تابلوي نئون «تغيير» باشد، اما هرگز اينگونه كه در ايران مشاهده ميشود، سرانجام كار به «جاهاي باريك» نميرسد، بيخ پيدا نميكند، وارد معقولات(!) و اصول دين نميشود و حداكثر در قلمرو «سياستهاي اجرايي» مديريت كشور باقي ميماند. ترديد ندارم كه براي بسياري از ما «ايرانيهاي باغيرت» بسيار سنگين و چه بسا ننگين و اهانتآميز است اگر كسي جسارت به خرج دهد و ادعا كند كه «آنجا نان توسعهيافتگي سياسي نظام و جامعه» خود را ميخورند! اما آيا از واقعيت، گريزي هست؟
در آنجا براي نخستين بار يك سياهپوست آفريقاييتبار رئيسجمهور ميشود و فصلي متفاوت را در تاريخ آمريكا رقم ميزند، نه از آن جهت كه چهها خواهد كرد، بلكه از آن رو كه از خاكستر مبارزات تاريخي برابرطلبيهاي نژادي برخاسته است و از آن مهمتر، به اين دليل كه ظرفيتها و قابليتهاي نظام خود را به نمايش ميگذارد و جالبتر اينكه: آب از آب تكان نميخورد، براساس نظام آمريكايي هيچ خدشهاي وارد نميشود، كه چه بسا جان تازهتري هم ميگيرد و چابكتر از پيش!
اما در اينجا، با همه داشتهها و داعيهها، گاه مدرك تحصيلي يك وزير، اجراي يك قانون، پيشنهاد يك لايحه در مورد خانواده و حتي بيان يك ديدگاه متفاوت در عرصههاي نظري، آشوب به پا ميكند، بنيانها را به چالش ميطلبد، رنگوبوي ايدئولوژيك مييابد و ناگهان همه چيز «خطرناك» ميشود! لابد ميپرسيد: علت چيست؟ و من ميگويم: علتها! اما از ميان همه آنچه ميتوان به عنوان علت، ريشه، عامل و از اين دست برشمرد، به بيان و توضيح يك ويژگي بسنده ميكنم: «ژلاتيني بودن سياست در جامعه ايران»! ادامه مطلب را بخوانید »
دی ۰۴
روزنامه كارگزاران
نمیدانیم چه كنیم با این «یك وجب» ستون هفتگی و «یك خروار» غلط زیادی! برخی خوانندگان پیشنهاد كردهاند «غلطهای زیادی» عزیزان را گلچین كنیم. در این شماره همین كار را كردهایم. همه چیز تلگرافی و گاه به شیوه پانتومیم! اخبار كوتاه
به گزارش خبرگزاری غلطهای زیادی (غلطنا):
۱- آقای نوری المالكی نخستوزیر عراق گفته: «كسانی كه دستشان به خون عراقیها آغشته است پشت عمل این خبرنگار (منتظر الزیدی بنیانگذار خبرگزاری لنگه كفش) قرار داشتند. این خبرنگار به دنبال شهرت بود ولی در بدترین صفحات تاریخ جای گرفت.
* به نظر كارشناس «غلطنا»، آقای نوری المالكی اولا هیچگونه آشنایی و اطلاعی از رموز حرفه خبرنگاری مدرن ندارد و بیربط حرف میزند، ثانیا به نظر میرسد اخیرا بدون هماهنگی و اجازه ما حرف میزند. لابد قصد بازنشستگی دارد.
۲- آقای خزعلی دبیركل بنیاد بینالمللی غدیر گفته: «من كفش آن خبرنگار عراقی را كه به سوی بوش «لنگه كفش» پرتاب كرد، میبوسم.»
* جهت مزید استحضار ایشان، لنگه كفش نبود و یك جفت كفش بود. محض محكمكاری عرض شد كه اگر قرار است كاری بشود ناتمام و نصفهنیمه نباشد.
