دی ۱۴

معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات با اشاره به برخی تفسیرهای صورت گرفته از سخنان اخیر رهبر انقلاب گفت:«به نظر من چنین چیزی به چند دلیل صحيح نیست. اولاً چنین اقدامی به این معناست که فرد خاصی از قبل انتخاب شده که مطمئنا نظر مقام رهبری چنين نيست. دوم آنكه مقام رهبری به آقايان کروبی و روحانی گفته‌اند که نه به کسی خواهند گفت در انتخابات رياست جمهوري آينده نامزد شود و نه مانع حضور کسی در انتخابات خواهند شد.»
متن کامل گفتگوی خبرنگار پایگاه خبری یاری با سید مصطفی تاج زاده، وزیر کشوردولت اصلاحات و عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت ایران اسلامی بدین شرح است:
یاری: پس از اظهارات رهبر انقلاب مبنی بر اینکه نباید در کشور شاه سلطان حسین ها به قدرت برسند اصولگرایان بحث های مختلفی را مطرح و اتهاماتي را متوجه اصلاح‌طلبان كرده‌اند. ارزيابي شما از اين خط تبلیغاتی جديد چيست؟
تجربه بشري نشان مي‌دهد كه شاه سلطان حسين در یک نظام استبدادی مي‌تواند به قدرت برسد، حال آنكه جمهوری اسلامی بنا به تعريف و براساس قانون اساسي نظامی مبتنی بر آرای مردم است و شهروندان نه تنها محق، بلكه موظفند از صدر تا ذيل اركان حكومت و عملكرد آنان را نقد كنند. با وجود اين، به نظر من بايد این بحث را به فال نیک گرفت و اين موضوع را شكافت که شاه سلطان حسینیزم یعنی چه؟ زمينه‌هاي به قدرت رسيدن شاه سلطان حسين و پيامدهاي حكومت چنين اشخاص چيست.
نزد ايرانيان شاه سلطان حسین سمبل بی کفایتی در اداره كشور و بي‌توجهي به خطرات خارجي و در نتيجه بر باد دادن ميهن است. پس باید بحث كرد کدام جریان و کدام سیاست ها و برنامه ها ممکن است خدای ناکرده ایران را بر باد دهند. فراموش نكنيم كه شاه سلطان حسین نارضايتي عمومي، فساد حكومتي و تهديدهاي خارجي را جدي نگرفت. از طرف ديگر ايرانيان بر اين باورند که سلسله حكومت‌ها زماني سقوط می‌کنند كه اشخاص كوچك مسوول کارهای بزرگ می شوند و بزرگان به کارهای کوچک گماشته می شوند. افزون بر آن حاكمان از مسائل اصلی غفلت می کنند و به مسائل جزئي می پردازند و به این ترتیب زمینه سقوط خود و حكومت را فراهم می کنند. نكته سوم جايگزيني خرافات و طالع‌بيني به جاي عقلانيت و برنامه‌ريزي امور لشكري و كشوري در عصر شاه سلطان حسين است. با توجه به نكات فوق بايد بررسي كرد كدام اشخاص و جريان سياسي واجد ويژگي‌‌هاي فوق است. به نظر من امروز دو دیدگاه در برابر هم صف کشیده‌اند. طبق دیدگاه اول وضعیت کشور در حال حاضر از هر نظر عالی است و در تاریخ ایران چنین وضعیتی بي‌سابقه است. به همين دليل، طرفدارن اين نگرش معتقدند هرگونه تغییر در این وضعیت مي‌تواند به فاجعه و از بین رفتن دستاوردها منجر شود. البته بسیاری از اصولگرایان چنين اعتقادي ندارند اما چون دستور تشکیلاتی صادر شده است، بعضاً خود را مجبور مي‌بينند كه از این دیدگاه دفاع کنند. ولي بسيار سكوت كرده‌اند.  ادامه مطلب را بخوانید »

دی ۱۳

گمان ندارم در هيچ جامعه‌اي، تا به اين حد و حجم و گستردگي كه در جامعه ايران شاهديم، مسائل اساسي عرصه سياست و راهبردهاي حاكميت و چگونگي مديريت كشور، محل مناقشه نظري و بحث و چون و چرا باشد. وضع‌به‌گونه‌ايست كه كوچكترين موضوعات، در  هر زمينه‌اي، خواه سياسي يا اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي، به مثابه يك «فرصت» براي عرضه اندام و جلوه‌گري سياسي، مورد توجه كنشگران سياسي قرار مي‌گيرد و خيلي زود زلف خود را به اصل مطلب يا به تعبير روشن‌تر: به مسائل اساسي و راهبردي، گره مي‌زند. اگر جامعه آمريكا به مثابه پررونق‌ترين بازار «تينك‌تنك» و «لابي» و «اتاق فكر» و مبادلات نظري به‌ويژه در عرصه‌هاي سياسي و استراتژيك، همواره در تب و تاب است؛ اگر «ماراتن» انتخابات رياست‌جمهوري آمريكا، دستكم براي دو سال بخش مهمي از ذهنيت افكار عمومي مردم آمريكا را به خود معطوف مي‌سازد؛ حتي اگر با تابلوي نئون «تغيير» باشد، اما هرگز اين‌گونه كه در ايران مشاهده مي‌شود، سرانجام كار به «جاهاي باريك» نمي‌رسد، بيخ پيدا نمي‌كند، وارد معقولات(!) و اصول دين نمي‌شود و حداكثر در قلمرو «سياست‌هاي اجرايي» مديريت كشور باقي مي‌ماند. ترديد ندارم كه براي بسياري از ما «ايراني‌هاي باغيرت» بسيار سنگين و چه بسا ننگين و اهانت‌آميز است اگر كسي جسارت به خرج دهد و ادعا كند كه «آنجا نان  توسعه‌يافتگي سياسي نظام و جامعه» خود را مي‌خورند! اما آيا از واقعيت، گريزي هست؟
در آنجا براي نخستين  بار يك سياهپوست آفريقايي‌تبار رئيس‌جمهور مي‌شود و فصلي متفاوت را در تاريخ آمريكا رقم مي‌زند، نه از آن جهت كه چه‌ها خواهد كرد، بلكه از آن رو كه از خاكستر مبارزات تاريخي برابرطلبي‌هاي نژادي برخاسته است و از آن مهمتر، به اين دليل كه ظرفيت‌ها و قابليت‌هاي نظام خود را به نمايش مي‌گذارد و جالب‌تر اينكه: آب از آب تكان نمي‌خورد، براساس نظام آمريكايي هيچ خدشه‌اي وارد نمي‌شود، كه چه بسا جان تازه‌تري هم مي‌گيرد و چابكتر از پيش!
اما در اينجا، با همه داشته‌ها و داعيه‌ها، گاه مدرك تحصيلي يك وزير، اجراي يك قانون، پيشنهاد يك لايحه در مورد خانواده و حتي بيان يك ديدگاه متفاوت در عرصه‌هاي نظري، آشوب به پا مي‌كند، بنيان‌ها را به چالش مي‌طلبد، رنگ‌وبوي ايدئولوژيك مي‌يابد و ناگهان همه چيز «خطرناك» مي‌شود! لابد مي‌پرسيد: علت چيست؟ و من مي‌گويم: علت‌ها! اما از ميان همه آنچه مي‌توان به عنوان علت، ريشه، عامل و از اين دست برشمرد، به بيان و توضيح يك ويژگي بسنده مي‌كنم: «ژلاتيني بودن سياست در جامعه ايران»!  ادامه مطلب را بخوانید »

دی ۰۴

 روزنامه كارگزاران

نمی‌دانیم چه كنیم با این «یك وجب» ستون هفتگی و «یك خروار» غلط زیادی! برخی خوانندگان پیشنهاد كرده‌اند «غلط‌های زیادی» عزیزان را گلچین كنیم. در این شماره همین كار را كرده‌ایم. همه چیز تلگرافی و گاه به شیوه پانتومیم! اخبار كوتاه
به گزارش خبرگزاری غلط‌های زیادی (غلطنا):
۱- آقای نوری المالكی نخست‌وزیر عراق گفته: «كسانی كه دستشان به خون عراقی‌ها آغشته است پشت عمل این خبرنگار (منتظر الزیدی بنیانگذار خبرگزاری لنگه كفش) قرار داشتند. این خبرنگار به دنبال شهرت بود ولی در بدترین صفحات تاریخ جای گرفت.
* به نظر كارشناس «غلطنا»، آقای نوری المالكی اولا هیچ‌گونه آشنایی و اطلاعی از رموز حرفه خبرنگاری مدرن ندارد و بی‌ربط حرف می‌زند، ثانیا به نظر می‌رسد اخیرا بدون هماهنگی و اجازه ما حرف می‌زند. لابد قصد بازنشستگی دارد.

۲- آقای خزعلی دبیركل بنیاد بین‌المللی غدیر گفته: «من كفش آن خبرنگار عراقی را كه به سوی بوش «لنگه كفش» پرتاب كرد، می‌بوسم.»
* جهت مزید استحضار ایشان، لنگه كفش نبود و یك جفت كفش بود. محض محكم‌كاری عرض شد كه اگر قرار است كاری بشود ناتمام و نصفه‌نیمه نباشد.
۳- آقای جنتی امام جمعه موقت تهران گفته: «نباید از این انتفاضه لنگه كفش به سادگی بگذریم. آفرین بر این مردی كه كفش‌ها را پرتاب كرد… و من پیشنهاد می‌كنم هر وقت در عراق و ایران تظاهرات ضدآمریكایی می‌شود، با لنگه كفش باشد. این حركت خیلی پیام دارد.» ادامه مطلب را بخوانید »