۳- آقای جنتی امام جمعه موقت تهران گفته: «نباید از این انتفاضه لنگه كفش به سادگی بگذریم. آفرین بر این مردی كه كفشها را پرتاب كرد… و من پیشنهاد میكنم هر وقت در عراق و ایران تظاهرات ضدآمریكایی میشود، با لنگه كفش باشد. این حركت خیلی پیام دارد.» ادامه مطلب را بخوانید »
دی ۰۱
سرمقاله كارگزاران - ۱/۱۰/۸۷
میخواهم درباره «توقیف مطبوعات» بنویسم اما از یك منظر متفاوت پدیده ناشناختهای نیست، كم یا بیش از گذشته تا حال و به احتمال نزدیك به یقین در آینده، همواره بوده، هست و خواهد بود. تا چه وقت؟ نمیدانم اما پس از كولاك هولناك «توقیف فلهای» مطبوعات، خط تولید این صنعت مترقی! رونق روزافزون یافت، ابتدا در بخشی از دستگاه قضایی و سپس با ظهور دولت نهم، در وزارت ارشاد. مهم نیست كه با تابلوی «هیات نظارت» و با استنادهای به اصطلاح قانونی و به ظاهر موجه، مثل آب خوردن بیانیه توقیف صادر میشود؛ مهم نیست كه حتی بدون نیاز به تشكیل جلسه حضوری گاه با یك هماهنگی تلفنی رأی توقیف جمعآوری میشود، مهم این است كه اكنون خبر توقیف یك نشریه، تعجب كسی را بر نمیانگیزد! خبری شده شبیه اخبار صفحه حوادث! تصادف در یك جاده، یك سانحه هوایی، مرگ یك مامور آتشنشانی، سقوط بهمن در كوهستان! «توقیف مطبوعات» اكنون بخشهایی از زندگی حرفه روزنامهنگاری مستقل در جامعه ما شده است.
انگار نوعی سرگرمی تكراری و دم دستی! اینكه «توقیف مطبوعات» آنگونه كه در این سالها شاهد بودهایم، خواه از نوع «موقت» كه انسان را به یاد «عقد موقت ۹۹ ساله» میاندازد، خواه از نوع «لغو امتیاز»،كه شباهت عجیبی به «تیر خلاص» دارد، از چه توجیه حقوقی، فرهنگی، سیاسی و ایدئولوژیك برخوردار است،موضوع این نوشته نیست. اینكه چنین رویكردی تا چه حد از منظر شعارها و آرمانهای اولیه انقلاب اسلامی و اصول قانون اساسی قابل خدشه و ناپذیرفتنی است، نیاز به مجال دیگر دارد. هر چند هیچ تردیدی در آن نیست، اما به باور من، جامعه ایران و بهویژه مشتریان و خوانندگان مطبوعات مستقل و غیردولتی و البته دستاندركاران اینگونه مطبوعات، اكنون با «چهرهای متفاوت» از «توقیف» سركار دارند: ادامه مطلب را بخوانید »
آذر ۳۰
شب عاشقان بی دل چه شب دراز باشد
تو بیا كز اول شب در صبح باز باشد
اینك شب!
شب من ،
شب تو ،
شب ما ،
ای شیرین ترین لحظه های انس!
“یلدا”
سوگند به مهر ،
به ماه ،
به مهربانی نگاه ،
به دلواپسی آه!
“سپیده” سر خواهد زد.
شب یلدا مبارك
آذر ۲۶
روزنامه كارگزاران
به گزارش «غلطنا» (خبرگزاری رسمی خودمان) كنفرانس مطبوعاتی و رادیو تلویزیون خودمان با همه انواع خبرنگاران رسانههای داخلی، خارجی، بازار مشترك، اوریژینال و غیره برگزار شد. به خیر و خوشی به همه پرسشهای آنان سوال دادیم. توجه بینندگان را به بخشهایی از این مصاحبه جلب میكنیم: خبرنگار روزنامه صد تومانی «وطن امروز»: نظر شما درباره طرح «دولت وحدت ملی» چیست؟
اصولا آقای دكتر محمود احمدینژاد برای ریاستجمهوری آینده شایستهتر و مناسبتر از حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی میباشند.
خبرنگار روزنامه پانصد تومانی «اعتماد»: چرا آقای مجید مجیدی چند وقت یكبار بهترین دكترینهای سینمایی خود را در یك جمع محدود و چندنفره مطرح میكند؟
سینما چه ربطی به «غلط زیادی» دارد؟ خبرنگار بعدی!
خبرنگار مجله «هفت» سابق: درست است كه آقای مجید مجیدی كارگردان «آواز گنجشكها» گفته كه در دوره آقای خاتمی چیزی جز ابتذال نصیب سینمای ما نشد؟
صحیح است، صحیح است، مرگ بر منافقین و صدام.