دی ۰۱

 سرمقاله كارگزاران - ۱/۱۰/۸۷

می‌خواهم درباره «توقیف مطبوعات» بنویسم اما از یك منظر متفاوت پدیده ناشناخته‌ای نیست، كم یا بیش از گذشته تا حال و به احتمال نزدیك به یقین در آینده، همواره بوده، هست و خواهد بود. تا چه وقت؟ نمی‌دانم اما پس از كولاك هولناك «توقیف فله‌ای» مطبوعات، خط تولید این صنعت مترقی! رونق روزافزون یافت، ابتدا در بخشی از دستگاه قضایی و سپس با ظهور دولت نهم، در وزارت ارشاد. مهم نیست كه با تابلوی «هیات نظارت» و با استنادهای به اصطلاح قانونی و به ظاهر موجه، مثل آب خوردن بیانیه توقیف صادر می‌شود؛ مهم نیست كه حتی بدون نیاز به تشكیل جلسه حضوری گاه با یك هماهنگی تلفنی رأی توقیف جمع‌آوری می‌شود، مهم این است كه اكنون خبر توقیف یك نشریه، تعجب كسی را بر نمی‌انگیزد! خبری شده شبیه اخبار صفحه حوادث! تصادف در یك جاده، یك سانحه هوایی، مرگ یك مامور آتش‌نشانی، سقوط بهمن در كوهستان! «توقیف مطبوعات» اكنون بخش‌هایی از زندگی حرفه روزنامه‌نگاری مستقل در جامعه ما شده است.

انگار نوعی سرگرمی تكراری و دم‌ دستی! اینكه «توقیف مطبوعات» آن‌گونه كه در این سال‌ها شاهد بوده‌ایم، خواه از نوع «موقت» كه انسان را به یاد «عقد موقت ۹۹ ساله» می‌اندازد، خواه از نوع «لغو امتیاز»،‌كه شباهت عجیبی به «تیر خلاص» دارد، از چه توجیه حقوقی، فرهنگی، سیاسی و ایدئولوژیك برخوردار است،‌موضوع این نوشته نیست.  اینكه چنین رویكردی تا چه حد از منظر شعارها و آرمان‌های اولیه انقلاب اسلامی و اصول قانون اساسی قابل خدشه و ناپذیرفتنی است، نیاز به مجال دیگر دارد. هر چند هیچ تردیدی در آن نیست، اما به باور من، جامعه ایران و به‌ویژه مشتریان و خوانندگان مطبوعات مستقل و غیردولتی و البته دست‌اندركاران این‌گونه مطبوعات، اكنون با «چهره‌ای متفاوت» از «توقیف» سركار دارند: ادامه مطلب را بخوانید »

آذر ۳۰

شب عاشقان بی دل چه شب دراز باشد

تو بیا كز اول شب در صبح باز باشد

 

اینك شب!

شب من ،

شب تو ،

شب ما ،

ای شیرین ترین لحظه های انس!

 “یلدا”

    سوگند به مهر ،

        به ماه ،

         به مهربانی نگاه ،

            به دلواپسی آه!

“سپیده” سر خواهد زد.

شب یلدا مبارك

آذر ۲۶

روزنامه كارگزاران

به گزارش «غلطنا» (خبرگزاری رسمی خودمان) كنفرانس مطبوعاتی و رادیو تلویزیون خودمان با همه انواع خبرنگاران رسانه‌های داخلی، خارجی، بازار مشترك، اوریژینال و غیره برگزار شد. به خیر و خوشی به همه پرسش‌های آنان سوال دادیم. توجه بینندگان را به بخش‌هایی از این مصاحبه جلب می‌كنیم: خبرنگار روزنامه صد تومانی «وطن امروز»: نظر شما درباره طرح «دولت وحدت ملی» چیست؟
اصولا آقای دكتر محمود احمدی‌نژاد برای ریاست‌جمهوری آینده شایسته‌تر و مناسب‌تر از حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی می‌باشند.
خبرنگار روزنامه پانصد تومانی «اعتماد»: چرا آقای مجید مجیدی چند وقت یك‌بار بهترین دكترین‌های سینمایی خود را در یك جمع محدود و چندنفره مطرح می‌كند؟
سینما چه ربطی به «غلط زیادی» دارد؟ خبرنگار بعدی!
خبرنگار مجله «هفت» سابق: درست است كه آقای مجید مجیدی كارگردان «آواز گنجشك‌ها» گفته كه در دوره آقای خاتمی چیزی جز ابتذال نصیب سینمای ما نشد؟
صحیح است، صحیح است، مرگ بر منافقین و صدام.
خبرنگار روزنامه صد تومانی «كیهان»: نظر حضرت مستطاب عالی درباره نظر سیف‌الله داد كه در پاسخ به نظر مجید مجیدی گفته: «این یعنی نوعی تبلیغ مواضع با چراغ خاموش»، چیست؟
اوه! كی می‌ره این همه راه رو! چراغ‌ها را من خاموش می‌كنم.
خبرنگار روزنامه صد تومانی «خورشید»: آیا این خبر را تایید می‌كنید كه چندی قبل وزیر رفاه و برخی از مسوولان دولتی در اعتراض به پخش سرود «ای ایران ای مرز پرگهر» مراسم دیدار با بازنشستگان را ترك كردند؟
كار درستی كرده‌اند. كج‌سلیقگی بیشتر از این‌كه ترانه «گل اومد بهار اومد» را شب یلدا پخش كنند!
خبرنگار «رادیو مسكو»: وزیر راه و ترابری ایران گفته «اگر از ابتدا به فكر جایگزینی هواپیماهای شرقی با هواپیماهای خارجی (منظور غربی است) بودیم، الان نیاز نبود كه مردم با آیت‌الكرسی سوار هواپیما شوند.» نظر شما چیست؟
خواهش می‌كنم! هرچه نظر شما باشد. آنتی دورینگ انگلس چطور است؟
خبرنگار روزنامه «كاروكارگر»: آقای رئیس‌جمهور در همایش «مطلع عشق» گفته‌اند: «هر وقت ما گفتیم ازدواج، گفتند: مسكن درست كن، شغل درست كن، وام درست كن … هنوز به نظرم دوزاری آنها نیفتاده است كه خانواده یعنی چه و كاركردهای خانواده چیست؟» به نظر شما خانواده یعنی چه؟
یعنی جایی كه: دوزاری می‌افتد، صدای بوق آزاد شنیده می‌شود و به آسانی می‌شود شماره طرف را گرفت و با او حرف زد و باقی قضایا!
خبرنگار اخراجی «خبرگزاری فرانسه»: ممكن است بفرمایید چرا بیشتر سوژه‌های این ستون مربوط به «آن جناح» است؟ مگر شما خواهر و مادر ندارید؟!
چرا داریم! اما تا اطلاع ثانوی دوستان «همان جناح» ما را شرمنده تولید انبوه «غلط‌های زیادی» می‌كنند. ادامه مطلب را بخوانید »

آذر ۲۳

روزنامه كارگزاران

با توجه به تولید روزافزون «غلط‌های زیادی» در كشور، كه بنابر آمار رسمی «بانك مركزی» از نرخ پیش‌بینی شده در قانون برنامه نیز تجاوز كرده، تصمیم گرفتیم خبرگزاری ویژه غلط‌های زیادی را با نام مبارك «غلطنا» تاسیس كنیم. در راستای سیاست‌های عدالت‌محور و برای اینكه به خبرگزاری‌های رقیب ثابت شود «ما می‌توانیم» حتی با «نفت یك ریالی» هم «غلطنا» را اداره كنیم، خبرهای تولیدی این خبرگزاری را به رایگان در اختیار همه رسانه‌ها می‌گذاریم. ضمنا مراسم جشن افتتاحیه «غلطنا» برگزار نمی‌شود و هزینه‌های آن طبق وصیت مرحوم واقف، در زمینه امور خیریه، به ویژه در سفرهای استانی، به مصرف خواهد رسید. تو، تو، «فقط تو»! مدیركل سیاسی وزارت كشور گفته: «در حال حاضر دشمنان خارجی و برخی عوامل داخلی به دنبال این تز هستند كه بعد از احمدی‌نژاد هر كسی بر سر كار بیاید بهتر است.»
* غلط كرده‌اند! ناقلاها نقشه كاندیداتوری غلامحسین الهام یا علی كردان را در سر دارند. بی‌معرفت‌ها!
عبرت بگیرید! آقای احمدی‌نژاد در سفر استانی به تبریز خطاب به (؟) گفت: «شما باید از سرنوشت گذشتگان خود عبرت بگیرید. نگاه كنید و ببینید قبلی‌ها به كجا رسیده‌اند. ببینید آقای بوش كه باد در گلو می‌انداخت و با قلدری و غرور با ملت‌ها صحبت می‌كرد به چه سرنوشتی رسید.» ادامه مطلب را بخوانید »

آذر ۱۶

روزنامه اعتماد

آیا به رسمیت شناختن یك “حق” یا یك ” مناسبت”، صنفی یا سیاسی ، از سوی هر نظام یا حاكمیت، به مفهوم صدور سند مالكیت و” تعلق و تصرف” آن ” حق یا مناسبت” توسط نظام یا حاكمیت است؟
“تشكیل سندیكا” ، “اعتصاب برای اعتراض و استیفای حقوق صنفی” ، ” برگزاری اجتماعات توسط احزاب سیاسی” و مواردی از این دست سالهاست كه در بسیاری از نظام های دموكراتیك به مثابه “حق قانونی” به رسمیت شناخته شده است.
برخی مناسبت های تقویمی، همچون ” روز اول ماه می یا روز جهانی كارگر” نیز چنین وضعیتی داشته است.
آیا “به رسمیت شناختن ” این حقوق یا تمكین سیاسی از سوی نظام ها به مفهوم “دخالت ” و حتی “جایگزینی” حاكمیت به جای صاحبان اصلی بوده است؟!
آیا در هیچ جای این عالم، سابقه داشته كه مثلا در “روز جهانی كارگر”كارفرمایان، خواه دولتی یا بخش خصوصی، به جای كارگران به برگزاری مراسم بپردازند، در باره حقوق صنفی كارگران سخن سرایی كنند و برای استیفای حقوق آنها خط و نشان بكشند؟!
آیا در”عالم خیال” نیز می توان چنین “فانتزی حیرت انگیز″ی را تصور كرد؟
تنها در یك حالت می توان به خلق این فانتزی پرداخت: “وارونگی”! و به بیان روشنتر: “تفسیر خود خواسته” از یك حق یا مناسبت صنفی یا سیاسی .
روز شانزده آذر یا روز″دانشجو” تا پیش از انقلاب اسلامی، نه تنها هیچ گاه از سوی رژیم حاكم به رسمیت شناخته نشد بلكه همواره به مثابه یك موقعیت یا ” مناسبت سیاسی”، كه البته عموما در قواره صنفی (دانشجویی) تبلور می یافت،همچون ” استخوان گلوگیر”،هر سال دستگاه امنیتی آن رژیم را آزار می داد و در آستانه این مناسبت دانشجویی، به نوعی” آماده باش” یا پیشدستی معمولا بی حاصل وا می داشت.
اگر برای توده مردم ایران، در آن سالها،ریشه و خاستگاه تاریخی “شانزده آذر”، به دقت و روشنی، معلوم نبود یا سربسته و تحریف شده مانده بود اما برای متولیان آن رژیم و به ویژه برای دست اندركاران و فعالان اصلی یعنی ” جنبش دانشجویی” ایران در ماهیت و شجره نامه و رویكرد این مناسبت، هیچ ابهام و اختلاف نظری وجود نداشت.
در این مجال قصد واكاوی تاریخی ” واقعه شانزده آذر” را ندارم كه انگیزه اصلی حركت دانشجویان چه بود؟ بهانه آنان چه؟ و رویكرد سیاسی آنان چه؟ اما ناگزیرم آشكارا بر این حقیقت پافشاری كنم كه ” سایه سنگین فرصت طلبی ژنتیك” حزب توده همچون بختك روی پیكر این واقعه افتاد كه افتاد! ادامه مطلب را بخوانید »