خبرنگار روزنامه صد تومانی «كیهان»: نظر حضرت مستطاب عالی درباره نظر سیفالله داد كه در پاسخ به نظر مجید مجیدی گفته: «این یعنی نوعی تبلیغ مواضع با چراغ خاموش»، چیست؟
اوه! كی میره این همه راه رو! چراغها را من خاموش میكنم.
خبرنگار روزنامه صد تومانی «خورشید»: آیا این خبر را تایید میكنید كه چندی قبل وزیر رفاه و برخی از مسوولان دولتی در اعتراض به پخش سرود «ای ایران ای مرز پرگهر» مراسم دیدار با بازنشستگان را ترك كردند؟
كار درستی كردهاند. كجسلیقگی بیشتر از اینكه ترانه «گل اومد بهار اومد» را شب یلدا پخش كنند!
خبرنگار «رادیو مسكو»: وزیر راه و ترابری ایران گفته «اگر از ابتدا به فكر جایگزینی هواپیماهای شرقی با هواپیماهای خارجی (منظور غربی است) بودیم، الان نیاز نبود كه مردم با آیتالكرسی سوار هواپیما شوند.» نظر شما چیست؟
خواهش میكنم! هرچه نظر شما باشد. آنتی دورینگ انگلس چطور است؟
خبرنگار روزنامه «كاروكارگر»: آقای رئیسجمهور در همایش «مطلع عشق» گفتهاند: «هر وقت ما گفتیم ازدواج، گفتند: مسكن درست كن، شغل درست كن، وام درست كن … هنوز به نظرم دوزاری آنها نیفتاده است كه خانواده یعنی چه و كاركردهای خانواده چیست؟» به نظر شما خانواده یعنی چه؟
یعنی جایی كه: دوزاری میافتد، صدای بوق آزاد شنیده میشود و به آسانی میشود شماره طرف را گرفت و با او حرف زد و باقی قضایا!
خبرنگار اخراجی «خبرگزاری فرانسه»: ممكن است بفرمایید چرا بیشتر سوژههای این ستون مربوط به «آن جناح» است؟ مگر شما خواهر و مادر ندارید؟!
چرا داریم! اما تا اطلاع ثانوی دوستان «همان جناح» ما را شرمنده تولید انبوه «غلطهای زیادی» میكنند. ادامه مطلب را بخوانید »
آذر ۲۳
روزنامه كارگزاران
با توجه به تولید روزافزون «غلطهای زیادی» در كشور، كه بنابر آمار رسمی «بانك مركزی» از نرخ پیشبینی شده در قانون برنامه نیز تجاوز كرده، تصمیم گرفتیم خبرگزاری ویژه غلطهای زیادی را با نام مبارك «غلطنا» تاسیس كنیم. در راستای سیاستهای عدالتمحور و برای اینكه به خبرگزاریهای رقیب ثابت شود «ما میتوانیم» حتی با «نفت یك ریالی» هم «غلطنا» را اداره كنیم، خبرهای تولیدی این خبرگزاری را به رایگان در اختیار همه رسانهها میگذاریم. ضمنا مراسم جشن افتتاحیه «غلطنا» برگزار نمیشود و هزینههای آن طبق وصیت مرحوم واقف، در زمینه امور خیریه، به ویژه در سفرهای استانی، به مصرف خواهد رسید. تو، تو، «فقط تو»! مدیركل سیاسی وزارت كشور گفته: «در حال حاضر دشمنان خارجی و برخی عوامل داخلی به دنبال این تز هستند كه بعد از احمدینژاد هر كسی بر سر كار بیاید بهتر است.»
* غلط كردهاند! ناقلاها نقشه كاندیداتوری غلامحسین الهام یا علی كردان را در سر دارند. بیمعرفتها!
عبرت بگیرید! آقای احمدینژاد در سفر استانی به تبریز خطاب به (؟) گفت: «شما باید از سرنوشت گذشتگان خود عبرت بگیرید. نگاه كنید و ببینید قبلیها به كجا رسیدهاند. ببینید آقای بوش كه باد در گلو میانداخت و با قلدری و غرور با ملتها صحبت میكرد به چه سرنوشتی رسید.» ادامه مطلب را بخوانید »