آذر ۱۲

كارگزاران:

باور بفرمایید اگر می‌دانستم ستون «غلط‌های زیادی» تا به این اندازه جدی گرفته می‌شود چه‌بسا عمرا مرتكب چنین غلط‌زیادی نمی‌شدم. تلفن پشت تلفن، اس‌‌ام‌اس در پی پیامك! حتی یك آقایی از داخل اتوبوس شركت واحد در حال حركت یك «موشك كاغذی» به‌طرف من كه منتظر تاكسی، كنار خیابان ایستاده بودم، پرتاب كرد و وقتی با عصبانیت نگاهش كردم با صدای بلند گفت: «فلانی دوستت داریم، فلانی دوستت داریم» ادب انقلابی و فروتنی ضداستكباری ایجاب می‌كند به پاس این همه لطف و محبت به مشتی از خروار و اندكی از بسیار، پرسش‌های «هواداران غلط‌های زیادی» پاسخ دهم. البته به اختصار. پرسش: این عنوان «غلط‌های زیادی» شامل چه كسانی می‌شود؟
پاسخ: مثل آفتاب، فراگیر است. شامل همه می‌شود. البته جز نویسنده كه ترجیح می‌دهد سایه‌نشین باشد. ادامه مطلب را بخوانید »

آذر ۰۷

كارگزاران - ۵/۹/۸۷

می‌خواستم عنوان این ستون را بگذارم: «جدی نگیرید»، دیدم «شوخی» هم حدی دارد. می‌خواستم بگذارم: «كافی‌شاپ»، به یادم آمد كه نیاز به مجوز اداره اماكن دارد. فكر كردم «كافه آنتراكت» چطور است؟ نگرانی سراسر وجودم را گرفت كه نكند دچار آتش‌سوزی شود. عجالتا نام آن را «غلط‌های زیادی» می‌گذارم. تا چه پیش آید.

بدون شرح
عصر روز شنبه مراسم تودیع و معارفه دو وزیر كشور، سابق و لاحق، آقایان علی كردان و صادق محصولی برگزار شد. آقای كردان در این مراسم فرمودند: «قبل از جلسه استیضاح، نگاه من نگاه حزبی بود. خدا را سپاسگزارم كه نگاهم از نگاه حزبی به نگاه حزب‌الله پیوند خورد. حادثه شیرین دیگر نیز این بود كه قبل از استیضاح، به تبار و باند و اشخاص وابستگی‌هایی وجود داشت كه این را هم خدا لطف كرد و از آن خارج شدم و نقص توحید من تكمیل شد.» (زبانم لال، این مطالب هیچ ارتباطی با آقای علی لاریجانی ندارد! )
ایشان اضافه كرده‌اند: «من به ویژه به برادری كه نقش اول را در استیضاح من ایفا كرد دو نكته را می‌گویم: نخست آنكه دروغ گناه است (آخ كه گل گفتی برادر!) و دوم این‌كه، این افراد ضعیف‌النفس هستند كه دروغ می‌گویند نه افراد توانایی كه خداوند از خزانه غیب خود به آنها توان داده تا با بحران‌‌ها مواجه شوند (این را البته كمی شل گفتی‌!)
آقای رئیس‌جمهور هم گفته‌اند: «رفتار آقای كردان در روز استیضاح را رفتاری انقلابی، آرمانی و مبتنی بر فرهنگ بسیجی دیدم»
حالا خطاب من به آقای نوباوه است كه: «یاد بگیر، برادر!»

ادامه مطلب را بخوانید »

آبان ۲۰

 كارگزاران - ۲۱ آبان ۸۷

توقیف هفته‌نامه «شهروند امروز» از سوی هیات نظارت بر مطبوعات به‌ویژه با دقت نظر در استدلال‌ها و استنادهای دندان‌شكن! آن هیات به قانون مطبوعات، كه البته در این سه سال حكومت دولت آقای احمدی‌نژاد پی‌درپی برای توقیف و تعطیل نشریات مستقل شاهد بوده‌ایم، انسان را به این نتیجه بسیار مهم و حیرت‌‌انگیز رهنمون می‌شود كه: این دولت انقلابی، چقدر زود و آسان كار مردم را راه می‌اندازد! بی‌معطلی، بی‌دنگ و فنگ! اگر در گذشته لازم بود یا چاره‌ای نبود جز آنكه برای برخورد با یك نشریه چموش و ناهمراه، كلی زمینه‌چینی شود، پرونده‌ای دست و پا گردد، پای دستگاه قضایی و هیات منصفه‌ای هرچند برگزیده دستگاه‌های رسمی و نه نماینده افكار عمومی، به میان آید، در این سال‌‌ها به سادگی و گوارایی آب خوردن، فرمان توقیف صادر شده است و البته آنگونه كه رخسار حضرات گواهی می‌دهد، آب هم از آب تكان نخورده است. مطبوعات مستقل، همچون «مرغ بسمل» بی‌هیچ مجالی برای چون و چرا ناگهان «موقوف»! شده‌اند و به گمان آقایان: تمام و خلاص! بهتر از این می‌شود كار مردم را راه انداخت!؟ ساده و آسان و ارزان! اگر در همه جای جهان، دانشمندان و پژوهشگران، شب و روز در كتابخانه‌ها و آزمایشگاه‌ها با تلاش و تقلای فراوان می‌كوشند با كشف و اختراع و نوآوری، گامی برای آسان كردن گذران زندگی بشر‌ بردارند، در این سرزمین نیز به همت متولیان وزارت ارشاد، روزبه‌روز «تكنولوژی!» تعطیل و توقیف فعالیت‌های خلاقه به‌ویژه در عرصه فرهنگ و هنر و رسانه، البته از نوع غیردولتی و غیرسفارشی آن، پیشرفته‌تر و آسان‌تر و زودبازده‌تر می‌شود! چه تفاوتی دارد؟! مهم این است كه كارها سریع و آسان انجام شود. خواه برای انتقال پیام از این‌سو به آن‌سوی عالم و خواه برای توقیف پیام و محروم ساختن افكار عمومی از دستیابی به اندیشه‌ها و دیدگاه‌های متفاوت! به گمان این قلم ترجیح دارد كه هنگام توقیف مطبوعات، وزارت ارشاد و هیات نظارت، خود را برای ارائه مستندات قانونی و اقامه دلایل حقوقی به زحمت نیندازند. رك و سرراست بروند سراغ اصل مطلب! به افكار عمومی بگویند كه ادامه انتشار برخی مطبوعات كه رویكردی مستقل و انتقادی دارند اسباب زحمت دولت است، چشم و گوش مردم را باز می‌كند، پرسشگری را دامن می‌زند، پرده فریب را می‌درد و فضای گورستانی تمكین و توده‌‌‌گرایی را برمی‌آشوبد! ادامه مطلب را بخوانید »

آبان ۱۱

روزنامه اعتماد - ۱۰/۸/۸۷

“هر دم از این باغ! بری می رسد”

قضیه پنج میلیون تومان اهدایی دستگاه ریاست جمهوری به نمایندگان مجلس هشتم، “به نام كمك به مسجد” و ” به كام پشتیبانی از وزیركشور” هر چند از نادره های سیاسی دوران ماست ، اما به گمان من نباید شگفت انگیز تلقی شود.
به نظر می رسد این قافله تا به حشر لنگ است .التهاب های درونی “دولت اسلامی” را نقطه پایانی نیست! اگر آقای محمود احمدی نژاد پیش بینی می كرد كه با معرفی آقای علی كردان به عنوان وزیر كشور در سال پایانی حكومت دولت نهم ، چه آتش “دامن گیر ” و فزاینده ای بر رمق اعتبار این دولت پر چالش افكنده خواهد شد، چه بسا با اندكی تامل، از این كار منصرف می شد.
نمی دانم كدام شیر پاك خورده ای این “پوست خربزه” سیاسی  را درست در حال و هوایی كه تمامی همت و تلاش آقای رئیس جمهور و اصحاب كابینه و مشاوران سیاسی و تبلیغاتی و رسانه ای ایشان، در واپسین سال مسئولیت دولت نهم مصروف باز سازی وجهه درهم ریخته و نابسامان و ناكارآمد این مجموعه در ذهنیت افكار عمومی است ،زیر پای این عزیزان! گذاشت!
 كاش آقای علی لاریجانی به عنوان رئیس مجلس هشتم، كه نقش بسیار موثر و تعیین كننده ای در “بركشیدن” آقای علی كردان از یك “موقعیت دست چندم اجرایی” به جایگاه پر نفوذ و” اختیاردار” –در همه زمینه های مالی و سیاسی و اداری- داشته است، دستكم به درخواستهای خیرخواهانه و مصرانه دوستان و هم مسلكان سیاسی خود و نیز آقای كردان، توجهی می كرد كه آن روز، هنگام بررسی سوابق و لواحق وزیر كشور پیشنهادی آقای رئیس جمهور پیشنهاد جلسه غیر علنی دادند.
“پیر در خشت خام آن بیند كه جوان در آینه” حالا معلوم می شود كه تجربه و پختگی سیاسی آنان كه به طور مستقیم “خاك صحنه فعالیت ومبارزه سیاسی” را در دوران پیش از انقلاب تجربه كرده اند تا چه مایه افزونتر از “سیاستمداران پس از فتح” است. آقای احمد توكلی ،صرفنظر از اینكه با مشرب و نگرش سیاسی ایدئولوژیك او موافق یا مخالف باشیم ، یك عنصر با سابقه استخوان دار سیاسی است كه به گواهی مشاهدات شخصی این قلم در دوران زندان رژیم سابق، خیلی زودتر از دیگران در برابر كژراهه اندیشه و مشی منحرف سازمان مجاهدین خلق واكنش نشان داد و راهش را از آنان جدا كرد.
هنگامی كه در آغاز دوره هشتم مجلس موضوع انتخاب رئیس پارلمان ،اصولگرایان راه یافته به این نهاد را پیرامون دو كاندیدای ریاست، یعنی آقایان حداد عادل و علی لاریجانی دو شقه كرد، آقای احمد توكلی ، بر حلاف انتظار آنان كه گمان می كردند او به اعتبار” نسبت نزدیك فامیلی و سابقه همكاری اجرایی و قرابت فكری ” جانب لاریجانی را خواهد گرفت، در جبهه مقابل قرار گرفت .
در قضیه معرفی علی كردان به عنوان وزیر كشور نیز از ابتدا ابراز مخالفت كرد و در روز رای گیری نیز بسیار كوشید تا بلكه با بهره گیری از شیوه های ” مصلحت جویانه” و “آبرودارانه” از سر باز كردن یك “بقچه پیچیده” پیشگیری كند. اما پافشاری لجاجت آمیز و البته خدشه آمیز آقای رئیس مجلس برای نپذیرفتن پیشنهاد جلسه غیر علنی راه را برای “از پرده برون افتادن رازهای سر به مهر” باز كرد تا اكنون شاهد هر روزه  چشمه های تازه ای از آن باشیم.  ادامه مطلب را بخوانید »

آبان ۰۸

شهروند امروز - ۱۱/۸/۸۷

۱- «تاريخ» يا «نقد حال» ؟
در واكاوي تحولات اجتماعي در همه جاي جهان، «رخداد»هايي را مي‌توان يافت كه در برابر «تاريخي شدن» جان سختي و مقاومت نشان مي‌دهند. انگار حاضر نيستند دست از گريبان «سرنوشت اكنون»‌ آدم‌ها بردارند. فارغ از «سعد» ‌و «نحس» ‌ماهيت خود، ‌خواه همچون «مدال افتخار» يا «طوق لعنت»، ‌دست به كار بي وقفه تقدير امروز و چه بسا فرداي جامعه خويشند!
گرچه از «تاريخ» گزیری نيست، ‌دير يا زود، ‌اما به هرحال، ‌تاريخ يعني سرگذشت «گذشته ها و گذشتگان» و چيزي شبيه «گورمردگان» است، ‌هر چند در قواره‌اي با شكوه و زيبا و غلط انداز و حتي «زنده نما»‌ همچون آرامگاه فراعنه مصر يا ويترين جسد موميايي شده حضرت لنين!
به گمان من، تعبير «تاريخ معاصر»‌ با همه شهرت و دامنه رواج مسامحه آميزش، نوعي «كلاژ آب و آتش» است و ماهيت پارادوكسيكال دارد. «اكنون»‌ كه «تاريخ» نيست، ‌نقد حال و مقال است، «غوره» بخت ناگشوده‌ايست كه تا «انگور»‌شدن يا نشدن، ‌تا به بلوغ «كشمش» رسيدن يا نرسيدن و تا فرجام نامشخص سرنوشت، هنوز راهي دراز در پيش دارد.
اما «گذشته» تاريخ است و هم از اين رو با «فعل ماضي» روايت مي‌شود. «جنگ‌چالدران»‌تاريخ است، ‌همچنانكه جنگ اول و دوم جهاني. در فلان روز از فلان سال آغاز و در بهمان روز از بهمان سال پايان يافتند و خلاص! اين يعني تاريخي شدن.
اما «قضيه فلسطين»‌و تشكيل كشوري به نام اسرائيل را، به رغم سپري شدن شصت سال و با وجود همه كوشش‌هاي حقوقي، ‌سياسي، ‌نظامي و از اين دست، ‌هنوز نمي‌توان با «فعل ماضي»‌روايت كرد، «كشتار ارامنه»‌ در دوران «خلافت يا امپراطوري عثماني» را نيز!
چرا كه اين گونه رخدادها هرچند به لحاظ «تقويمي»‌متعلق به «گذشته»اند، اما به لحاظ «تقدير»ي، آن گونه كه هر روز شاهديم، ‌«گريبان اكنون»‌را محكم چسبيده‌اند، ‌رهايش نمي‌كنند، همچون همزاد اكنون يار گرمابه و گلستان‌اند! تا چه وقت؟ نمي‌دانم، يعني معلوم نيست.
ساده‌ترين و البته درست‌ترين شيوه روايت اين گونه رخدادهاي «فراري از تاريخ»‌ بهره‌گيري از «فعل ماضي نقلي»‌ است كه هم حق «ريشه گذشته»‌ و هم حرمت «ساقه و برگ و بار اكنون»‌ را درباره آنها پاس مي‌دارد. ادامه مطلب را بخوانید »

آبان ۰۱

با توجه به تولید بزرگترین ساندویچ دنیا برخی رکوردهایی كه در كنار ساندویچ شتر مرغ ایرانی قابلیت عرضه به کتاب گینس دارند بدین شرح می باشند!:

  • - ایران دارای بیشترین میزان فرار مغزها در جهان است؛
  • - ایران دارای کمترین میزان سرمایه‌گذاری خارجی در منطقه است؛
  • - ایران دارای بالاترین نرخ تلفات جاده‌ای است؛
  • - ایران یکی از پنج کشور دارای بیشترین تعداد قتل در روز است؛
  • - ایران دارای بیشترین تلفات وقت شهروندان در خیابان‌های شهر به دلیل ترافیک است؛
  • - ایران دارای بیشترین تلفات خاک در سال است؛
  • - ایران دارای بیشترین اُفت آب زیرزمینی در سال است؛
  • - ایران دارای بالاترین نرخ تورم در منطقه است؛
  • - ایران دارای بیشترین دعاوی حقوقی در بین شهروندان خود است؛
  • - ایران دارای بیشترین نرخ نزاع خیابانی در منطقه است؛
  • - ایران دارای بیشترین میزان ترک تحصیل در دوران متوسطه است؛
  • - ایران دارای بیشترین نرخ دختران فراری در منطقه است؛
  • - ایران دارای بیشترین تعداد طلاق و خودکشی در خاورمیانه است؛
  • - ایران دارای یکی از بیشترین نرخ بیکاری در جهان است؛
  • - ایران دارای بالاترین آمار اعدام (بعد از چین) در جهان است؛
  • - پایتخت ایران یکی از آلوده‌ترین پایتخت‌های جهان است؛
  • - محیط زیست ایران یکی از ناپایدارترین، محیط ‌زیست‌ها در جهان است؛
  • - ایران از نظر توسعه انسانی در بین یکصد کشور نخست جهان جای ندارد؛
  • - ارزش واحد پول ایران، یکی از نازل‌ترین واحدهای پولی منطقه است؛
مهر ۲۴

شهروند امروز - ۲۷/۷/۸۵

عادت كرده‌ايم «آرزوها»يمان را در «قاب واقعيت» يا حتي تحليل و تفسير خودخواسته از واقعيت، تماشا كنيم! اگر كار به همين جا - با همه سرخوشي‌اش -  ختم شود هيچ عيبي ندارد. حتي اگر اين سير و سياحت رويايي، هيچ‌گاه در عالم واقع تعبير نشود و يا در قد و قواره‌اي بسيار كوچك و ناتمام جامه عمل بپوشد!
اما مشكل از آنجا آغاز مي‌شود كه اين «آرزوهاي واقعيت‌نشان»، آنقدر «جدي و قطعي» گرفته شوند كه آه از نهاد مرحوم «سروانتس» آفريدگار شخصيت «دن كيشوت» برآيد! «منجي‌گرايي» اگر در قلمرو جهان‌بيني و اعتقاد ديني يك امر پذيرفته‌شده و موجه و اميدبخش تلقي مي‌شود، در عرصه سياست عرفي، چيزي از جنس «سركنگبين» است و ماجراي «صفرافزايي»!
به گمان من، با پايان قرن بيستم، فاتحه منجي‌گرايي و انتظار «جامعه موعود» در عرصه سياست عرفي خوانده شد، هم از نوع «ماركسيستي»‌اش و هم از نوع «فوكوياما»يي‌اش! معلوم شد كه انتظار فرج انسان براي تحقق «جامعه بي‌طبقه كمونيستي» و «پايان تاريخ» آمريكايي چيزي فراتر از وعده سرخرمن نبوده است.
به نظر مي‌رسد انسان هزاره سوم، كاملا حواسش را جمع كرده كه ديگر به هيچ «فراخوان منجي‌مآب» اعتماد نكند و به اصطلاح «سركار» قرار نگيرد. خوب يا بد، جامعه امروز به گونه‌اي آشكار و بي‌ملاحظه، اگر نه در عرصه فلسفه و جهان‌بيني، اما در قلمرو زندگي اجتماعي و سياست عرفي، به شدت «پوزيتويست» شده است. تا چيزي را به مثابه يك واقعيت عيني در مشت خويش لمس نكند، باور نخواهد كرد. ادامه مطلب را بخوانید »